پخش زنده رادیو
روحالقدس کیست؟
روحالقدس خداست و شخص سوم تثلیث است. مسیحیان بر اساس تعلیم کتاب مقدس ایمان دارند که خدا یکی است، اما در سه شخص متمایز: پدر، پسر و روحالقدس خودکشفی نموده. هر سه شخص، کاملاً خدا هستند؛ بااینحال، پدر، پسر و روحالقدس یک شخص واحد نیستند و نباید آنها را سه شکل یا سه حالتِ یک شخص دانست. پدر در آسمان است، پسر، عیسی مسیح، به زمین آمد و انسان شد، و روحالقدس در ایمانداران ساکن میشود. عیسی مسیح و روحالقدس بخشهایی از خدا نیستند، بلکه هر دو بهطور کامل خدا هستند.
درک کامل راز تثلیث برای ذهن محدود انسان دشوار است، اما این حقیقت در کتاب مقدس تعلیم داده شده است. برای مثال، هنگام تعمید عیسی، پسر در آب بود، روحالقدس به شکل کبوتری بر او نازل شد و پدر از آسمان سخن گفت: «تو پسر حبیب من هستی که از تو خشنودم» (مرقس ۱ :۹–۱۱). همچنین عیسی به شاگردان فرمود: «پس رفته، همهٔ امّتها را شاگرد سازید و ایشان را به اسم اب و ابن و روحالقدس تعمید دهید» (متی ۲۸ :۱۹). پولس نیز در دعای خود هر سه شخص را در کنار یکدیگر ذکر میکند: «فیض خداوند ما عیسی مسیح، و محبت خدا، و شراکت روحالقدس با جمیع شما باد» (دوم قرنتیان ۱۳ :۱۴). در بخشهای دیگری از عهدجدید نیز پدر، پسر و روحالقدس در کنار یکدیگر ذکر شدهاند؛ برای نمونه، افسسیان ۲ :۱۸، افسسیان ۴ :۴–۶ و یهودا ۲۰–۲۱. بنابراین، تعلیم کتاب مقدس این است که یک خدا در سه شخص متمایز، یعنی پدر، پسر و روحالقدس، وجود دارد و هر سه کاملاً خدا هستند.
هر سه شخص؛ یعنی پدر، پسر و روحالقدس، از یکدیگر متمایزند (یوحنا ۱۴ :۱۶–۱۷، ۲۶؛ ۱۶ :۷–۱۵؛ اول قرنتیان ۱۲ :۴–۶؛ اول پطرس ۱ :۲)، اما در عین حال، در الوهیت و ذات خدا با یکدیگر برابرند. کتاب مقدس پدر، پسر و روحالقدس را بهعنوان خدا معرفی میکند؛ پدر «خدا» خوانده میشود (یوحنا ۶ :۲۷)، دربارهٔ پسر گفته میشود: «ای خدا، تخت تو تا ابدالآباد است» (عبرانیان ۱ :۸)، و دربارهٔ روحالقدس نیز پطرس رسول نشان میدهد که دروغ گفتن به او، دروغ گفتن به خداست (اعمال ۵ :۳–۴). هر سه در کار حیاتبخشی نقش دارند؛ پدر و پسر مردگان را زنده میکنند (یوحنا ۵ :۲۱) و روحالقدس نیز حیات میبخشد (رومیان ۸ :۱۱). پسر شایستهٔ همان حرمتی است که پدر دریافت میکند (یوحنا ۵ :۲۳)، و پدر، پسر و روحالقدس در برکت و پرستش مسیحی در کنار یکدیگر قرار میگیرند (دوم قرنتیان ۱۳ :۱۴). همچنین، پدر، پسر و روحالقدس ازلیاند؛ پسر از «ابتدا» وجود داشته است (یوحنا ۱:۱)، روحالقدس «روح جاودانی» نامیده شده است (عبرانیان ۹ :۱۴)، و خدا، یعنی پدر، از ازل تا ابد خداست (مزمور ۹۰ :۲).
میتوان در برابر کار و هدایت روحالقدس مقاومت کرد و از آن جلوگیری نمود (اول تسالونیکیان ۵ :۱۹)، اما این به این معنا نیست که روحالقدس نوعی نیرو یا انرژی است. روحالقدس یک شخص الهی است و مانند پدر و پسر، دارای شخصیت و اراده است و با ما رابطه برقرار میکند. او سخن میگوید (اعمال ۱۳ :۲)، میتوان او را محزون کرد (اشعیا ۶۳ :۱۰؛ افسسیان ۴ :۳۰) و میتواند مورد بی حرمتی قرار گیرد (عبرانیان ۱۰ :۲۹). همچنین عیسیمسیح هشدار داد که کفر گفتن بر ضد روحالقدس گناهی بسیار جدی است که آمرزیده نخواهد شد (مرقس ۳ :۲۸–۲۹). بنابراین، روحالقدس یک نیروی غیرشخصی نیست؛ او شخصی الهی است که سخن میگوید، اراده میکند، محبت میکند و نسبت به رفتار انسان واکنش نشان میدهد.
روحالقدس با پدر و پسر یکی است. ما میتوانیم این امر را در رومیان ۸: ۹ -۱۰ مشاهده کنیم؛ در این آیهها، کلمات «روحالقدس» «روح خدا»، «روح مسیح»، و «مسیح» به طور هممعنی به جای یکدیگر بکار میروند و همه به معنی «خدا» هستند. این یکی بودن بدین معنی نیست که هویت پدر و پسر و روحالقدس یکی است. پسر پدر نیست، بلکه پسر یگانه پدر است (یوحنا ۳: ۱۶)؛ و روحالقدس نیز پدر و پسر نیست، بلکه توسط پسر و پدر فرستاده میشود (یوحنا ۱۵: ۲۶). اما فکر، اراده و هدف هر سه شخصیت واحد است، همانگونه که ذاتشان نیز واحد است.
برخی خدای تثلیث را به تخم مرغی تشبیه کرده اند که از سه بخش پوسته، سفیده و زرده تشکیل شده، اما هر سه با هم تخم مرغ را تشکیل میدهند. اما خدا سه بخش ندارد، زیرا او ذات واحد است. همچنین برخی نیز تشبیه آب را به کار میبرند که به سه شکل آب، یخ و بخار وجود دارد، اما در اصل یک چیز واحد است. در مقایسه قبلی، این تشبیه مناسب تر است، زیرا در هر سه شکل، ماده واحدی دیده میشود. اما مشکل این تشبیه آن است که آب همزمان نمیتواند در هرشکل وجود داشته باشد، در حالی که خدا در آن واحد، دارای سه شخصیت است (مرقس ۱: ۱۰-۱۱).
برخی برای توضیح تثلیث آن را به تخممرغ تشبیه کردهاند که از سه بخش، یعنی پوسته، سفیده و زرده تشکیل شده است و هر سه در کنار هم یک تخممرغ را تشکیل میدهند. اما این تشبیه دقیق نیست، زیرا خدا از سه بخش تشکیل نشده است؛ پدر، پسر و روحالقدس هر کدام کاملاً خدا هستند و هیچکدام بخشی از خدا نیستند. همچنین، برخی تثلیث را به آب تشبیه کردهاند که میتواند به صورت بخار، یخ یا آب وجود داشته باشد. این تشبیه نیز مناسب نیست، زیرا چنین برداشتی ممکن است القا کند که خدا در زمانهای مختلف فقط به سه شکل متفاوت ظاهر میشود، در حالی که پدر، پسر و روحالقدس همزمان و در کنار یکدیگر وجود دارند و سه شخص متمایز هستند؛ چنانکه هنگام تعمید عیسی، پسر در آب بود، روحالقدس به شکل کبوتری بر او نازل شد و پدر از آسمان سخن گفت (مرقس ۱ :۱۰–۱۱). تشبیه برگ درخت که در فصلهای مختلف سبز، نارنجی یا قرمز و سپس قهوهای میشود نیز نمیتواند حقیقت تثلیث را بهدرستی بیان کند، زیرا باز هم این تصور را ایجاد میکند که یک شخص در زمانهای مختلف به شکلهای متفاوت ظاهر میشود. در واقع، هیچ تشبیه انسانی نمیتواند حقیقت تثلیث را بهطور کامل توضیح دهد. بهترین راه این است که همان چیزی را که کتاب مقدس تعلیم میدهد بپذیریم: خدا یکی است و در سه شخص متمایز، یعنی پدر، پسر و روحالقدس، وجود دارد؛ هر سه کاملاً خدا هستند و در الوهیت با یکدیگر برابرند.
عمل روحالقدس
نخست آنکه روحالقدس در آفرینش جهان فعال بود (پیدایش ۱: ۱-۲). وی در بخشیدن دم حیات به انسان نقش داشت (پیدایش ۲: ۷؛ ایوب ۳۳: ۴). روحالقدس همچنین به نویسندگان کتاب مقدس الهام بخشید و ایشان را هدایت کرد تا دقیقاَ آنچه را بنویسند که خدا میخواست دوم پطرس ۱ :۲۱ میگوید: «آدمیان به روحالقدس مجذوب شده، از جانب خدا سخن گفتند.» در عهدجدید نیز بارها روشن میشود که آنچه در کتاب مقدس نوشته شده، سخن خداست که روحالقدس از طریق نویسندگان انسانی بیان کرده است (اعمال ۲۸ :۲۵؛ عبرانیان ۹ :۸؛ ۱۰ :۱۵).
روحالقدس در عهد عتیق فعال بود؛ او قوم اسرائیل را تعلیم میداد (نحمیا ۹: ۲۰، ۳۰)، و بر ایشان نازل میشد تا بدیشان قدرت و عطایا ببخشد (اعدا ۱۱: ۱۷، ۲۷: ۱۸؛ اول سموئیل ۱۹: ۲۰-۲۴، دوم پادشاهان ۲: ۹-۱۴). اما داود از این واهمه داشت که مبادا خدا روح مقدس خویش را از او بگیرد (مزمور ۵۱: ۱۱). بنابراین، شاید بتوان گفت که در دوران عهد عتیق، روحالقدس در درون هر ایمانداری ساکن نمیشد، بلکه بر بعضی اشخاص در زمانهایی خاص نازل میگشت تا ایشان توانایی آن را بیابند که خدمتی خاص را انجام دهند.
بهوسیلهٔ روحالقدس، نطفۀ عیسی در رحم مریم باکره بسته شد و در حقیقت بهعنوان انسان وارد جهان گردید (متی ۱ :۲۰). روحالقدس همچنین در آغاز خدمت زمینی عیسی بر او نازل شد و او را برای انجام مأموریتش مسح و مجهز کرد (مرقس ۱ :۱۰؛ لوقا ۴ :۱۸؛ اعمال ۱۰ :۳۸). عیسی مسیح در طبیعت انسانی خود، در انجام خدمتش در وابستگی و هماهنگی کامل با روحالقدس زندگی کرد؛ با این حال، این به معنای آن نیست که او مانند انسانِ گناهکار به دلیل ضعف یا ناتوانی به کمک نیاز داشت، زیرا او کاملاً خدا و کاملاً انسان و بدون گناه بود. هنگامی که پسر خدا انسان شد، الوهیت خود را از دست نداد و از خدا بودن خود دست نکشید، بلکه با پذیرفتن طبیعت انسانی، جلالی را که از ازل نزد پدر داشت در دوران زندگی زمینی خود بهصورت کامل آشکار نکرد و خود را در جایگاه یک خادم فروتن قرار داد (یوحنا ۱۷ :۵؛ فیلیپیان ۲ :۶–۸). بنابراین، «خالی کردن خود» در فیلیپیان ۲ :۷ به معنای کنار گذاشتن الوهیت یا صفات الهی عیسی نیست، بلکه به معنای فروتن شدن و پذیرفتن صورت غلام و شرایط انسانی است. هنگامی که وی بر زمین بود، اگر چه طبیعت الهی خود را حفظ کرده بود، اما قدرت و جلال خود را کنار گذاشته بود.
در یوحنا بابهای ۱۴ تا ۱۶، عیسی به شاگردانش وعده میدهد که روحالقدس بهگونهای تازه و ویژه در میان آنان حضور خواهد داشت (یوحنا ۱۴ :۱۶–۱۷). «فرستاده شدن» روحالقدس به این شکل جدید به این معنا نیست که او پیش از آن در جهان حضور نداشته؛ روحالقدس از همان آغاز در آفرینش و در زندگی انسانها و قوم خدا فعال بوده، بلکه در عهدجدید، پس از صعود عیسی و آغاز عهدجدید، روحالقدس به شیوهای ویژه در زندگی ایمانداران ساکن میشود و خدمتهای تازهای را در کلیسا و در جهان انجام میدهد. روحالقدس ایمانداران را در بدن مسیح با یکدیگر متحد میکند و به آنان مشارکت و یگانگی میبخشد (اول قرنتیان ۱۲ :۱۳؛ افسسیان ۴ :۳). او در روز پنطیکاست بر کلیسا نازل شد و به شاگردان قدرت بخشید تا شاهدان مسیح باشند (اعمال ۲ :۱–۴). این رویداد در عهد عتیق نیز پیشگویی شده بود؛ یوئیل نبی از ریخته شدن روح خدا بر تمامی بشر سخن گفته است (یوئیل ۲ :۲۸–۲۹؛ اعمال ۲ :۱۷–۱۸). روحالقدس همچنین به ایمانداران عطایای گوناگون میبخشد تا هر یک بتوانند در خدمت و بنای کلیسا نقش خود را ایفا کنند (رومیان ۱۲ :۶–۸؛ اول قرنتیان ۱۲ :۸–۱۰). او کلیسا را در انجام مأموریتش هدایت میکند و برای خدمت، افراد مناسب را جدا میسازد؛ برای نمونه، در اعمال ۱۳ :۲ روحالقدس از کلیسا خواست برنابا و سولُس را برای کاری که به آن فراخوانده بود جدا کنند. روحالقدس در دوران کلیسای اولیه همچنین از طریق نبوت، رؤیا و هدایتهای خاص با ایمانداران سخن گفت و آنان را در مسیر مأموریتشان هدایت کرد (اعمال ۱۰ :۹–۱۶؛ ۱۶ :۹؛ ۲۱ :۹–۱۱؛ اول قرنتیان ۱۴ :۲۶–۳۲؛ اول تیموتائوس ۴ :۱۴). در کتاب مکاشفه نیز پیام الهی به یوحنا برای کلیساها داده شد (مکاشفه ۱:۱). این موارد نشان میدهند که روحالقدس نه تنها در نجات و زندگی شخصی ایمانداران فعال است، بلکه در شکلگیری، هدایت، تجهیز و بنای کلیسا نیز نقش اساسی دارد.
اما این حضور و کار ویژهٔ روحالقدس فقط به کلیسا، یعنی جامعهٔ ایمانداران، محدود نمیشود؛ روحالقدس در زندگی هر ایماندار نیز بهطور عمیق و مستمر عمل میکند. او انسان را نسبت به گناه، عدالت و داوری متقاعد میسازد (یوحنا ۱۶ :۸–۱۱). حزقیال نبی نیز از روزی سخن گفت که خدا روح خود را در درون قوم خویش قرار خواهد داد (حزقیال ۳۶ :۲۵–۲۸). عیسیمسیح به شاگردان وعده داد که روحالقدس نهتنها در کنار آنان خواهد بود، بلکه در آنان ساکن خواهد شد (یوحنا ۱۴ :۱۶–۱۷). پس از رستاخیز نیز عیسیمسیح بر شاگردان دمید و فرمود: «روحالقدس را بیابید» (یوحنا ۲۰ :۲۲). روحالقدس در همهٔ کسانی که به مسیح تعلق دارند ساکن است (رومیان ۸ :۹؛ اول قرنتیان ۶ :۱۹؛ غلاطیان ۴ :۶). هنگامی که شخصی به مسیح ایمان میآورد، از روح تولد مییابد (یوحنا ۳ :۳–۶؛ اول یوحنا ۵ :۱)، و روحالقدس در درون او شهادت میدهد که فرزند خداست (رومیان ۸ :۱۶). همچنین روحالقدس به ما امکان میدهد خدا را «ابا، ای پدر» خطاب کنیم (رومیان ۸ :۱۵؛ غلاطیان ۴ :۶). عیسی وعده داد که روحالقدس ما را تعلیم خواهد داد، دربارهٔ مسیح شهادت خواهد داد و ما را به تمام حقیقت هدایت خواهد کرد (یوحنا ۱۴ :۲۶؛ ۱۵ :۲۶؛ ۱۶ :۱۳–۱۴). در کتاب اعمال نیز نمونههایی از هدایت روحالقدس در تصمیمها و خدمت کلیسا میبینیم؛ برای مثال، در شورای اورشلیم گفته شد: «روحالقدس و ما صواب دیدیم» (اعمال ۱۵ :۲۸)، و روحالقدس پولس و همکارانش را در مسیر خدمتشان هدایت کرد (اعمال ۱۶ :۶–۷). روحالقدس همچنین در دعا به ضعف ما کمک میکند و برای ما مطابق ارادهٔ خدا شفاعت مینماید (رومیان ۸ :۲۶–۲۷).
هر چند روحالقدس در هر ایماندار ساکن است (رومیان ۸ :۹)، اما کتاب مقدس نشان میدهد که کار و اثر او در زندگی ایمانداران میتواند از نظر میزان و چگونگی متفاوت باشد. هنگامی که به مسیح ایمان میآوریم، با روحالقدس مُهر میشویم و او بیعانهٔ میراث ماست (افسسیان ۱ :۱۳–۱۴)، اما در عین حال به ما فرمان داده شده است که «از روح پر شویم» (افسسیان ۵ :۱۸). این پُر شدن به معنای دریافت روحالقدس برای نخستینبار نیست، بلکه به معنای آن است که زندگی ما بهطور فزایندهای تحت هدایت و فرمان او قرار گیرد. پس از قیام عیسیمسیح، او بر شاگردان دمید و فرمود: «روحالقدس را بیابید» (یوحنا ۲۰ :۲۲)، و در روز پنطیکاست، روحالقدس بر آنان آمد و همگی از روحالقدس پر شدند (اعمال ۲ :۴). بعداً نیز، هنگام دعا، همان شاگردان بار دیگر از روحالقدس پر شدند (اعمال ۴ :۳۱). روحالقدس همچنین برای مأموریتها و خدمتهای خاص، افراد را هدایت و جدا میکند؛ برای نمونه، او برنابا و سولس را برای کاری که به آن فراخوانده بود جدا کرد (اعمال ۱۳ :۲–۴)، و به تیموتائوس نیز عطای خاصی برای خدمت بخشیده شده بود (اول تیموتائوس ۴ :۱۴). پولس رسول میگوید: «روح را خاموش مکنید» (اول تسالونیکیان ۵ :۱۹)، یعنی در برابر کار و هدایت روحالقدس مقاومت نکنید و مانع عمل او در زندگی خود نشوید. همچنین به تیموتائوس میگوید عطای الهی را که در اوست «برافروزد» (دوم تیموتائوس ۱ :۶). بنابراین، روحالقدس در همهٔ ایمانداران ساکن است، اما ما میتوانیم با اطاعت، تسلیم و ایمان، اجازه دهیم کار او در زندگیمان آشکارتر و مؤثرتر شود، یا با نافرمانی و مقاومت در برابر هدایت او، در برابر کار او ایستادگی کنیم.
«پر شدن از روحالقدس» به این معناست که زندگی ایماندار بیشتر و بیشتر تحت هدایت، کنترل و اثرگذاری روحالقدس قرار گیرد (افسسیان ۵ :۱۸). این تعبیر به معنای دریافت دوبارهٔ روحالقدس نیست، زیرا روحالقدس از هنگام ایمان آوردن در هر ایماندار ساکن میشود (رومیان ۸ :۹؛ افسسیان ۱ :۱۳–۱۴). بلکه پر شدن از روح به معنای تسلیم بیشتر در برابر خدا، اطاعت از کلام او و اجازه دادن به روحالقدس برای انجام کار خود در زندگی ماست. برخی از اعمال و جلوههای روحالقدس در همهٔ مسیحیان به یک شکل دیده نمیشود. این موارد را میتوان به دو گروه اصلی تقسیم کرد: نخست، عطایای روحالقدس که خدا برای خدمت و بنای کلیسا به ایمانداران مختلف میبخشد؛ برای نمونه، اول قرنتیان ۱۲ :۸–۱۰ به عطایایی مانند حکمت، علم، ایمان، عطایای شفا و نبوت اشاره میکند. این عطایا در همهٔ ایمانداران یکسان نیست و روحالقدس آنها را «چنانکه میخواهد» تقسیم میکند (اول قرنتیان ۱۲ :۱۱). دوم، ثمرات روحالقدس است که باید در زندگی همهٔ ایمانداران، هرچند با درجات متفاوت، رشد کند: «محبت، خوشی، سلامتی، حلم، مهربانی، نیکویی، ایمان، تواضع و پرهیزکاری» (غلاطیان ۵ :۲۲–۲۳). بنابراین، عطایای روحالقدس در میان ایمانداران متفاوت است، اما ثمرات روحالقدس بخشی اساسی از زندگی هر مسیحی است و با روند تقدیس، یعنی شبیهتر شدن به مسیح، رشد میکند. برای بررسی بیشتر عطایا و کار روحالقدس، میتوان به مبحث «تعمید روحالقدس» مراجعه کنید؛ در ادامه، تمرکز ما بر ثمر روحالقدس و کار او در تقدیس ایماندار خواهد بود.
تقدیس
تقدیس یعنی بیشتر شبیه عیسیمسیح شدن و رشد در پاکی و اطاعت از خدا. نتیجهٔ تقدیس، در زندگی ایماندار با ظهور محبت و دیگر ثمرات روحالقدس دیده میشود (اول قرنتیان ۱۳ :۱–۱۳؛ غلاطیان ۵ :۲۲–۲۳). تقدیس از یک سو به معنای جدا شدن از گناه و شیوهٔ زندگی گناهآلود است و از سوی دیگر، به معنای وقف شدن برای خداست؛ یعنی زندگی، تواناییها و استعدادهای خود را در اختیار او قرار دهیم و برای جلال او به کار ببریم.
با این حال، کتاب مقدس میگوید ایماندار از یک سو در مسیح مقدس و پذیرفته شده در حضور خداست، اما از سوی دیگر در زندگی روزمره هنوز در حال رشد و مبارزه با گناه است. چگونه این دو حقیقت را میتوان با هم درک کرد؟
کتاب مقدس دو جنبه از تقدیس را نشان میدهد. نخست آنکه خدا به سبب آنچه عیسی مسیح برای ما انجام داده است، ما را در حضور خود مقدس و پذیرفته میشمارد. تقدس ما بر شایستگی خودمان استوار نیست، بلکه بر مسیح استوار است؛ چنانکه پولس رسول میگوید: « شما در مسیحْ عیسی از جانب خدا... تقدیس و عدالت و فدیه شده است» (اول قرنتیان ۱ :۳۰). به همین دلیل، ایمانداران در عهدجدید «مقدسین» خوانده شدهاند (افسسیان ۱:۱؛ فیلیپیان ۱:۱). دوم، تقدیس جنبهٔ عملی و تدریجی دارد؛ یعنی خدا در طول زندگی ما، به وسیلهٔ روحالقدس، ما را از نظر شخصیت و رفتار بیشتر شبیه مسیح میسازد (دوم قرنتیان ۳ :۱۸). پس «مقدس بودن در مسیح» و «در حال مقدس شدن در زندگی روزمره بودن» با یکدیگر تناقض ندارند؛ اولی جایگاه ما در مسیح است و دومی فرایند رشد ما در او.
اما جنبهٔ دوم تقدیس به میزان واقعی و عملی تقدسی اشاره دارد که در زندگی و رفتار ایماندار دیده میشود. آیا وقتی به زندگی خود نگاه میکنیم، میبینیم که کاملاً مقدس و بیگناه شدهایم؟ انسان هنگامی که به مسیح ایمان میآورد، بهواسطهٔ ایمان عادل شمرده میشود، اما همچنان با گناه مبارزه میکند و نیاز دارد که در زندگی روزمره بیشتر و بیشتر مقدس شود و به مسیح شباهت پیدا کند. این همان کاری است که روحالقدس بهطور مداوم در زندگی ایماندار انجام میدهد؛ او ما را تقدیس میکند و به سوی زندگی مقدس هدایت مینماید (دوم تسالونیکیان ۲ :۱۳؛ اول پطرس ۱ :۲). خدا ما را فراخوانده است که زندگی مقدسی داشته باشیم (افسسیان ۱ :۴؛ اول تسالونیکیان ۴ :۳–۷؛ اول پطرس ۱ :۱۵–۱۶)، و خداوند عیسی نیز فرمود: «پس شما کامل باشید، چنانکه پدر شما که در آسمان است کامل است» (متی ۵ :۴۸). بااینحال، این تقدس فقط با تلاش و توانایی خود ما به دست نمیآید؛ روحالقدس در ما کار میکند تا از گناه فاصله بگیریم، در اطاعت از خدا رشد کنیم و در زندگی روزمره بیشتر شبیه مسیح شویم.
تقدس در ذات و فرایند نجات ما جایگاهی اساسی دارد (دوم تسالونیکیان ۲ :۱۳). کتاب مقدس تأکید میکند که بدون تقدس، خداوند را نخواهیم دید (عبرانیان ۱۲ :۱۴). البته تقدس شرطی نیست که پیش از نجات باید به دست آوریم؛ بلکه یکی از نتایج و ثمرات نجات است که پس از ایمان به کار نجاتبخش عیسیمسیح بر روی صلیب، در زندگی ما پدید میآید (رومیان ۶ :۲۲). ما نمیتوانیم تنها با تلاش و توانایی خود مقدس شویم؛ روحالقدس است که در ما عمل میکند و ما را در مسیر تقدیس پیش میبرد. بهوسیلهٔ روحالقدس است که اعمال و تمایلات گناهآلود خود را به مرگ میسپاریم (رومیان ۸ :۱۳). پولسرسول نیز مسیحیان غلاطیه را سرزنش کرد، زیرا آنان زندگی مسیحی خود را با ایمان و پذیرش نجات بهعنوان عطیهٔ رایگان خدا آغاز کرده بودند، اما بعد تلاش میکردند با تکیه بر تواناییهای انسانی به رشد و کمال روحانی برسند (غلاطیان ۳:۳).
بااینحال، اینکه تقدیس کار روحالقدس است به این معنا نیست که ما در این فرایند هیچ نقشی نداریم. خدا ما را به همکاری با کار روحالقدس فرا میخواند. ما باید تأدیب خدا را بپذیریم و از آن برای رشد روحانی خود بهره ببریم (عبرانیان ۱۲ :۹–۱۱)؛ در زندگی مسیحی خود تمرین و انضباط داشته باشیم (اول قرنتیان ۹ :۲۴–۲۷؛ اول تیموتائوس ۴ :۷–۸)؛ خود را از هر آلودگی جسم و روح پاک کنیم و گناه را کنار بگذاریم (دوم قرنتیان ۷ :۱؛ عبرانیان ۱۲ :۱–۲)؛ کتاب مقدس را مطالعه کنیم، زیرا کلام خدا ما را تعلیم و برای زندگی درست آماده میکند (دوم تیموتائوس ۳ :۱۶–۱۷)؛ کلام خدا را در دل خود نگاه داریم تا در برابر گناه محفوظ بمانیم (مزمور ۱۱۹ :۱۱) و اجازه دهیم حقیقت آن افکار و رفتار ما را تغییر دهد. همچنین میتوانیم از رهبرانی که خدا برای بنای کلیسا قرار داده است بهره ببریم (افسسیان ۴ :۱۱–۱۳). افزون بر این، باید در دعا از خدا بخواهیم که ما را در شناخت ارادهٔ او، رشد روحانی و زندگی مقدس یاری کند (کولسیان ۱ :۹–۱۰؛ اول تسالونیکیان ۳ :۱۲–۱۳؛ ۵ :۲۳). بنابراین، تقدیس هم کار فیضآمیز روحالقدس در ماست و هم دعوت ما به اطاعت، انضباط، ترک گناه، شناخت کلام خدا و دعا؛ و ما بدون وابستگی به خدا در این مسیر موفق نخواهیم شد.
بسیاری از مسیحیان بر این باورند که تقدیس، فرایندی تدریجی است که با گذشت زمان در زندگی ایماندار ادامه مییابد و تا پایان زندگی او در این جهان به کمال نهایی نمیرسد. این دیدگاه بر آیاتی تأکید میکند که نشان میدهند ایماندار در مسیر رشد و تقدیس قرار دارد و باید همچنان در این مسیر پیش برود (غلاطیان ۳:۳؛ عبرانیان ۱۰ :۱۴؛ ۱۲ :۱۰–۱۱). همچنین، عبرانیان ۱۲ :۱–۴ ایمانداران را به کنار گذاشتن هر بار و گناه و پایداری در مسابقهای که در پیش دارند فرا میخواند. در بسیاری از بخشهای عهد جدید نیز از ایمانداران خواسته شده است که خود را منضبط کنند، زندگی خود را به خدا تقدیم نمایند و در مسابقهٔ ایمان با پایداری ادامه دهند (اول قرنتیان ۹ :۲۴–۲۷؛ رومیان ۱۲ :۱). این آیات نشان میدهند که تقدیس عملی در زندگی ایماندار فرایندی جاری است و او هنوز در حال رشد در شباهت به مسیح است. خود پولس رسول میگوید: «نه اینکه تا به حال گرفتهام یا کامل شدهام، بلکه در پی آن میکوشم...» و سپس میگوید که برای رسیدن به هدف خود تلاش میکند (فیلیپیان ۳ :۱۲–۱۴). چند آیه بعد نیز خود را در میان «کاملان» قرار میدهد (فیلیپیان ۳ :۱۵). این دو سخن با یکدیگر تناقض ندارند؛ در آیهٔ ۱۵، «کامل» میتواند به معنای «بالغ» یا «پخته» باشد، در حالی که در آیات ۱۲–۱۴ پولس رسول روشن میکند که هنوز به کمال نهایی نرسیده است. اول یوحنا ۱ :۸ نیز میگوید: «اگر گوییم که گناه نداریم، خود را فریب میدهیم و راستی در ما نیست.» بنابراین، رشد روحانی به معنای رسیدن به حالتی نیست که انسان در این دنیا دیگر هیچ گناهی نداشته باشد. برعکس، هرچه در شناخت خدا و نور حقیقت او رشد میکنیم، بیشتر از نیاز خود به فیض او و عمق گناه و ضعف انسانی آگاه میشویم. پولس رسول نیز در اول تیموتائوس ۱ :۱۵ از خود بهعنوان «بزرگترینِ گناهکاران» یاد میکند و با این سخن بر نیاز همیشگی خود به رحمت مسیح تأکید دارد. مسیحیانی که این دیدگاه را میپذیرند، معمولاً بخش پایانی رومیان ۷ را بیانگر مبارزهٔ ایماندار با گناه و طبیعت گناهآلود میدانند و رومیان ۸ را نشاندهندهٔ زندگی در قدرت و آزادی روحالقدس میفهمند. از نظر آنان، ایماندار میتواند با رشد در ایمان، پیروزی بیشتری بر گناه و شباهت بیشتری به مسیح تجربه کند، اما تا زمانی که در این بدن زندگی میکند، مبارزه با گناه بهطور کامل پایان نمییابد.
بااینحال، تجربهٔ ایمانداران یکسان نیست. بسیاری از مسیحیان شهادت میدهند که دورههایی از رشد و تحول عمیق یا تجربهای ویژه از حضور و قدرت روحالقدس داشتهاند. برخی نیز ممکن است علاوه بر روند تدریجی تقدیس، دورههایی از رشد یا تغییر ناگهانی را تجربه کنند. خدا در زندگی افراد مختلف به شیوههای گوناگون عمل میکند و ما نباید تجربهٔ شخصی خود را معیار قطعی برای محدود کردن کار روحالقدس قرار دهیم. با این حال، هیچ تجربهای نباید جایگزین تعلیم روشن کتاب مقدس شود و هر تجربهای باید با کلام خدا سنجیده شود.
هر دیدگاهی که دربارهٔ تجربهٔ تقدیس داشته باشیم، مسئولیت ما روشن است: خدا از ما میخواهد که مقدس زندگی کنیم. پولس رسول مینویسد: «بلکه چون آن قدوس که شما را خوانده است، مقدس باشید؛ و در هر سیرت مقدس باشید» (اول پطرس ۱ :۱۵–۱۶). همچنین عبرانیان میگوید: «با همهٔ مردم در پی سلامتی باشید و تقدسی که به غیر از آن هیچکس خداوند را نخواهد دید» (عبرانیان ۱۲ :۱۴). بنابراین، چه تقدیس را بیشتر بهصورت یک فرایند تدریجی درک کنیم و چه برای تجربههای ویژهٔ روحانی نیز جایگاهی قائل باشیم، دعوت خدا برای همهٔ ایمانداران یکسان است: در فیض خدا رشد کنیم، در قدرت روحالقدس زندگی کنیم و هر روز بیشتر شبیه عیسی مسیح شویم.
info@radiosedayeenjil.com
+۱ (۸۱۸) ۷۵۱ ۹۷۲۶
استفاده و به اشتراک گذاری مطالب وب سایت با درج نام منبع ( وب سایت و لینک وب سایت ) بلامانع است. و خوشحال می شویم لینک مطالب وب سایت را با دیگران به اشتراک بگذارید (( آنچه می کنیم برای جلال نام خداوند است))