مقالۀ سفر کتاب مقدس از آغاز تا امروز


سفر کتاب مقدس از آغاز تا امروز
عهد عتیق
عهد عتیق در طول یک دورۀ زمانی حدود هزار ساله، تقریباً بین سال‌های ۱۴۰۰ تا ۴۰۰ پیش از میلاد، به نگارش درآمد و آخرین نوشته‌های آن از جمله ملاکی، در دورۀ پس از تبعید بابل، به پایان رسیدند.
پنج کتاب نخست عهد عتیق، یعنی پیدایش، خروج، لاویان، اعداد و تثنیه، «تورات» یا «شریعت» نامیده می‌شوند و به موسی ارتباط داده شده‌اند. موسی نقش اساسی در دریافت، ثبت و انتقال شریعت خدا به قوم داشت، هرچند بعضی مطالب را نمی‌توان با قطعیت گفت که به دست موسی نوشته شده‌ برای مثال، گزارش مرگ موسی در پایان کتاب تثنیه نشان می‌دهد که دست‌کم بخشی از متن پس از مرگ او به شکل نهایی درآمده است.
کتاب‌های عهد عتیق در طول نسل‌ها با دقت فراوان به دست کاتبان نسخه‌برداری و منتقل شدند. کاتبان برای این کار احترام و دقت زیادی قائل بودند و در طول تاریخ، قواعد و روش‌های سختگیرانه‌ای برای حفظ دقیق متن به وجود آوردند. نسخه‌ای که بر اثر استفاده فرسوده یا غیرقابل استفاده می‌شد، به‌ویژه اگر حاوی نام خدا بود، نمی‌بایست مانند یک نوشتۀ عادی دور انداخته شود. چنین نوشته‌هایی در محلی مخصوص به نام «گِنیزه» نگهداری می شدند. گِنیزه در واقع محلی برای بایگانی نوشته‌های مقدس بود که به دلیل فرسایش دیگر قابل استفاده نبودند اما به دلیل محتوای مقدسی که داشتند به شکل دیگر کتب فرسوده دور انداخته نمی‌شدند.
وجود گِنیزه‌ها نشان می‌دهد که نباید تصور کنیم تمام نسخه‌های قدیمی به محض تهیۀ نسخۀ جدید از بین می‌رفتند. یکی از مهم‌ترین شواهد، «گِنیزه قاهره» است؛ مجموعۀ بزرگی از هزاران قطعه و دست‌نوشته که در گِنیزۀ کنیسه بن‌عزرا در قاهره نگهداری شده بود و در اواخر قرن نوزدهم مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت. در میان این اسناد، بخش‌هایی از کتاب‌های کتاب مقدسِ عبری نیز وجود دارد. این اسناد نشان می‌دهند که نوشته‌های مقدس و مذهبی می‌توانستند برای قرن‌ها نگهداری شوند، حتی زمانی که دیگر برای استفاده معمول کیفیت لازم را نداشتند.
با این حال، قدیمی‌ترین شواهد موجود از متن عهد عتیق بسیار قدیمی‌تر از گِنیزه قاهره است. مهم‌ترین نمونه، «طومارهای دریای مرده» است که در منطقه قُمران و اطراف آن کشف شدند. در سال ۱۹۴۷ میلادی، دو چوپان جوان در یکی از غارهای منطقه قُمران به‌طور اتفاقی چند کوزۀ سفالی حاوی طومارهای باستانی پیدا کردند. این طومارها بعدها به طومارهای دریای مرده معروف شدند. در سال‌های ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۶ میلادی، غارهای بیشتری در منطقه قُمران مورد بررسی قرار گرفت و جمعاً در یازده غار، بقایای بیش از ۹۰۰ دست‌نوشته به دست آمد. این طومارها شامل بخشهایی از عهد عتیق می‌شوند که تقریبا بخش‌هایی از هر کتاب را در بر می‌گیرد. طومارهای دریای مرده تقریبا بین قرون اول و دوم پیش از میلاد نسخه برداری شده‌اند. به استثنای تفاوتهای جزئی در املای برخی کلمات و تفاوت کوچک در نحوۀ جمله بندی، بقیه متون همانند نسخه‌های عبری متأخرتر هستند و نشان می‌دهند که متن عهد عتیق در طول قرن‌ها با ثبات و دقت قابل توجهی منتقل شده است. این سخن بدین معنی است که کاتبان وظیفه خود را با دقت و توجه فراوان انجام می‌دادند. بنابراین، ما کاملاً می‌توانیم مطمئن باشیم که نسخه‌های عهد عتیق که کتاب مقدس‌های امروزی ما بر اساس آنها ترجمه شده‌اند، نسخه‌های کاملا دقیقی هستند که با نوشته‌های اصلی انبیا تفاوتی ندارند. این موضوع بسیار اهمیت دارد، زیرا نویسندگان کتاب‌مقدس از سوی خدا الهام یافتند تا آنچه را که خدا از آنها می‌خواسته، به نگارش درآورند. بنابراین، ما می‌توانیم مطمئن باشیم که نسخه‌هایی که آنان به نگارش در آوردند، با امانت و دقت در طی قرون به دست ما رسیده است. این دست‌نوشته‌ها که عمدتاً به فاصله قرن سوم پیش از میلاد تا قرن اول میلادی تعلق دارند، شامل بخش‌هایی از تمام کتاب‌های کتاب مقدس، به‌جز کتاب استر، هستند. در میان آنها، «طومار بزرگ اشعیا» اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا تقریباً تمام کتاب اشعیا را در بر می‌گیرد و حدود هزار سال از قدیمی‌ترین نسخه‌های کامل‌ترِ شناخته‌شده پیش از کشف طومارهای دریای مرده، قدیمی‌تر است. مقایسه این متون با نسخه‌های متأخر نشان داده که متن کتاب مقدس عبری در طول این قرن‌ها با دقت قابل توجهی منتقل شده است.
اکثر متون عهد عتیق به زبان عبری نگاشته شده‌اند که زبان باستانی قوم یهود بود. با این حال، بخش‌هایی از عهد عتیق، به‌ویژه قسمت‌هایی از کتاب‌های دانیال و عزرا، به زبان آرامی نوشته شده‌اند.
در زمان عیسی‌مسیح، عبری دیگر زبان اصلی گفت‌وگوی روزمره در میان بسیاری از یهودیان نبود و آرامی یکی از زبان‌های رایج گفتاری در این سرزمین و مناطق اطراف آن بود. شواهد تاریخی و زبانی نشان می‌دهد که عیسی‌مسیح نیز در موقعیت‌های مختلف به زبان آرامی سخن می‌گفت. در کنار آرامی، عبری همچنان در زمینه‌های دینی، مطالعه و تفسیر کتاب مقدس مورد استفاده قرار می‌گرفت و زبان یونانی نیز در بخش‌هایی از منطقه رواج داشت.
عبری و آرامی هر دو از زبان‌های سامی و از یک خانواده زبانی هستند و به یکدیگر شباهت‌هایی دارند، اما دو زبان متفاوت به شمار می‌روند. زبان یونانی نیز در دوران ‌عیسی مسیح، زبان مهمی برای ارتباط میان مردم در بخش‌های مختلف منطقه مدیترانه بود. بسیاری از افراد تحصیل ‌کرده و کسانی که در تجارت و امور اداری فعالیت می‌کردند، با زبان یونانی آشنایی داشتند.
از آنجا که بسیاری از یهودیان، به‌ویژه یهودیانی که خارج از سرزمین اسرائیل زندگی می‌کردند، دیگر به زبان عبری تسلط کافی نداشتند، لزوم ترجمۀ عهد عتیق به یونانی احساس می‌شد. طبق روایات قدیمی حدود هفتاد یا هفتاد و دو دانشمند و زبان شناس یهودی در اسکندریۀ مصر گرد هم آمدند و پنج کتاب تورات را به یونانی ترجمه کردند. بعدها بقیۀ کتاب‌های عهد‌عتیق نیز ترجمه و به آن مجموعه اضافه شد. این ترجمه احتمالاً از قرن سوم پیش از میلاد آغاز شد و در قرن دوم پیش از میلاد ادامه یافت. هنگامی که نویسندگان عهد جدید از عهد عتیق نقل‌قول می‌کردند، در موارد زیادی از متن یونانی «ترجمه هفتاد» استفاده می‌کردند. عهد عتیق شامل ۳۹ کتاب است که در طول قرن‌ها و به دست نویسندگان مختلف نگاشته شده‌اند. این کتاب‌ها مجموعه‌ای از تاریخ قوم یهود، شریعت، شعر و حکمت، و نوشته‌های انبیا را در بر می‌گیرند.

عهدجدید
پیش از صعود عیسی مسیح، آخرین فرمان او به شاگردانش این بود که شاهدان او در اورشلیم، یهودیه، سامره و تا دورترین نقاط جهان باشند (اعمال ۱: ۸). بنابراین، از روز پنطیکاست، رسولان و دیگر پیروان عیسی‌مسیح به اعلام خبر خوش نجات از طریق عیسی‌مسیح و تعلیم درباره زندگی، مرگ، رستاخیز او نمودند.
در سال‌های نخست، بخش مهمی از تعلیم مسیحیان به صورت شفاهی منتقل می‌شد؛ اما در همان دوران، برخی از رسولان و رهبران کلیسا نیز شروع به نوشتن نامه‌ها و گزارش‌های مربوط به ایمان مسیحی کردند. با گسترش کلیسا و نیاز به حفظ دقیق تعلیم رسولان برای نسل‌های آینده، نوشته‌های بیشتری پدید آمد. از سوی دیگه با گسترش کلیسا برخی برداشت‌های نادرست و تعالیم غلط در کلیساهای تازه‌ تأسیس رواج یافت. بنابراین، رسولان علاوه بر نگاشتن روایت زندگی و خدمت‌های مسیح، تشخیص دادند که ضروری است توضیحات بیشتری درباره معنای آمدن مسیح به جهان و اهمیت مرگ و رستاخیز او ارائه دهند و همچنین برخی برداشت‌های نادرست و تعالیم غلطی را که در کلیساهای تازه‌ تأسیس رواج یافته بود، اصلاح کنند. از این رو، به کلیساهای جدید و ایماندارانی که با آنها در ارتباط بودند، نامه‌هایی نوشتند. این نامه‌ها بخشی مهم از عهد جدید را تشکیل می‌دهند. سیزده نامه از کتاب‌های عهد جدید به پولس رسول نسبت داده می‌شود. یکی از نخستین نامه‌ها، اول تسالونیکیان است که معمولاً تاریخ نگارش آن را حدود سال‌های ۵۰ تا ۵۱ میلادی می‌دانند. همچنین رساله به غلاطیان نیز از نوشته‌های اولیۀ عهد جدید است و تاریخ نگارش آن، بسته به دیدگاه پژوهشگران، معمولاً به اواخر دهه ۴۰ یا اوایل دهه ۵۰ میلادی نسبت داده می‌شود. برخی پژوهشگران رساله یعقوب را نیز از قدیمی‌ترین نوشته‌های عهد جدید می‌دانند و تاریخ نگارش آن را به دهه‌های نخست کلیسای اولیه نسبت می‌دهند.
در میان کتاب‌های عهد جدید، مکاشفه آخرین کتاب‌ است. این کتاب به یوحنای رسول نسبت داده می‌شود و معمولاً تاریخ نگارش آن را به حدود سال‌های ۹۰ تا ۹۵ میلادی نسبت می‌دهند. بنابراین، کتاب‌های عهد جدید در طول چند دهه و عمدتاً از اواخر دهه ۴۰ میلادی یعنی چند سال بعد از صعود عیسی‌مسیح به آسمان تا اواخر قرن اول میلادی به نگارش درآمدند.
نسخه‌های اصلی کتاب‌های عهد جدید بر روی نوعی ماده نوشتاری به نام پاپیروس نوشته شدند که از گیاهی به همین نام تهیه می‌شد. پاپیروس مانند کاغذ امروزی دوام زیادی نداشت و بسیاری از نوشته‌های پاپیروسی در طول زمان از میان رفتند. در نتیجه، نسخه‌های اصلی عهد جدید باقی نمانده‌ است. آنچه امروز در دست است، رونوشته‌هایی است که از روی آنها نسخه برداری شده‌اند. در سه قرن نخست پس از میلاد، متون عهد جدید بارها بر روی پاپیروس و دیگر مواد نوشتاری رونویسی شدند. برخی از این نسخه‌های پاپیروسی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، به‌ویژه در مناطق خشک مصر، کشف شدند و به دلیل شرایط خشک آب‌وهوایی، بخش‌هایی از آنها برای قرن‌ها باقی مانده بود. قدیمی‌ترین قطعات شناخته‌شده از نسخه‌های عهد جدید به حدود اوایل یا میانه قرن دوم میلادی بازمی‌گردند. یکی از مشهورترین آنها پاپیروسی است که حاوی بخش کوچکی از انجیل یوحناست و معمولاً آن را به حدود ۱۳۵ میلادی، مربوط می‌دانند. نسخه‌های پاپیروسی دیگری نیز از قرن دوم و سوم میلادی باقی مانده‌اند که بخش‌های بیشتری از کتاب‌های عهد جدید را در بر دارند. این نسخه‌های باستانی امروزه در کتابخانه‌ها، موزه‌ها و مجموعه‌های پژوهشی نگهداری می‌شوند.
یکی دیگر از مواد مورد استفاده برای نوشتن در آن زمان، پوست حیوانات بود که معمولاً از پوست حیواناتی مانند بز و گوسفند تهیه می‌شد و از پاپیروس گران‌تر و بادوام‌تر بود. قدیمی‌ترین نسخه تقریباً کامل از عهد جدید که همه کتاب‌های آن را دربر می‌گیرد، بر روی پوست نوشته شده و به قرن چهارم میلادی مربوط است. این نسخه که «کُدِکس سینایتیکوس» (Codex Sinaiticus) نام دارد، در صومعه سَنت کاترین در منطقه کوه سینا کشف شد و بخش‌های مهمی از آن در اواسط قرن نوزدهم به دست پژوهشگران رسید. افزون بر کُدِکس سینایتیکوس، نسخه‌های خطی یونانی دیگری نیز از عهد جدید بر روی پوست باقی مانده‌اند که قدمت برخی از آنها به قرن‌های چهارم تا نهم میلادی بازمی‌گردد. این نسخه‌ها شواهد مهمی برای بررسی چگونگی انتقال متن عهد جدید در طول قرن‌های نخست مسیحیت هستند.
در اواسط قرن پانزدهم، یوهان گوتنبرگ، صنعتگر آلمانی، چاپ با حروف متحرک فلزی را در اروپا به شکل گسترده‌ای توسعه داد. نخستین اثر بزرگ او، کتاب مقدس لاتینی بود که حدود سال‌های ۱۴۵۴ تا ۱۴۵۵ میلادی چاپ شد و امروزه به «انجیل گوتنبرگ» معروف است. این تحول همچنین به گسترش ترجمه‌های کتاب مقدس به زبان‌های مختلف و دسترسی شمار بیشتری از مردم به آن کمک کرد. امروزه کتاب مقدس به هزاران زبان ترجمه شده است و از گسترده‌ترین آثار ترجمه ‌شده در جهان به شمار می‌رود. بنابراین، ترجمه‌های معتبر امروزی عهد جدید بر اساس متنی تهیه شده‌اند که از طریق بررسی و مقایسه دقیق نسخه‌های خطی و دیگر شواهد متنی به دست آمده است. این متن همان نوشته‌هایی را در اختیار ما می‌گذارد که رسولان و دیگر نویسندگان عهد جدید تحت هدایت روح‌القدس به کلیسا منتقل کردند.
دلیل دیگری که در خصوص اعتماد ما به ماندگاری و حفظ کلام خدا وجود دارد، وعده خود خداست که کلامش را در طول نسل‌ها پایدار نگاه خواهد داشت. داوود در مزامیر می‌گوید: «کلام تو، ای خداوند، تا ابد در آسمان‌ها استوار است» و همچنین تأکید می‌کند که «از ازل دانسته‌ام که شهادات خویش را تا ابد استوار ساخته‌ای» (مزمور ۱۱۹: ۸۹، ۱۵۲). او در ادامه می‌گوید: «تمام کلام تو راستی است و هر یک از احکام عادلانۀ تو تا ابد پایدار است» (مزمور ۱۱۹: ۱۶۰).
بنابراین، می‌توانیم اطمینان داشته باشیم که خدا اجازه نخواهد داد پیام و حقیقت اساسی کلامش در طول نسل‌ها از میان برود. شواهد فراوان نسخه‌های خطی نیز نشان می‌دهد که متن کتاب مقدس، با وجود خطاها و تفاوت‌های جزئی که در فرایند نسخه‌برداری به وجود آمده‌اند، با دقت قابل توجهی به نسل‌های بعد منتقل شده است.

شکل‌گیری کانون عهد جدید
از همان قرن‌های نخست تاریخ کلیسا، بیشتر کتاب‌هایی که امروزه عهد جدید را تشکیل می‌دهند، در میان کلیساها مورد استفاده و احترام بودند. چهار انجیل، کتاب اعمال رسولان و بسیاری از نامه‌های پولس از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بودند؛ با این حال، درباره چند کتاب دیگر اختلاف نظرهایی وجود داشت. در اواخر قرن دوم، برخی کلیساها یا رهبران مسیحی درباره کتاب‌هایی مانند عبرانیان، یعقوب، دوم پطرس، دوم و سوم یوحنا، یهودا و مکاشفه تردید داشتند. در مقابل، نوشته‌های دیگری نیز مانند «شبانی هرماس» و برخی آثار دیگر وجود داشتند که در بعضی کلیساها خوانده می‌شدند، اما در نهایت در مجموعه عهد جدید قرار نگرفتند.
در قرن چهارم، با افزایش توافق میان کلیساها درباره کتاب‌های عهد جدید، فهرست ۲۷ کتابی که امروزه می‌شناسیم به‌تدریج تثبیت شد. شورای کارتاژ در سال ۳۹۷ میلادی همین فهرست را تأیید کرد. تصمیم گیری در مورد این که کدام یک از کتابها باید جزو کانن عهد جدید باشند، بر اساس چهار عامل انجام شد. نخست اینکه هر کتاب باید توسط شاگردان عیسی‌مسیح یا رسولان یا اشخاص نزدیک به آنها نگاشته شده باشد. دوم آنکه محتوای آن کتاب باید از سطح والای روحانی برخوردار بوده و با تعلیم عهد عتیق و رسولان تطابق داشته باشد. سوم، آن کتاب باید از سوی اکثریت قاطع کلیساها پذیرفته شده باشد. و چهارم، آن کتاب باید به روشنی توسط خدا الهام شده باشد. در خصوص اینکه کدام کتاب باید جزو کانن عهد جدید باشد، کلیسای اولیه تحت هدایت روح‌القدس قرار داشت. در این امر، سلیقه شخصی دخیل نبود؛ عمل روح‌القدس بود که آبای کلیسا را هدایت می‌کرد.

آشنایی ساکنین سرزمین‌ ایران با پیام کتاب مقدس
آشنایی مردم سرزمین‌ ایران با پیام کتاب مقدس، قرن‌ها پیش از آنکه نخستین ترجمه‌های فارسی کتاب مقدس پدید آیند، آغاز شده بود. حضور یهودیان در سرزمین‌های تحت فرمان امپراتوری ایران به دوران باستان بازمی‌گردد. گروه‌هایی از یهودیان از قرن هشتم قبل از میلاد در مناطق تحت حکومت مادها ساکن شدند و پس از فتح بابل به دست کوروش بزرگ در سال ۵۳۹ پیش از میلاد نیز شمار قابل توجهی از یهودیان در قلمرو ایران ماندند و در شهرها و مناطق مختلف امپراتوری هخامنشی سکونت یافتند. در نتیجه، در بخش‌هایی از این سرزمین‌ها جوامع یهودی حضور داشتند و تعالیم، نوشته‌ها و عبادت‌های مبتنی بر کتاب مقدس عبری در میان آنان جریان داشت. برای نمونه، آرامگاه استر و مردخای در همدان است و آرامگاه دانیال نبی در شوش.
این پیشینه اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد که پیام کتاب مقدس برای نخستین بار با آمدن مسیحیت به سرزمین ایران وارد نشد. یهودیان قرن‌ها پیش از میلاد عیسی‌مسیح در این منطقه حضور داشتند و کتاب‌های مقدس عبری را می‌شناختند. البته نمی‌توان گفت که همه مردم ایران با کتاب مقدس آشنا بودند، اما وجود جوامع یهودی در نقاط مختلف، زمینه‌ای برای آشنایی بخشی از مردم این سرزمین با ایمان و تاریخ قوم یهود فراهم کرده بود. حتی در دوره هخامنشی، کتاب استر نشان می‌دهد که یهودیان در بسیاری از استان‌های قلمرو پادشاهی ایران حضور داشتند و شخصیت‌هایی مانند استر و مردخای و دانیال نبی در محیط دربار پادشاهی ایران شناخته شده بودند.
چند قرن بعد، پیام عیسی مسیح نیز به سرزمین‌های ایران رسید. منابع تاریخی ورود مسیحیت به ایران را به دوره اشکانیان نسبت می‌دهد و از شکل‌گیری جوامع و حوزه‌های اسقف‌نشین مسیحی در این سرزمین‌ها خبر می‌دهد. همچنین در دوره ساسانی نیز جوامع مسیحی در بخش‌هایی از قلمرو ایران وجود داشتند. بنابراین، هنگامی که در قرن‌های بعد سخن از ترجمه کتاب مقدس به زبان فارسی به میان می‌آید، این ترجمه‌ها پیشینه‌ای داشتند. پیش از آنها، یهودیان و سپس مسیحیان در سرزمین‌های ایرانی حضور داشتند و پیام کتاب مقدس در میان این جوامع شناخته شده بود. منابع قرن چهارم و پنجم میلادی نیز به آشنایی فارسی‌زبانان با تعالیم مسیحی اشاره می‌کنند. برای مثال، یوحنای زرین‌دهان، یکی از مشهورترین رهبران و واعظان مسیحی قرن چهارم میلادی، از ترجمه تعالیم مسیح به زبان‌های مختلف، از جمله زبان فارسی، سخن گفته است که یکی از نخستین شواهد مکتوب درباره وجود ترجمه‌ای از تعالیم عیسی‌مسیح به زبان فارسی است و نیز تئودورت در قرن پنجم از احترام ایرانیان به نوشته‌های رسولان و نویسندگان اناجیل یاد می‌کند.
ترجمه‌های مشخص‌تری از بخش‌هایی از کتاب مقدس از حدود قرن پنجم تا پانزدهم میلادی باقی مانده‌اند. برای نمونه، نسخه‌ای فارسی از انجیل متی که از زبان یونانی ترجمه شده بود، در سال ۱۳۱۲ یا ۱۳۱۳ میلادی رونویسی شده است. همچنین ترجمه‌ای از چهار انجیل که به سرکیس لودج بن امیر ملک نسبت داده می‌شود، در فاصله سال‌های ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۸ میلادی انجام شده است. در میان یهودیان ایران نیز ترجمه‌هایی از بخش‌هایی از کتاب مقدس عبری به فارسی وجود داشته است. نخستین بخش از کتاب مقدس که به زبان فارسی به صورت چاپی منتشر شد، ترجمه تورات به دست یعقوب بن یوسف طاووس بود که در سال ۱۵۴۶ میلادی در کتاب مقدس چندزبانه قسطنطنیه منتشر شد.
یکی از مهم‌ترین نقاط عطف به اوایل قرن نوزدهم و فعالیت هنری مارتین (Henry Martyn) بازمی‌گردد. هنری مارتین، کشیش انگلیسی، در سال‌های نخست قرن نوزدهم به ایران آمد و با همکاری میرزا سیدعلی‌خان شیرازی عهد جدید را مستقیماً از زبان یونانی به فارسی ترجمه کرد. این ترجمه در سال ۱۸۱۲ میلادی در شیراز به پایان رسید. نسخه فارسی عهد جدید سپس در سال ۱۸۱۵ میلادی در سن‌پترزبورگ توسط انجمن کتاب مقدس روسیه به چاپ رسید و در سال ۱۸۱۶ میلادی نیز در کلکته منتشر شد. این ترجمه به یکی از مهم‌ترین پایه‌های ترجمه و انتشار کتاب مقدس فارسی در دوره جدید تبدیل شد.
ترجمه عهد عتیق مسیر جداگانه‌ای داشت. ویلیام گِلِن (William Glen) با همکاری میرزا محمدجعفر شیرازی عهد عتیق را از زبان عبری به فارسی ترجمه کرد و این ترجمه در ۱۸۴۵ میلادی در ادینبرو منتشر شد. سپس عهد عتیق ترجمه ویلیام گِلِن با عهد جدید ترجمه هنری مارتین ترکیب شد و در ۱۸۴۶ میلادی نخستین کتاب مقدس کامل مسیحی به زبان فارسی منتشر گردید. این اتفاق نقطه عطف مهمی در تاریخ کتاب مقدس فارسی بود، زیرا برای نخستین بار مجموعه کامل عهد عتیق و عهد جدید در یک ترجمه مسیحی فارسی در اختیار خوانندگان قرار گرفت.
با گذشت زمان، تغییر زبان فارسی و نیاز به اصلاح و بازنگری ترجمه، زمینه را برای کارهای جدید فراهم کرد. رابرت بروس (Robert Bruce) حدود بیست سال در بازنگری این ترجمه تلاش کرد. عهد جدید بازنگری‌شده در ۱۸۸۲ میلادی منتشر شد و نسخه بازنگری‌شده کامل کتاب مقدس در ۱۸۹۵ میلادی انتشار یافت. این نسخه بعدها با عنوان «ترجمۀ قدیمی» یا Old Version شناخته شد و برای نسل‌های زیادی از فارسی‌زبانان، یکی از ترجمه‌های مهم کتاب مقدس بود.
در قرن بیستم، نیاز به ترجمه‌هایی با زبان ساده‌تر و نزدیک‌تر به زبان روزمره، باعث شد تلاش‌های تازه‌ای برای ترجمه کتاب مقدس به فارسی شکل بگیرد. برای نمونه، ترجمه انجمن کتاب مقدس ایران در ۱۹۷۶ میلادی منتشر شد و بعدها ترجمه کامل کتاب مقدس بر اساس همین رویکرد در ۲۰۰۷ میلادی انتشار یافت. همچنین ترجمه عهد جدید با همکاری سارو خاچیکیان در ۱۹۷۹ میلادی منتشر شد و نسخه کامل کتاب مقدس آن در ۱۹۹۵ میلادی انتشار یافت.
در قرن بیست‌ویکم نیز ترجمه‌های جدیدی به فارسی منتشر شدند. از جمله، ترجمه هزارۀ نو که عهد جدید آن در ۲۰۰۳ میلادی و ترجمه کامل کتاب مقدس آن در ۲۰۱۳ میلادی منتشر شد. این ترجمه‌ها با هدف فراهم کردن متنی قابل فهم‌تر برای فارسی‌زبانان معاصر تهیه شدند و در کنار ترجمه‌های قدیمی‌تر، بخشی از تاریخ ادامه‌دار ترجمه و انتشار کتاب مقدس به زبان فارسی را تشکیل می‌دهند.
بنابراین، تاریخ ترجمه کتاب مقدس به فارسی را نمی‌توان به یک شخص یا یک دوره محدود کرد. این تاریخ ریشه در حضور دیرینه یهودیان در سرزمین‌های ایرانی دارد؛ سپس با ورود و گسترش مسیحیت در ایران ادامه می‌یابد و در قرون بعد، با ترجمه‌های پراکنده و کهن فارسی وارد مرحله‌ای تازه می‌شود. این روند در اوایل قرن نوزدهم با ترجمه عهد جدید هنری مارتین وارد مرحله‌ای مهم می‌شود، با انتشار عهد عتیق گِلِن و نخستین کتاب مقدس کامل مسیحی فارسی در سال ۱۸۴۶ میلادی ادامه می‌یابد و سپس با بازنگری‌ها و ترجمه‌های جدید در قرن‌های نوزدهم، بیستم و بیست‌ویکم ادامه پیدا می‌کند.

چرا کتاب مقدس با سایر کتاب‌ها متفاوت است؟
علت اصلی تفاوت کتاب مقدس با دیگر کتاب‌ها این است که نویسندگان آن به شکلی ویژه‌ای از خدای حقیقی الهام یافتند. روح‌القدس نویسندگان کتاب مقدس را هدایت کرد تا آنچه را خدا می‌خواست، بنویسند. پولس رسول می‌گوید: «تمامی کتب از الهام خداست» و پطرس رسول نیز می‌نویسد که انبیا سخنان خود را به خواست انسان بیان نکردند، بلکه « آدمیان تحت نفوذ روح‌القدس از جانب خدا سخن گفتند» (دوم تیموتائوس ۳: ۱۶؛ دوم پطرس ۱: ۲۱). بنابراین، کتاب مقدس صرفاً سخنان انسان‌ها نیست، بلکه کلام مکشوف خداست که از طریق نویسندگان انسانی به ما داده شده است.
با این حال، خدا برای نگارش کلام خود از شخصیت و سبک نگارش نویسندگان استفاده کرد. خدای زنده و حقیقی کلمات کتاب مقدس را مانند یک متن دیکته‌شده، کلمه‌به‌کلمه به نویسندگان تحمیل نکرد؛ بلکه آنان را به وسیلۀ روح‌القدس هدایت کرد تا پیام الهی را با شخصیت، سبک نگارش، واژگان، تجربه و زمینۀ تاریخی و فرهنگی خود بیان کنند. به همین دلیل، نوشته‌های موسی، داوود، اشعیا، پولس و یوحنا، هرکدام سبک و ویژگی‌های خاص خود را دارند، اما در عین حال، خدا از طریق همۀ آنها پیام خود را آشکار کرده است. با این حال، باید توجه داشت که کتاب مقدس یک کتاب درسی علمی یا صرفاً یک کتاب تاریخ نیست. هدف اصلی آن این نیست که تمام جزئیات علوم طبیعی یا تاریخ جهان را به شیوه یک کتاب دانشگاهی توضیح دهد، بلکه هدف آن آشکار ساختن خدا، محبت خدا، وضعیت انسان، گناه، نجات و نقشۀ خدا برای بشر است.
به همین دلیل، کافی نیست که کتاب مقدس را صرفاً مانند یک کتاب تاریخی یا علمی مطالعه کنیم. برای درک پیام روحانی آن، نیازمند عمل روح‌القدس هستیم. از این رو لازم است با فروتنی به کلام خدا نزدیک شویم و از خدا بخواهیم که ذهن و قلب ما را برای درک حقیقتی که در کلامش آشکار کرده است، روشن سازد. البته این به معنای کنار گذاشتن عقل و مطالعه دقیق متن نیست؛ بلکه ذهن و قلب ما هر دو باید در برابر کلام خدا قرار گیرند. روح‌القدس است که به ایماندار کمک می‌کند معنای روحانی کلام را درک کند و آن را در زندگی خود به کار ببرد.روح‌القدس کلام خدا را در زندگی ایماندار زنده و مؤثر می‌سازد. خدا از طریق آن با انسان سخن می‌گوید و او را به شناخت خود، ایمان و اطاعت فرا می‌خواند. ایماندار از طریق کتاب مقدس می‌آموزد که خدا کیست، انسان چه وضعیتی دارد و خدا برای نجات انسان چه کرده است.
عهد عتیق به‌روشنی نشان می‌دهد که انسان گناهکار است و به نجات‌دهنده نیاز دارد. در سراسر آن، وعده و انتظار آمدن نجات‌دهنده دیده می‌شود. عهد جدید این مکاشفه را به اوج می‌رساند و نشان می‌دهد که خدا محبت خود را در عیسی‌مسیح آشکار کرد؛ او به شباهت انسان درآمد، به میان انسان‌ها آمد و از طریق رنج و مرگ خود راه نجات از گناه و دریافت حیات جاودانی را فراهم ساخت. بنابراین، کتاب مقدس از آغاز تا پایان، داستان محبت خدا و عمل او برای نجات انسان را آشکار می‌سازد و به ما نشان می‌دهد که چگونه می‌توانیم خدا را بشناسیم و با او رابطه‌ای حقیقی و زنده داشته باشیم.



info@radiosedayeenjil.com


+۱ (۸۱۸) ۷۵۱ ۹۷۲۶


رادیو صدای انجیل در شبکه های اجتماعی



اپلیکیشن رادیو صدای انجیل


استفاده و به اشتراک گذاری مطالب وب سایت با درج نام منبع ( وب سایت و لینک وب سایت ) بلامانع است. و خوشحال می شویم لینک مطالب وب سایت را با دیگران به اشتراک بگذارید (( آنچه می کنیم برای جلال نام خداوند است))