مقالۀ بازگشت ثانوی عیسی مسیح


بازگشت ثانوی عیسی‌مسیح

بازگشت ثانوی عیسی‌مسیح از مهم‌ترین امیدهای ایمان مسیحی است. عهد جدید به‌روشنی تعلیم می‌دهد که عیسی‌مسیح، که پس از مرگ و قیام به آسمان صعود کرد، دوباره خواهد آمد و بازگشت او با تحقق وعده‌های خدا دربارهٔ ربوده‌شدن کلیسا، بسته‌شدن شیطان، سلطنت هزارساله، داوری نهایی، آسمان جدید و زمین جدید و سلطنت ابدی همراه خواهد بود (متی ۱۶: ۲۷ و ۲۴: ۲۷ -۳۱؛ اعمال ۱: ۹ -۱۱؛ اول تسالونیکیان ۴: ۱۶ -۱۷؛ مکاشفه ۱۹: ۱۱ -۱۶). عیسی‌مسیح خود وعده داد که بازخواهد گشت و ایمانداران را نزد خود خواهد برد (یوحنا ۱۴: ۲ -۳). بنابراین، بازگشت او یک احتمال یا صرفاً نماد نیست، بلکه وعده‌ای قطعی است که کلیسا از آغاز به آن امید داشته است.
پس از قیام، عیسی‌مسیح به مدت چهل روز بر شاگردان ظاهر شد و دربارهٔ ملکوت خدا با آنان سخن گفت. سپس در برابر چشمان آنان به آسمان صعود کرد و فرشتگان اعلام کردند که همان‌گونه که او را در حال صعود دیدند، بازخواهد گشت (اعمال ۱: ۳،۹ -۱۱). رسولان نیز بارها به بازگشت عیسی‌مسیح اشاره کردند و از ایمانداران خواستند در انتظار آن باشند (تیطس ۲: ۱۳؛ عبرانیان ۹: ۲۸؛ یعقوب ۵: ۷ -۸).
یکی از روشن‌ترین بخش‌های عهد جدید دربارهٔ بازگشت مسیح، اول تسالونیکیان ۴: ۱۳ -۱۸ است. پولس رسول توضیح می‌دهد که خداوند از آسمان باز خواهد آمد، ایمانداران به او که مرده‌اند با بدن‌هایی جلال یافته در مسیح رستاخیز خواهند یافت و ایماندارانی که در آن زمان زنده باشند، با بدن‌هایی تبدیل شده همراه آنان به آسمان ربوده خواهند شد تا خداوند را در هوا ملاقات کنند و برای همیشه با او باشند. بنابراین، رستاخیز ایمانداران و گرد آمدن آنان نزد مسیح، بخشی قطعی از امید مسیحی است. این رویداد ناگهانی خواهد بود و به همین دلیل، ایمانداران به بیداری و آمادگی دعوت شده‌اند (اول تسالونیکیان ۵: ۱ -۶).
رستاخیز ایمانداران فقط بازگشت روح به نزد خدا نیست، بلکه شامل رستاخیز و دگرگونی بدن نیز می‌شود. پولس رسول می‌گوید در هنگام آمدن مسیح، مردگان با بدنی فسادناپذیر برخواهند خاست و بدن ایمانداران دگرگون خواهد شد؛ بنابراین، حیات نهایی مسیحیان حیات کامل و جلال‌یافته خواهد بود (اول قرنتیان ۱۵: ۵۱ -۵۳؛ فیلیپیان ۳: ۲۰ -۲۱).
با این حال، دربارهٔ اینکه این رویدادها دقیقاً چگونه در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، میان مسیحیان دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. کتاب مقدس مجموعه‌ای از پیشگویی‌ها و رؤیاها را در بخش‌های مختلف خود ارائه می‌کند، اما همهٔ این مطالب را در یک جدول زمانی واحد و صریح کنار هم قرار نداده است. به همین دلیل، در طول تاریخ کلیسا برداشت‌های متفاوتی دربارهٔ ترتیب رویدادهای «آخر زمان» شکل گرفته است.
یکی از موضوعات مورد اختلاف میان مسیحیان، رابطهٔ میان «ربوده‌شدن کلیسا» و «بازگشت ثانوی مسیح» است. اول تسالونیکیان ۴: ۱۶-۱۷ به‌روشنی از آمدن دوبارهٔ خداوند از آسمان و ربوده‌شدن ایمانداران برای ملاقات با او در هوا سخن می‌گوید. اصل این رویداد قطعی است، اما دربارهٔ زمان آن نسبت به مصیبت عظیم و چگونگی ارتباط آن با بازگشت ثانوی مسیح، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. برخی مسیحیان معتقدند که ربوده‌شدن کلیسا پیش از دوره‌ای از مصیبت عظیم رخ خواهد داد؛ دوره‌ای که آن را در ارتباط با دورهٔ هفت‌سالهٔ مصیبت می‌دانند (مکاشفه باب‌های ۶ تا ۱۹). در این برداشت، جهان در این دوره با آشفتگی عظیم، جنگ‌ها، قحطی‌ها، بیماری‌ها، زلزله‌ها و داوری‌های الهی (متی ۲۴: ۶-۸؛ مکاشفه ۶) روبه‌رو خواهد شد؛ جفا بر ایمانداران و مخالفت با خدا افزایش خواهد یافت (متی ۲۴: ۹-۱۴)، مرد شریر ظهور خواهد کرد (دوم تسالونیکیان ۲: ۳-۴)، وحش و نبی کاذب فعالیت خواهند داشت (مکاشفه ۱۳)، مکروهِ ویرانی آشکار خواهد شد (متی ۲۴: ۱۵؛ دانیال ۹: ۲۷ و ۱۲: ۱۱) و مصیبت عظیم واقع خواهد گردید (متی ۲۴: ۲۱-۲۹؛ مکاشفه ۷: ۱۴). در پایان این رویدادها، شریران برای جنگ گرد خواهند آمد و هارمَجِدّون رخ خواهد داد؛ سپس عیسی‌مسیح با قدرت و جلال بازخواهد گشت، دشمنان خود را شکست خواهد داد و سلطنت هزارسالهٔ او برپا خواهد شد. گروهی دیگر معتقدند که ربوده‌شدن ایمانداران بخشی از همان بازگشت ثانوی و پیروزمندانهٔ مسیح است و این دو رویداد را نباید از هم جدا نمود. بنابراین، در حالی که اصل بازگشت مسیح و ربوده‌شدن ایمانداران قطعی است، زمان ربوده‌شدن نسبت به مصیبت عظیم و رابطهٔ دقیق آن با بازگشت ثانوی مسیح، موضوع اختلاف تفسیری میان مسیحیان استدربارهٔ نشانه‌های پایان نیز باید میان سخنان قطعی کتاب مقدس و برداشت‌های ما از آنها تفاوت گذاشت. عیسی‌مسیح از جنگ‌ها، قحطی‌ها، زلزله‌ها، جفا، فریب انبیا و مسیح‌های دروغین و افزایش شرارت سخن گفت (متی ۲۴: ۴-۱۴؛ مرقس ۱۳: ۵-۱۳؛ لوقا ۲۱: ۸-۱۹). همچنین از نشانه‌هایی در آسمان و دوره‌ای از مصیبت عظیم سخن گفت (متی ۲۴: ۲۱-۲۹؛ مرقس ۱۳: ۱۹-۲۵). اما وجود این نشانه‌ها به این معنا نیست که می‌توانیم با اطمینان تاریخ بازگشت او را تعیین کنیم؛ زیرا خود عیسی‌مسیح فرمود: «اما آن روز و ساعت را هیچ‌کس نمی‌داند» (متی ۲۴: ۳۶).
کتاب مقدس همچنین از ظهور شخصیت‌ها و قدرت‌هایی در پایان تاریخ سخن می‌گوید که با خدا و مسیح مخالفت خواهند کرد. دانیال از حاکمی شریر سخن می‌گوید که علیه خدا خواهد ایستاد و بر قوم مقدس ظلم خواهد کرد (دانیال ۷: ۲۳ -۲۵؛ ۹: ۲۷). پولس رسول از «مرد شریر» و «پسر هلاکت» سخن می‌گوید که در برابر خدا قرار خواهد گرفت و خود را بالاتر از هر چه خدا نامیده می‌شود، خواهد نشاند (دوم تسالونیکیان ۲: ۳ -۱۰). مکاشفه نیز از «وحش» و «نبی کاذب» سخن می‌گوید که در مخالفت با خدا و مسیح نقش خواهند داشت و مردم را به پرستش وحش و مخالفت با خدا خواهند کشاند (مکاشفه ۱۳: ۱ -۱۸ و ۱۹: ۱۹ -۲۰). بنابراین در مجموع این تصاویر نشان دهندۀ اوج گرفتن مخالفت با خدای زنده و حقیقی در پایان تاریخ را ارائه می‌کنند و نشان می‌دهند که این قدرت‌ها سرانجام در برابر مسیح شکست خواهند خورد.
یکی دیگر از موضوعات مهم، «مکروهِ ویرانی» است که عیسی‌مسیح در موعظهٔ خود به آن اشاره کرد و آن را با نبوت دانیال مرتبط ساخت (متی ۲۴: ۱۵؛ مرقس ۱۳: ۱۴؛ دانیال ۹: ۲۷ و ۱۲: ۱۱). دربارهٔ اینکه این نبوت دقیقاً چگونه و در چه زمانی تحقق می‌یابد، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. برخی آن را به رویدادی آینده و مرتبط با «مرد شریر» و دورهٔ نهایی مصیبت مربوط می‌دانند، در حالی که برخی دیگر بر تحقق تاریخی بخشی از این نبوت‌ها تأکید می‌کنند. بنابراین، اصل هشدار عیسی‌مسیح روشن است، اما دربارهٔ جزئیات زمانی و چگونگی ارتباط همهٔ این پیشگویی‌ها با یکدیگر، میان مفسران دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد.
کتاب مکاشفه نیز از داوری‌های بزرگی پیش از پیروزی نهایی مسیح سخن می‌گوید. در باب‌های ۶ تا ۱۹، از جنگ، داوری، فریب، آزار و شورش علیه خدا سخن گفته می‌شود و در مکاشفه ۱۹: ۱۱ -۲۱، مسیح به‌عنوان پادشاه پیروزمند ظاهر می‌شود و نیروهای مخالف او شکست می‌خورند. در این بخش، پیروزی نهایی مسیح قطعی است؛ اما اینکه تمام پیشگویی‌های مکاشفه دقیقاً به چه ترتیب زمانی باید فهمیده شوند، میان مفسران اختلاف دارد.
یکی از مهم‌ترین تفسیرهای مختلف دربارهٔ مکاشفه ۲۰: ۱ -۶ است که از «هزار سال» سخن می‌گوید. در این بخش، شیطان برای هزار سال در هاویه بسته می‌شود و زندانی است، قدرت فریب او بر ملت‌ها برای این مدت محدود می‌شود و کسانی که به مسیح وفادار بوده‌اند با عیسی ‌مسیح سلطنت خواهند کرد. سپس شیطان برای مدتی کوتاه آزاد می‌شود، ملت‌ها را دوباره فریب می‌دهد و شورشی نهایی شکل می‌گیرد، اما این شورش نیز شکست می‌خورد و شیطان به دریاچهٔ آتش تا ابد افکنده خواهد شد (مکاشفه ۲۰: ۷ -۱۰).
مسیحیان دربارهٔ معنای این هزار سال سه برداشت اصلی دارند. برخی معتقدند این دوره بیانگر سلطنت روحانی مسیح در دوران کنونی است و هزار سال را نمادی از یک دورهٔ کامل می‌دانند. گروهی دیگر معتقدند که پیش از بازگشت ثانوی مسیح، گسترش مژدۀ نجات و برکت روحانی در جهان رخ خواهد داد و دورهٔ سلطنت مسیح را می‌توان در این چارچوب به‌صورت نمادین درک کرد. گروه دیگری معتقدند هزار سال یک دورهٔ واقعی و آینده است که پس از بازگشت مسیح و پیش از داوری نهایی بر زمین برقرار خواهد شد. بنابراین، همانزور که در کتاب مکاشفه از هزار سال سخن می‌گوید، وجود آن قطعی است اما دربارهٔ زمان، ماهیت و جایگاه این دوره در ترتیب وقایع آخرالزمان، میان مسیحیان اختلاف تفسیری وجود دارد.
در پایان این دوره، مکاشفه ۲۰ از داوری «تخت سفید بزرگ» سخن می‌گوید. مردگان برای داوری در برابر خدا حاضر می‌شوند و هرکس که نامش در دفتر حیات یافت نشود، به دریاچهٔ آتش افکنده می‌شود (مکاشفه ۲۰: ۱۱ -۱۵). این داوری نشان می‌دهد که تاریخ به‌سوی یک داوری نهایی و عادلانه پیش می‌رود و شرارت در نهایت پیروز نخواهد شد.
پس از آن، کتاب مکاشفه از «آسمان جدید و زمین جدید» سخن می‌گوید (مکاشفه ۲۱: ۱). در این آفرینش تازه، خدا با قوم خود ساکن خواهد شد و مرگ، ماتم، گریه و درد دیگر وجود نخواهد داشت (مکاشفه ۲۱: ۳ -۴). اورشلیم جدید نیز به‌عنوان شهر مقدس و جایگاه حضور خدا با قوم خود معرفی می‌شود (مکاشفه ۲۱: ۹ -۲۷). این همان امید نهایی مسیحیان است: نه اینکه انسان برای همیشه از جهان و زندگی مادی جدا شود، بلکه اینکه در آفرینش تازه، در حضور خدا زندگی جاودانه داشته باشد؛ آفرینشی که از آثار گناه و مرگ رهایی یافته است.
بنابراین، اگر بخواهیم آنچه دربارهٔ بازگشت ثانوی مسیح به‌روشنی در کلام خدا بیان شده است را بگوییم این است که: اکنون ما در عصر حاضر قرار داریم که ایمانداران در مسیح زندگی می‌کنند؛ انجیل اعلام می‌شود، کلیسا شاگردسازی می‌کند و منتظر بازگشت مسیح است (متی ۲۸: ۱۹ -۲۰؛ تیتوس ۲: ۱۳). ربوده‌شدن کلیسا رخ خواهد داد، یعنی مردگان با بدنی جلال‌یافته در مسیح رستاخیز می‌کنند و ایماندارانی که در زمان آمدن خداوند زنده هستند، با بدنی تبدیل‌شده همراه مردگانِ قیام کرده با بدن‌های جلال‌یافته برای ملاقات خداوند در هوا ربوده می‌شوند (اول تسالونیکیان ۴: ۱۳ -۱۸؛ اول قرنتیان ۱۵: ۵۱ -۵۳؛ فیلیپیان ۳: ۲۰ -۲۱). ایمانداران در مسند داوری مسیح در آسمان خواهند ایستاد، نه برای تعیین نجات، بلکه برای پاداش و مسئولیت آنچه بر زمین انجام داده‌اند (دوم قرنتیان ۵: ۱۰؛ رومیان ۱۴: ۱۰ -۱۲؛ اول قرنتیان ۳: ۱۱ -۱۵). دورهٔ مصیبت شروع می‌شود که در مکاشفه باب‌های ۶ تا ۱۹ بیان شده است. در این دوره، جنگ‌ها، قحطی‌ها، بیماری‌ها، زلزله‌ها و داوری‌های الهی رخ می‌دهد (متی ۲۴: ۶ -۸؛ مکاشفه ۶). افزایش جفا بر ایمانداران و مخالفت با خدا هرچه بیشتر می‌شود (متی ۲۴: ۹ -۱۴). جهان شاهد ظهور و فعالیت «مرد شریر» خواهد بود (دوم تسالونیکیان ۲: ۳ -۴). فعالیت وحش و نبی کاذب (مکاشفه ۱۳)، مکروهِ ویرانی (متی ۲۴: ۱۵؛ دانیال ۹: ۲۷ و ۱۲: ۱۱) و مصیبت عظیم (متی ۲۴: ۲۱ -۲۹؛ مکاشفه ۷: ۱۴) نیز در ارتباط با این دوران مطرح می‌شوند. نبرد هارمَجِدّون در پایان این دوره و در ارتباط با ظهور مسیح رخ می‌دهد. بازگشت ثانوی عیسی‌مسیح همراه با شکست وحش و نبی کاذب خواهد بود. شیطان در هاویه بسته و زندانی خواهد شد و قدرت فریب او بر ملت‌ها برای مدتی محدود می‌شود. سپس سلطنت هزارسالهٔ مسیح برقرار می‌شود (مکاشفه ۲۰: ۴ -۶). پس از پایان این هزار سال، شیطان برای مدتی کوتاه آزاد می‌شود و ملت‌ها را دوباره فریب می‌دهد و آنها را برای جنگ علیه خدا و قوم خدا جمع می‌کند؛ این همان شورش نهایی است (مکاشفه ۲۰: ۷ -۹). اما آتش از آسمان فرود می‌آید و آنها را هلاک می‌کند (مکاشفه ۲۰: ۹). سپس شیطان برای همیشه به دریاچهٔ آتش افکنده خواهد شد (مکاشفه ۲۰: ۱۰). بعد از آن، هر کس که نامش در دفتر حیات یافت نشود، به دریاچهٔ آتش افکنده می‌شود (مکاشفه ۲۰: ۱۱ -۱۵). آسمان جدید و زمین جدید به وجود می‌آید (مکاشفه ۲۱: ۱ -۴) و ایمانداران تا ابد با خدای زنده و حقیقی خواهند بود؛ جایی که مرگ، ماتم، گریه و درد دیگر وجود نخواهد داشت (مکاشفه ۲۱: ۳ -۴ و ۲۲: ۳ -۵).
هدف کتاب مقدس از تعلیم بازگشت مسیح فقط این نیست که کنجکاوی ما را دربارهٔ آینده را برطرف کند. این تعلیم برای زندگی امروز ما داده شده است. عیسی‌مسیح بارها شاگردان خود را به بیداری، وفاداری و آمادگی دعوت کرد (متی ۲۴: ۴۲ -۵۱؛ مرقس ۱۳: ۳۳ -۳۷). پولس رسول نیز ایمانداران را تشویق می‌کند که در خدمت خدا ثابت و استوار باشند، زیرا تلاش آنان در خداوند بی‌ثمر نیست (اول قرنتیان ۱۵: ۵۸). پطرس رسول نیز با یادآوری آیندهٔ وعده‌ داده شده، ایمانداران را دعوت می‌کند که در زندگی خود مقدس باشند و خداپسندانه رفتار کنند (دوم پطرس ۳: ۱۱ -۱۴). پس انتظار برای بازگشت ثانوی مسیح به معنای زندگی کردن با امید و وفاداری در زمان حال است. ما می‌دانیم که تاریخ در دست خداست، مسیح پیروز خواهد شد و وعده‌های او عملی خواهند شد. از همین رو، کلیسا مأمور است تا زمانی که خداوند عیسی بازگردد، در ایمان، محبت، قدوسیت، خدمت و اعلام انجیل وفادار بماند (متی ۲۴: ۱۴ و ۲۸: ۱۹ -۲۰؛ اول تسالونیکیان ۵: ۴ -۱۱). و در پایان، پاسخ کلیسا همان دعای آخر کتاب مقدس است: «آمین. بیا، ای خداوند عیسی!» (مکاشفه ۲۲: ۲۰)



info@radiosedayeenjil.com


+۱ (۸۱۸) ۷۵۱ ۹۷۲۶


رادیو صدای انجیل در شبکه های اجتماعی



اپلیکیشن رادیو صدای انجیل


استفاده و به اشتراک گذاری مطالب وب سایت با درج نام منبع ( وب سایت و لینک وب سایت ) بلامانع است. و خوشحال می شویم لینک مطالب وب سایت را با دیگران به اشتراک بگذارید (( آنچه می کنیم برای جلال نام خداوند است))