مقالۀ جفا و واکنش ایمانداران در برابر آن


جفا چیست و چه نیست؟
جفا یکی از واقعیت‌هایی است که ایمانداران به عیسی مسیح از همان ابتدای قرن اول میلادی با آن روبه‌رو شدن. برخی مسیحیان در قلمرو روم به‌دلیل امتناع از پرستش خدایان رومی و امپراتور، تحت آزار و جفا قرار گرفتند. منظور از جفا، رنج، فشار، مخالفت، طرد، تهدید یا بدرفتاری‌ای است که شخص به‌دلیل ایمان به عیسی‌مسیح، وفاداری به او یا پایبندی به کلام خدا و حقیقت متحمل می‌شود. عیسی‌مسیح به شاگردان خود هشدار داد که چون به او تعلق دارند، مورد نفرت و آزار قرار می‌گیرند (یوحنا ۱۵: ۱۸ -۲۰). پولس رسول نیز می‌نویسد: «و نیز جمیع کسانی که می‌خواهند در مسیح عیسی به تقوا زیست کنند، جفا خواهند دید» (دوم تیموتائوس ۳: ۱۲).
بنابراین، جفا زمانی معنا پیدا می‌کند که میان رنج و وفاداری به مسیح ارتباطی وجود داشته باشد. ممکن است کسی به‌خاطر ایمان خود مورد تمسخر قرار گیرد، از سوی خانواده طرد شود، فرصت شغلی خود را از دست بدهد، به خاطر شهادت دادن دربارهٔ مسیح تحت فشار قرار گیرد، یا حتی با زندان و تهدید جانی روبه‌رو شود. در کلیسای نخستین، بسیاری از ایمانداران چنین هزینه‌هایی را متحمل شدند و امروز هم چنین است. پطرس رسول نیز به ایمانداران می‌نویسد:«زیرا پسندیده است که کسی از آن رو که چشم بر خدا دارد، چون به ناحق رنج کشد، دردها را تحمل کند. امّا اگر به سبب کار خلاف تنبیه شوید و تحمّل کنید، چه جای فخر است؟ حال آنکه اگر نیکویی کنید و در عوض رنج ببینید و تحمّل کنید، نزد خدا پسندیده است.» (اول پطرس ۲: ۱۹ -۲۰).
با این حال، هر رنجی جفا نیست. زندگی در جهان سقوط ‌کرده با بیماری، مرگ، فقر، بلایای طبیعی، ناامیدی، مشکلات خانوادگی و بسیاری از دشواری‌های دیگر همراه است. ممکن است یک ایماندار نیز مانند دیگر انسان‌ها با چنین مشکلاتی روبه‌رو شود، اما صرفاً به دلیل اینکه او مسیحی است، نمی‌توان هر یک از این رنج‌ها را جفا نامید. برای مثال، اگر شخصی به دلیل بیماری رنج می‌برد، این رنج به‌خودی‌خود جفا محسوب نمی‌شود، حتی اگر او مسیحی باشد. همچنین از دست دادن شغل به‌تنهایی جفا نیست؛ مگر اینکه علت آن پایبندی شخص به ایمان و حقیقت مسیحی باشد.
همچنین باید میان جفا و پیامد طبیعی یا اخلاقی رفتار خودمان تفاوت قائل شویم. اگر شخصی به دلیل بی‌مسئولیتی، دروغ‌گویی، رفتار خشونت‌آمیز، نادرستی مالی یا نافرمانی از قانون مجازات شود، نمی‌تواند صرفاً به این دلیل که مسیحی است، رنج خود را جفا بنامد. پطرس رسول صریحاً میان رنج به‌خاطر ایمان و رنج به‌خاطر خطای شخصی تفاوت می‌گذارد و می‌گوید: «اگر رنج می‌کشید، مباد که به سبب قتل، دزدی، شرارت یا حتی فضولی باشد. امّا اگر از آن سبب رنج می‌کشید که مسیحی هستید، شرمسار مباشید، بلکه چون کسی که این نام را بر خود دارد خدا را تمجید کنید.» (اول پطرس ۴: ۱۵ -۱۶).این تمایز اهمیت زیادی دارد، زیرا ممکن است ایماندار با رفتار نادرست خود زمینهٔ مخالفت دیگران را فراهم کند و سپس آن مخالفت را به‌عنوان جفای ایمانی تفسیر کند. برای نمونه، اگر مسیحی با مردم با تکبر، بی‌احترامی یا خشونت رفتار کند و دیگران در برابر او واکنش نشان دهند، چنین واکنشی الزاماً جفا به‌خاطر مسیح نیست. پیروی از عیسی‌مسیح ما را به فروتنی، نیکویی، احترام و رفتار درست با دیگران فرا می‌خواند (رومیان ۱۲: ۱۷ -۱۸؛ کولسیان ۴: ۵ -۶).
از سوی دیگر، خودِ حقیقت انجیل و تعلق به مسیح نیز موجب مخالفت می‌شود. عیسی‌مسیح گفت: «اگر جهان شما را دشمن دارد، بدانید که پیش از شما مرا دشمن داشته است» (یوحنا ۱۵: ۱۸). بنابراین، این همان چیزی است که عیسی‌مسیح و رسولان، شاگردان را برای آن آماده می‌کردند. در عین حال، جفا را نباید با هر نوع مخالفت با عقیدهٔ ما یکی دانست. ممکن است دیگران با نظر، روش یا تصمیم یک مسیحی موافق نباشند، بدون اینکه به او به‌خاطر ایمانش جفا برسانند. حتی در میان خود مسیحیان نیز دربارهٔ مسائل مختلف اختلاف‌نظر وجود دارد. بنابراین، ایماندار باید مراقب باشد که هر مخالفتی را فوراً «جفا» ننامد. جفا زمانی معنا پیدا می‌کند که شخص به دلیل تعلق به مسیح، شهادت به او یا وفاداری به تعلیم او مورد آزار و فشار قرار گیرد.
همچنین ایماندار به این دلیل که ممکن است جفا ببیند، نباید خود را از مردم و جامعه جدا کند. انزواطلبی یا کناره‌گیری از جامعه چیزی نبوده است که عیسی‌مسیح به شاگردان خود تعلیم داده باشد. او شاگردانش را در جهان قرار داد و آنان را فرستاد تا شاهدان او باشند (یوحنا ۱۷: ۱۵ -۱۸؛ اعمال ۱: ۸). بنابراین، هدف مسیحی اجتناب از هرگونه مخالفت به هر قیمت نیست؛ بلکه زندگی وفادارانه، عاقلانه و محبت‌آمیز در میان مردم است. یک نکتهٔ مهم دیگر این است که خدا می‌تواند حتی از دل اتفاقات بد هم نیکو بیرون بیاورد، افراد شریر می‌توانند جفا برسانند، اما خدای زنده و حقیقی قادر است همان اتفاق بد را در نهایت برای تحقق یک هدف نیکو به کار ببرد. اما این به معنای آن نیست که خداوند از جفا دیدن فرزندانش خوشحال می‌شود. هر جفا مستقیماً از سوی خدا فرستاده نشده است. گاهی جفا نتیجهٔ نفرت، گناه و تصمیم انسان‌های شرور است. با این حال، خدا می‌تواند حتی از چنین شرایطی برای رشد ایمان، پایداری ایماندار و پیشرفت انجیل استفاده کند (رومیان ۸: ۲۸؛ یعقوب ۱: ۲ -۴). در کتاب اعمال رسولان، جفای کلیسای نخستین نه‌تنها ایمان ایمانداران را متوقف نکرد، بلکه باعث شد پیام انجیل به مناطق بیشتری برسد (اعمال ۸: ۱ -۴).
پس می‌توان گفت که جفا در مفهوم کتاب‌مقدسی، رنجی است که به‌سبب تعلق و وفاداری به مسیح یا به‌خاطر پایبندی به حقیقت و نیکی بر ایماندار وارد می‌شود. اما بیماری، مشکلات عادی زندگی، پیامد گناه شخصی، مجازات قانونی یا مخالفتی که ریشه در رفتار نادرست ما دارد، نباید بدون دلیل جفا نامیده شود. تشخیص درست این تفاوت به ما کمک می‌کند هم نسبت به جفای واقعی هوشیار باشیم و هم از تظاهر به قربانی بودن یا تفسیر نادرست مشکلات زندگی به‌عنوان جفا جلوگیری کنیم.

چرا جفا رخ می‌دهد و رابطهٔ آن با شرارت انسان و ارادهٔ خدا چیست؟
جفا در بیشتر موارد از مخالفت انسان با خدا، حقیقت و پیروان مسیح سرچشمه می‌گیرد. از زمانی که گناه وارد جهان شد، انسان در برابر خدا و راه‌های او مقاومت کرده است و این دشمنی گاهی متوجه کسانی می‌شود که می‌خواهند بر خلاف جریان گناه، مطابق حقیقت، راستی و عدالت زندگی کنند. عیسی‌مسیح به شاگردان خود گفت: «اگر جهان شما را دشمن دارد، بدانید که پیش از شما مرا دشمن داشته است» (یوحنا ۱۵: ۱۸). بنابراین، یکی از دلایل جفا این است که زندگی و پیام ایماندار با ارزش‌ها و خواسته‌های گناه‌آلود جهان سازگار نیست. به همین دلیل، عیسی‌مسیح شاگردانش را از نفرت، طرد شدن و آزار به خاطر نام او آگاه کرد (یوحنا ۱۵: ۱۹ -۲۰).
کتاب مقدس همچنین نشان می‌دهد که جفا می‌تواند از تصمیم‌ها و رفتارهای شرورانهٔ انسان‌ها ناشی شود. برای مثال، مخالفان استیفان نتوانستند در برابر حکمت و روحی که او با آن سخن می‌گفت مقاومت کنند و سرانجام او را به مرگ رساندند (اعمال ۶: ۸ -۱۵ و ۷: ۵۴ -۶۰). در اینجا منشأ جفا، شرارت و دشمنی انسان‌ها بود. به همین ترتیب، کلیسای نخستین نیز بارها به دلیل ایمان خود مورد آزار و اذیت قرار گرفت (اعمال ۸: ۱ -۴).
انسان‌ها در انتخاب شرارت و آزار دیگران مسئول اعمال خود هستند. با این حال، این به آن معنا نیست که جفا از کنترل خدا خارج است. خدا می‌تواند در میان شرایطی که انسان‌های شرور ایجاد کرده‌اند، مطابق حکمت و ارادهٔ خود عمل کند و حتی از آن شرایط برای تحقق اهداف نیکوی خود استفاده نماید. این حقیقت را می‌توان به‌روشنی در مصلوب شدن عیسی‌مسیح دید. کسانی که او را به صلیب کشیدند، در انجام این کار مسئول گناه و شرارت خود بودند؛ با این حال، اعمال آنان نتوانست نقشهٔ نجات خدا را شکست دهد. پطرس رسول در روز پنطیکاست گفت که مسیح «به مشیت و پیش‌دانی خدا» تسلیم شد، اما شریران او را مصلوب کرده و مسئول اعمالشان هستند (اعمال ۲: ۲۳). در دعاهای کلیسای نخستین نیز همین دو حقیقت در کنار یکدیگر دیده می‌شود: انسان‌ها علیه عیسی‌مسیح عمل کردند، اما خدا از پیش تصمیم داشت آنچه را برای انجام مقصود خود لازم بود به وقوع بپیوندد (اعمال ۴: ۲۷ -۲۸). بنابراین، حاکمیت خدا مسئولیت انسان را از میان نمی‌برد.
در مورد جفای ایمانداران نیز می‌توان همین تعادل را دید. خدا جفا را به‌عنوان وسیله‌ای برای آزار فرزندان خود ایجاد نمی‌کند، اما می‌تواند از رنجی که به‌وسیلهٔ شرارت دیگران به وجود آمده، برای رشد ایمانداران و پیشرفت انجیل استفاده کند. یعقوب رسول می‌گوید آزمون ایمان می‌تواند پایداری به وجود آورد (یعقوب ۱: ۲ -۴)، و پولس رسول نیز شهادت می‌دهد که زنجیرهای او حتی باعث پیشرفت انجیل شده است (فیلیپیان ۱: ۱۲ -۱۴). بنابراین، چیزی که دشمن ممکن است برای نابودی یا ترساندن ایماندار به کار ببرد، می‌تواند در دست خدا به وسیله‌ای برای رشد، شهادت و تحقق هدف او تبدیل شود.
با این حال، باید از یک برداشت نادرست نیز پرهیز کرد؛ اینکه هر جفایی را مستقیماً «آزمایش الهی» بنامیم. کتاب مقدس میان شرارت انسان و عمل حکیمانهٔ خدا تفاوت می‌گذارد. جفا ممکن است واقعاً نتیجهٔ نفرت، تعصب، دروغ یا ظلم انسان‌ها باشد؛ اما خدا قادر است حتی در میان چنین شرایطی حضور داشته باشد، ایماندار را حفظ کند و از آن برای خیر استفاده نماید. این همان تعادلی است که در رومیان ۸: ۲۸ می‌بینیم: خدا می‌تواند همهٔ چیزها را برای خیر کسانی که او را دوست دارند به کار گیرد؛ این آیه نمی‌گوید همهٔ چیزها ذاتاً خیر یا مستقیماً از خدا هستند.
از سوی دیگر، جفا می‌تواند فرصتی برای آشکار شدن وفاداری ایماندار نیز باشد. پطرس رسول می‌گوید اگر کسی «به سبب امانتداری نسبت به خدا» رنج می‌برد، چنین رنجی در پیشگاه خدا ارزشمند است (اول پطرس ۲: ۱۹ -۲۰). هدف این نیست که ایماندار عمداً خود را در معرض رنج قرار دهد، بلکه اگر به دلیل وفاداری به مسیح با جفا روبه‌رو شد، نباید تصور کند که خدا او را فراموش کرده است. خدا می‌تواند در همان شرایط، ایمان او را استوارتر کند و زندگی او را به شهادتی برای دیگران تبدیل نماید.
بنابراین، رابطهٔ جفا با ارادهٔ خدا را باید با دقت بیان کرد: شرارت و جفای انسان‌ها از ذات پاک خدا سرچشمه نمی‌گیرند و مسئولیت آنها بر عهدهٔ خود انسان است؛ اما هیچ جفایی آن‌قدر خارج از کنترل نیست که خدا نتواند در میان آن عمل کند. خدا می‌تواند رنجی را که دیگران برای آسیب رساندن به ما ایجاد کرده‌اند، در مسیر رشد، شهادت و تحقق هدف نیکوی خود به کار ببرد، بدون اینکه خودِ او منشأ شرارت باشد. این نگاه به ما کمک می‌کند در برابر جفا دو اشتباه نکنیم: از یک سو، شرارت جفاگر را به گردن خدا نیندازیم؛ و از سوی دیگر، گمان نکنیم که جفا بی‌معنا یا خارج از حاکمیت اوست. ایماندار می‌تواند همزمان از بی‌عدالتی آسیب ببیند، مسئولیت جفاگر را جدی بگیرد و در همان حال به خداوند اعتماد کند که در میان آن رنج نیز او را رها نخواهد کرد و می‌تواند از آن برای هدف نیکوی خود استفاده کند.

واکنش در برابر جفا
همانطور که گفتیم جفا موضوعی هست که از همان آغاز عهد جدید با آن رو به رو هستیم. به عبارتی جفا بخش جدایی ناپذیر ایمان مسیحی است و ایمانداران به‌خاطر ایمان و زندگی مسیحی خود با آن روبه‌رو هستند. جفا به رنج، فشار، مخالفت یا بدرفتاری‌ای گفته می‌شود که مسیحیان به سبب ایمانش به عیسی‌مسیح یا به‌خاطر پایبندی به کلام خدا و حقیقت متحمل می‌شوند (متی ۵: ۱۰ -۱۱؛ لوقا ۶: ۲۲؛ اول پطرس ۲: ۲۰). البته هر رنجی را نباید جفا نامید؛ ممکن است بخشی از سختی‌های زندگی نتیجهٔ تصمیم‌های نادرست، شرایط طبیعی یا پیامدهای گناه باشد. جفا زمانی مطرح است که مخالفت یا رنج به‌طور مشخص به دلیل تعلق ما به مسیح و وفاداری به او باشد.
کلام خدا ایمانداران را برای چنین شرایطی آماده می‌کند. پولس رسول می‌نویسد: «و نیز جمیع کسانی که می‌خواهند در مسیح عیسی با دینداری زیست کنند، جفا خواهند دید» (دوم تیموتائوس ۳: ۱۲). عیسی‌مسیح نیز به شاگردان هشدار داد که به دلیل تعلقشان به او ممکن است با مخالفت، دستگیری و نفرت روبه‌رو شوند (مرقس ۱۳: ۹؛ لوقا ۲۱: ۱۲). بنابراین، جفا لزوماً نشانهٔ ترک شدن ایماندار از سوی خدا یا شکست او نیست؛ گاهی بخشی از بهای وفاداری به مسیح در جهانی است که با حقیقت او مخالفت می‌کند.
با این حال، عیسی‌مسیح به شاگردانش فقط دربارهٔ آمدن جفا هشدار نداد، بلکه نحوهٔ واکنش به آن را نیز تعلیم داد. او گفت که از کسانی که به‌خاطر ایمان به او با ما مخالفت می‌کنند، نترسیم، زیرا خدا بر همه‌چیز آگاه است و حقیقت در نهایت آشکار خواهد شد (متی ۱۰: ۲۶ -۲۸). او همچنین کسانی را که به‌خاطر او جفا می‌بینند، دعوت کرد که ناامید نشوند، بلکه شادی کنند، زیرا پاداش آنان نزد خداست (متی ۵: ۱۰ -۱۲). این شادی به معنای لذت بردن از درد نیست، بلکه به معنای آن است که ایماندار حتی در رنج نیز می‌داند که وفاداری او بی‌ثمر نیست و خداوند آیندهٔ او را در دست دارد.
پولس رسول نیز نشان می‌دهد که خدا همیشه وعده نداده است که جفا و سختی را فوراً از زندگی ما برمی‌دارد. اما می‌توانیم در میان ضعف‌ها و دشواری‌ها به قدرت مسیح تکیه کنیم و بگوییم که در ضعف‌ها و سختی‌ها می‌توانم به مسیح اعتماد کنم (دوم قرنتیان ۱۲: ۱۰). بنابراین، پیروزی ایماندار در برابر جفا لزوماً به معنای پایان یافتن رنج نیست؛ بلکه می‌تواند به این معنا باشد که در همان شرایط، از قدرت مسیح تسلی بگیریم و در ایمان بنا و قوی شویم.
در عین حال، تحمل جفا به معنای بی‌احتیاطی یا پذیرفتن هر خطری نیست. عیسی‌مسیح شاگردانش را فرستاد و به آنان گفت: «همچون مار هوشیار و مانند کبوتر ساده باشید» (متی ۱۰: ۱۶). یعنی ایماندار باید هم در صداقت و پاکی ثابت بماند و هم نسبت به خطرها هوشیار باشد. بنابراین، اگر امکان دور شدن از خطر یا استفاده از راه‌های درست و قانونی برای محافظت وجود داشته باشد، این کار با ایمان و شجاعت در تضاد نیست. نمونهٔ پولس رسول نیز نشان می‌دهد که او در برخی شرایط از حقوق قانونی خود استفاده کرد و از جان خود محافظت نمود (اعمال ۲۲: ۲۵ -۲۹).
در نتیجه، واکنش مسیحی در برابر جفا نه ترس و انتقام است و نه بی‌احتیاطی و انفعال. ایماندار دعوت شده است در وفاداری به عیسی‌مسیح ثابت بماند، بدی را با بدی پاسخ ندهد، در سختی به فیض خدای زنده و حقیقی تکیه کند، در صورت امکان از راه‌های حکیمانه و درست از خود محافظت کند و نتیجهٔ داوری را به خدا بسپارد (اول پطرس ۲: ۲۳؛ رومیان ۱۲: ۱۷ -۲۱). جفا ممکن است ما را تحت فشار قرار دهد، اما نمی‌تواند محبت خدا یا تعلق به مسیح را از ما بگیرد (رومیان ۸: ۳۵ -۳۹).
خداوند ما عیسی‌مسیح به ما تعلیم داده است که برای کسانی که بر ما جفا می‌رسانند، برکت بطلبیم و لعن نکنیم (رومیان ۱۲: ۱۴) و آنان را محبت کرده، برایشان دعا کنیم (متی ۵: ۴۴). این تعلیم به این معناست که جفا نباید قلب ما را گرفتار نفرت و انتقام کند؛ بلکه حتی در برابر کسانی که با ما بدرفتاری می‌کنند، باید مانند مسیح با محبت و نیکویی رفتار کنیم.
عیسی‌مسیح همچنین به شاگردانش آموخت که اگر به‌خاطر ایمانشان آنان را دستگیر کنند و نزد حاکمان و مقامات ببرند، از پیش مضطرب نشوند که چه بگویند. او وعده داد که در همان زمان، روح‌القدس آنان را هدایت خواهد کرد و به آنان خواهد آموخت چه بگویند (مرقس ۱۳: ۹ -۱۱؛ لوقا ۲۱: ۱۲ -۱۹). بنابراین، ایماندار در برابر جفا تنها نیست؛ خداوند در سخت‌ترین لحظات نیز او را رها نمی‌کند و روح‌القدس می‌تواند به او حکمت و کلمات لازم را برای شهادت دادن دربارهٔ مسیح عطا کند. این وعده به معنای کنار گذاشتن آمادگی و مسئولیت ما نیست، بلکه به ما اطمینان می‌دهد که در هنگام فشار، برای دفاع از ایمان و شهادت دربارهٔ عیسی‌مسیح مجبور نیستیم تنها بر توانایی خودمان تکیه کنیم بلکه روح‌القدس ما را به حکمت مجهز می‌کند.
طبق تعلیم خداوند ما عیسی‌مسیح، وقتی ایمانداران به‌خاطر ایمان خود با جفا و آزار روبه‌رو می‌شوند، نباید برای پیشبرد ایمان یا گرفتن انتقام به خشونت متوسل شوند. عیسی‌مسیح پیش از دستگیری خود به شاگردانش گفت که در شرایط دشوار و ناامن، برای رویارویی با خطر آماده باشند (لوقا ۲۲: ۳۵ -۳۸). بااین‌حال، این سخن به معنای اجازهٔ استفاده از سلاح برای دفاع خشونت‌آمیز از ایمان مسیحی یا گسترش ملکوت خدا نبود؛ زیرا هنگامی که یکی از شاگردان برای دفاع از او شمشیر به کار برد، عیسی‌مسیح به او اجازهٔ ادامهٔ این کار را نداد و مرد زخمی را شفا داد (لوقا ۲۲: ۴۹ -۵۱). او همچنین هشدار داد: «همهٔ کسانی که شمشیر گیرند، به شمشیر هلاک شوند» (متی ۲۶: ۵۲). بنابراین، سخن عیسی دربارهٔ شمشیر را باید در چارچوب آمادگی برای خطر و حفاظت از جان فهمید، نه به‌عنوان فرمانی برای خشونت، انتقام یا دفاع مسلحانه از ایمان. روش مسیح در برابر دشمنان خود، انتقام و خشونت نبود، بلکه تسلیم به ارادهٔ خدا، محبت و اعتماد به داوری عادلانهٔ او است (اول پطرس ۲: ۲۳).
به همین دلیل، بسیاری از مسیحیان بر این باورند که ایمانداری که به‌خاطر پیروی از عیسی‌مسیح تحت آزار و جفا قرار می‌گیرد، نباید برای دفاع از ایمان به خشونت روی آورد یا در برابر جفاگران دست به انتقام بزند. با این حال، کنار گذاشتن خشونت و انتقام به معنای نادیده گرفتن خطر یا بی‌توجهی به جان انسان نیست. عهد جدید در کنار دعوت به محبت و تحمل جفا، استفادهٔ درست از راه‌های قانونی و حکیمانه را نیز نفی نمی‌کند (اعمال ۲۲: ۲۵ -۲۹). از این رو، الگوی مسیحی این است که در برابر جفا، وفاداری به مسیح، محبت به جفاگران و اعتماد به عدالت خدا را حفظ کنیم، بدون اینکه خودمان برای مجازات یا انتقام دست به خشونت بزنیم.
در نهایت، همهٔ مسیحیان بر این اصل تأکید دارند که تا آنجا که در توان ماست، باید با همهٔ مردم در صلح زندگی کنیم و از نزاع و انتقام دوری کنیم (عبرانیان ۱۲: ۱۴؛ رومیان ۱۲: ۱۸). امید ما فقط به شرایط امروز محدود نیست، بلکه به روزی نگاه می‌کنیم که ملکوت خداوند به‌طور کامل آشکار خواهد شد و صلح بر زمین برقرار خواهد شد؛ روزی که ملت‌ها شمشیرهای خود را به گاوآهن و نیزه‌های خود را به اره‌ها تبدیل خواهند کرد و دیگر قوم‌ها برای جنگ با یکدیگر آماده نخواهند شد (اشعیا ۲: ۴؛ میکا ۴: ۳). بنابراین، ایمانداران دعوت شده‌اند تا در حد امکان در صلح زندگی کند و در انتظار روزی باشند که خداوند صلح کامل و عدالت خود را بر جهان برقرار کند.

دوراندیشی، استفاده از قانون و تفاوت آن با انتقام
ایمان به خدا به این معنا نیست که ایماندار باید در برابر هر خطری بدون فکر و احتیاط باقی بماند. عیسی‌مسیح در حالی که شاگردانش را برای روبه‌رو شدن با مخالفت و جفا آماده می‌کرد، به آنان فرمود: «مثل مار هوشیار و مانند کبوتر ساده باشید» (متی ۱۰: ۱۶). بنابراین، ایماندار هم باید در صداقت و پاکی ثابت بماند و هم در برخورد با خطرات از حکمت و دوراندیشی استفاده کند. گاهی بهترین واکنش در برابر جفا این است که از یک موقعیت خطرناک دور شویم یا راه دیگری برای ادامهٔ خدمت پیدا کنیم. خود عیسی‌مسیح در مواردی از کسانی که قصد داشتند او را بگیرند دور شد، زیرا هنوز زمان تعیین‌شدهٔ او فرا نرسیده بود (یوحنا ۷: ۳۰ و ۱۰: ۳۹).
استفاده از راه‌های قانونی نیز با ایمان و توکل به خدا در تضاد نیست. پولس رسول در یکی از مواردی که به‌طور ناعادلانه قرار بود تازیانه بخورد، به حقوق قانونی خود به‌عنوان شهروند روم استناد کرد و خواستار رسیدگی قانونی شد (اعمال ۲۲: ۲۵ -۲۹). در موقعیتی دیگر نیز از حق قانونی خود برای دفاع از خویش استفاده کرد (اعمال ۲۵: ۱۰- ۱۱). این رفتار نشان می‌دهد که مسیحی مجبور نیست در برابر ظلم و جفا، از حقوق مشروع خود صرف‌نظر کند. جلوگیری از یک بی‌عدالتی با انتقام شخصی تفاوت اساسی دارد. کتاب مقدس میان دفاع از حق و گرفتن انتقام تمایز روشنی می‌گذارد. پولس رسول می‌گوید: «ای عزیزان، انتقام خود را مگیرید، بلکه خشم را مهلت دهید؛ زیرا مکتوب است که خداوند می‌گوید: انتقام از آن من است، من جزا خواهم داد» (رومیان ۱۲: ۱۹). بنابراین، ایماندار نباید با انگیزهٔ نفرت، خشم یا مجازات شخصی به جفا پاسخ دهد. او می‌تواند برای متوقف کردن ظلم اقدام کند، از وکیل و افراد با تجربه کمک بخواهد، اما داوری نهایی و انتقام را به خدا بسپارد.
بخشش و محبت مسیحی به این معنا نیست که ایماندار باید در برابر ظلم سکوت کند یا خود و دیگران را در معرض خطر باقی بگذارد. محبت حقیقی می‌تواند انسان را وادار کند که برای متوقف کردن شرارت و حفاظت از فرد آسیب‌پذیر اقدام کند، در حالی که قلب او همچنان از نفرت و انتقام شخصی دور بماند. به همین دلیل، می‌توان همزمان برای جفاکننده دعا کرد، شرارت او را تأیید نکرد، از حقوق قانونی استفاده کرد و داوری نهایی را به خدا سپرد.
پس دوراندیشی در برابر جفا نشانهٔ کمبود ایمان نیست. ایمان کتاب‌مقدسی نه ما را به بی‌احتیاطی دعوت می‌کند و نه به انتقام؛ بلکه به ما یاد می‌دهد در هر شرایطی با حکمت عمل کنیم، از راه‌های مشروع برای محافظت و دفاع استفاده کنیم، و در عین حال دل خود را از کینه و تلافی دور نگه ‌داریم. ایماندار می‌تواند با آرامش بگوید: من مسئول انجام کار درست هستم، اما داوری نهایی در دست خداست.

حمایت از ایماندارانِ تحت جفا
کلیسا به عنوان بدن خداوند در برابر کسی که عضو خانوادۀ الهی است و تحت جفا می‌باشد، مسئول است. عهد جدید نشان می‌دهد که ایمانداران نخستین، در چنین شرایطی یکدیگر را تنها نمی‌گذاشتند، بلکه برای کسانی که تحت جفا بودند دعا می‌کردند و در کنار آنان می‌ایستادند. هنگامی که پطرس رسول به‌دستور هیرودیس در زندان بود، «به‌طور پیوسته اعضای کلیسا برای او دعا می‌کردند» (اعمال ۱۲: ۵). این نمونه نشان می‌دهد که دعا برای ایماندارانِ تحت جفا، بخشی از مسئولیت مسیحیان است. نویسندهٔ عبرانیان می‌گوید: «آنان را که در زندانند به یاد داشته باشید، چنانکه گویی خود نیز با ایشان در بندید؛ همچنین به یاد کسانی باشید که آزار می‌بینند، چنانکه گویی خود نیز جسماً رنج می‌کشید.» (عبرانیان ۱۳: ۳). این تعلیم نشان می‌دهد که رنج یک عضو کلیسا نباید برای دیگر اعضا بی‌تفاوت باشد. تعلق به بدن مسیح به این معناست که درد و رنج یک ایماندار، دیگران را نیز به دعا، همدلی و یاری فرا می‌خواند. دیگر ایمانداران باید برای ایماندارانی که تحت جفا هستند، دعا کنند که در ایمان خود ثابت بمانند و در میان فشارها، مسیح را انکار نکنند. پولس رسول از ایمانداران می‌خواست برای او دعا کنند تا هنگام سخن گفتن، با شهامت انجیل را اعلام کند (افسسیان ۶: ۱۸ -۲۰). بنابراین، دعای کلیسا فقط این نیست که «رنج تمام شود»؛ بلکه این است که خدا به ایماندار قدرت، حکمت، آرامش و شهامت بدهد تا در همان شرایط به مسیح وفادار بماند.
جماعت مسیحی فراخوانده شده است که دعا کند، در کنار ایماندار بایستد، نیازهای او را ببیند، در حد توان از او حمایت کند و به او کمک کند تا در وفاداری به عیسی‌مسیح ثابت بماند. جفا می‌تواند یک ایماندار را تحت فشار قرار دهد، اما محبت و همراهی جماعت می‌تواند به او یادآوری کند که در بدن مسیح تنها نیست.



info@radiosedayeenjil.com


+۱ (۸۱۸) ۷۵۱ ۹۷۲۶


رادیو صدای انجیل در شبکه های اجتماعی



اپلیکیشن رادیو صدای انجیل


استفاده و به اشتراک گذاری مطالب وب سایت با درج نام منبع ( وب سایت و لینک وب سایت ) بلامانع است. و خوشحال می شویم لینک مطالب وب سایت را با دیگران به اشتراک بگذارید (( آنچه می کنیم برای جلال نام خداوند است))