مقالۀ بازگشت به محبت نخستین


بسیاری از کسانی که برای اولین ‌بار در مورد عیسی‌مسیح‌ و کارنجات بخش او می‌شنوند و ایمان می‌آورند، شادی، امید و آرامش واقعی و عمیقی را تجربه می‌کنند. آنان قلب و زندگی خود را به عیسی‌مسیح می‌سپارند و با اشتیاق می‌خواهند او را خدمت کنند. اما گاهی با گذشت زمان، این شور و شوق و محبت نخستین به مسیح کم‌رنگ می‌شود و جای خود را به روزمرگی، سردی و بی‌تفاوتی می‌دهد. اما چرا چنین اتفاقی می‌افتد و چه چیزی باعث آن می‌شود؟ و چگونه می‌توانیم به محبت نخستین بازگردیم؟
محبت ما نسبت به مسیح ممکن است با وجود مشغله‌های زندگی به‌تدریج کم‌رنگ شود؛ چنان‌که عیسی‌مسیح‌ چنین هشداری به کلیسای افسس داد: «لیکن بحثی بر تو دارم که محبت نخستین خود را ترک کرده‌ای. پس به‌خاطر آر که از کجا افتاده‌ای و توبه کن و اعمال نخست را به عمل آور» (مکاشفه ۲: ۴ -۵). کلیسای افسس در بسیاری از جنبه‌ها وفادار بودند، اما محبت نخستین خود را از دست داده بودند. به همین دلیل، عیسی‌مسیح آنان را فراخواند که به یاد آورند از کجا سقوط کرده‌اند، توبه کنند و به محبت نخست بازگردند. این پیام فقط برای کلیسای افسس نیست؛ بلکه هشداری برای هر ایمانداری است که ممکن است با گذشت زمان، رابطه و محبت نخستین خود نسبت به مسیح را از دست بدهد.
هرگاه شخصی به مسیح ایمان می‌آورد، از قدرت تاریکی رهایی یافته و به قلمرو خداوند وارد می‌شود (کولسیان ۱: ۱۳ -۱۴). از آن پس، او وارد نبردی روحانی می‌شود؛ شیطان می‌کوشد ایمان ایماندار را تضعیف کند، او را به گناه و وسوسه بکشاند و رابطهٔ او با خداوند را مختل سازد (افسسیان ۶: ۱۰ -۱۸؛ اول پطرس ۵: ۸ -۹). با این حال، مسئولیت ایماندار نیز بسیار جدی است. ما نباید هر سردی روحانی یا هر شکست را به شیطان نسبت دهیم؛ زیرا خود ما نیز در برابر وسوسه، گناه و بی‌توجهی به رابطه‌مان با مسیح مسئول هستیم (یعقوب ۱: ۱۴ -۱۵). شیطان نمی‌تواند ایماندار را از دست مسیح برباید؛ زیرا عیسی‌مسیح فرمود: «و من حیات جاودانی به آنها می‌دهم و تا به ابد هلاک نخواهند شد و کسی آنها را از دست من نخواهد ربود» (یوحنا ۱۰: ۲۸). اما ایماندار می‌تواند با نافرمانی، غفلت و ادامه دادن در گناه، محبت و مشارکت خود با مسیح را تضعیف کند و از زندگی پُربار روحانی دور شود.
به همین دلیل، هم افراد و هم کلیساها باید پیوسته وضعیت روحانی خود را در حضور خدا بررسی کنند. آیا عیسی‌مسیح را بیش از هر چیز دیگر دوست داریم و با تمام دل، جان، فکر و قوت خود او را محبت می‌کنیم؟ (مرقس ۱۲: ۳۰) آیا نخست ملکوت خدا و عدالت او را می‌طلبیم؟ (متی ۶: ۳۳) آیا با دیگر ایمانداران در محبت و نور زندگی می‌کنیم؟ (اول یوحنا ۱: ۷ و ۴: ۲۰) آیا ثمرهٔ روح‌القدس در زندگی ما دیده می‌شود؟ (غلاطیان ۵: ۲۲-۲۳) آیا برای شهادت و خدمت، به قدرت روح‌القدس متکی هستیم؟ (لوقا ۲۴: ۴۹؛ اعمال ۱: ۸)
اگر در این زمینه‌ها ضعف یا سردی می‌بینیم، باید پیش از هر چیز خود را در حضور خدا بیازماییم، گناهان و کوتاهی‌های خود را بپذیریم و به سوی او بازگردیم. دشمن روحانی واقعی است، اما محبت نخستین زمانی آغاز می‌شود که ما مسئولیت خود را در برابر خدا بپذیریم و دوباره محبت نخستین خود را بجوییم.
اکنون بیایید ببینیم «محبت نخستین» یعنی چی؟ بازگشت به محبت نخستین نسبت به عیسی‌مسیح و تازه شدن رابطهٔ ما با او یعنی در نور او گام برداریم، به او اعتماد کنیم و اجازه دهیم زندگی و ارادهٔ او در ما به انجام برسد. محبت نخستین صرفاً تجربه‌ای احساسی نیست، بلکه تغییری واقعی در قلب و زندگی است که در توبه، اطاعت، محبت و نزدیکی بیشتر به عیسی‌مسیح آشکار می‌شود.
بازگشت به محبت نخستین، نیازمند رویارویی صادقانه با وضعیت روحانی خود، دعا، تعمق و نزدیک شدن دوباره به عیسی‌مسیح است. این بازگشت به معنای غرق شدن در عواطف افسارگسیخته نیست؛ بلکه زمانی است که در حضور خدا خود را بیازماییم، ضعف‌ها و گناهان خود را ببینیم و با فروتنی به سوی او بازگردیم. در چنین فرایندی، ریاکاری، خودفریبی، نزاع، عیب‌جویی و تلخی نیز ممکن است آشکار شوند تا از آنها توبه کنیم و اجازه دهیم خدا در زندگی ما تغییرات عمیقی ایجاد کند؛ تغییراتی که دیگران نیز ثمرهٔ آن را ببینند و به سوی مسیح بیایند. بازگشت به محبت نخستین همچنین با فروتنی در برابر روح‌القدس و آمادگی برای اطاعت از او همراه است تا او هم در زندگی ما و هم در کلیسا عمل کند. به این ترتیب، بیداری روحانی می‌تواند بخشی از فرایند بازگشت به محبت نخستین باشد.
محبت نخستین چگونه از دست می‌رود و چگونه می‌توان به آن بازگشت؟ یکی از نخستین گام‌ها، آگاهی از گناه و اعتراف صادقانه به آن است. شیطان انسان را به گناه وسوسه می‌کند، اما مسئولیت انتخاب و پاسخ ما نیز بر عهدهٔ خود ماست (یعقوب ۱: ۱۴ -۱۵). هنگامی که در گناه پافشاری می‌کنیم، مشارکت و رابطهٔ صمیمی ما با خدا آسیب می‌بیند و روح‌القدس را محزون می‌سازیم (افسسیان ۴: ۳۰). در نتیجه، شادی، آرامش و قوتی را که از زندگی نزدیک با خدا می‌آید، ممکن است از دست بدهیم. بنابراین، بازگشت به محبت نخستین با پذیرفتن گناه، اعتراف به آن و بازگشت به سوی خدای زنده و حقیقی آغاز می‌شود (اول یوحنا ۱: ۸ -۹).
ما معمولاً دوست نداریم خود را گناهکار ببینیم. گاهی گناهان خود را کوچک می‌شماریم و حتی ممکن است وجود برخی از آنها را انکار کنیم. این وضعیت تا حدی شبیه جوان ثروتمندی بود که نزد عیسی‌مسیح آمد و گفت احکام خدا را از جوانی نگه داشته است؛ اما هنگامی که عیسی‌مسیح او را با دلبستگی عمیقش به ثروت روبه‌رو کرد، آشکار شد که هنوز حاضر نیست همهٔ زندگی خود را تسلیم خدا کند (مرقس ۱۰: ۱۷ -۲۲).
حتی اگر ما گناه خود را نبینیم، خدا آن را می‌بیند. گناه فقط قتل، دزدی، بت‌پرستی، زنا و ... نیست، بلکه هر نگرش، خواسته یا رفتاری را نیز دربرمی‌گیرد که با ارادهٔ خدا ناسازگار باشد. غرور، خودخواهی، حسادت، طمع، خشم، تلخی و بی‌وفایی از نمونه‌های آن هستند. گناه همچنین می‌تواند در انجام ندادن کار نیکویی که می‌دانیم باید انجام دهیم آشکار شود، زیرا «هر که نیکویی کردن را می‌داند و به‌جا نمی‌آورد، او را گناه است» (یعقوب ۴: ۱۷). محبت نکردن به خدا با تمام دل و جان و فکر و قوت و محبت نکردن به همسایه نیز برخلاف فرمان خداست (مرقس ۱۲: ۳۰ -۳۱). همچنین بی‌توجهی به نیازهای دیگران، در حالی که توانایی کمک کردن داریم، با محبت مسیح سازگار نیست (یعقوب ۲: ۱۵ -۱۷). وفادار ماندن در ایمان و صبر کردن تا پایان نیز بخشی از زندگی شاگرد مسیح است (مرقس ۱۳: ۱۳)، و ایماندار باید همواره آمادهٔ پاسخ‌گویی دربارهٔ امیدی باشد که در اوست (اول پطرس ۳: ۱۵).
با این اوصاف، هیچ‌یک از ما نمی‌تواند ادعا کند که در زندگی خود هیچ گناهی ندارد، زیرا «اگر گوییم که گناه نداریم، خود را فریب می‌دهیم و راستی در ما نیست» (اول یوحنا ۱: ۸). بنابراین، بازگشت به محبت نخستین از همین‌جا آغاز می‌شود: از اینکه در حضور خدا صادق باشیم، گناه خود را بپذیریم، آن را اعتراف کنیم و اجازه دهیم خدا زندگی ما را دگرگون سازد.
بنابراین، یکی از نخستین گام‌ها در بازگشت به محبت نخستین، اعتراف صادقانه به گناهانمان است. بیایید بهایی را که عیسی‌مسیح برای بخشش و پاک شدن ما از گناهان پرداخت، به یاد آوریم و از روح‌القدس بخواهیم آنچه را در زندگی ما نادرست است، حتی گناهانی را که خود نمی‌بینیم، بر ما آشکار سازد (مزمور ۱۳۹: ۲۳ -۲۴). سپس خود را در حضور خدا بیازماییم و از خود بپرسیم: آیا هنوز بخش‌هایی از زندگی من وجود دارد که آنها را به‌طور کامل تحت حاکمیت عیسی‌مسیح قرار نداده‌ام؟ پرسش‌های زیر می‌توانند به ما کمک کنند تا صادقانه قلب و زندگی خود را بررسی کنیم.
آیا چیزی را بیشتر از خدا دوست دارم؛ مانند خانواده، کار، لذت‌ها، مال یا خودم؟ آیا خدا را با تمام دل، جان، فکر و قوت خود دوست دارم؟ (مرقس ۱۲: ۳۰؛ متی ۶: ۳۳)
آیا به‌جای شکرگزاری، دائماً از شرایط و مشکلات خود ناراضی بوده‌ام؟ (اول قرنتیان ۱۰: ۱۰؛ فیلیپیان ۲: ۱۴؛ اول تسالونیکیان ۵: ۱۸)
آیا برای دیده شدن و جلب توجه دیگران، کارهای نیک خود را انجام می‌دهم؟ آیا تأیید و ستایش مردم برایم از خشنود ساختن خدا مهم‌تر شده است؟ (متی ۶: ۱ -۵؛ یوحنا ۱۲: ۴۳)
آیا روحیهٔ عیب‌جویی دارم؟ وقتی دیگران از من انتقاد می‌کنند، آیا زود می‌رنجـم یا از کوره در می‌روم؟ آیا تلخی و آزردگی در قلبم باقی مانده است؟ (عبرانیان ۱۲: ۱۵)
آیا لجباز، متعصب و اهل نزاع و مجادله هستم؟ آیا همیشه اصرار دارم که حق با من است؟ آیا با سخنان تند و طعنه‌آمیز دیگران را می‌آزارم؟ آیا می‌توانم با فروتنی، دیگران را برتر از خود بدانم و برای نظر و جایگاه آنان احترام قائل شوم؟ (فیلیپیان ۲: ۳؛ افسسیان ۵: ۲۱)
آیا نسبت به کسی حسادت می‌کنم؟ آیا وقتی کسی شکست می‌خورد، در دل خوشحال می‌شوم؟ آیا وقتی دیگری موفق می‌شود، به‌جای شادی کردن، در دل ناراحت می‌شوم؟ آیا موفقیت دیگران را تهدیدی برای خود می‌بینم؟ (یعقوب ۳: ۱۴ -۱۶؛ غلاطیان ۵: ۲۶)
آیا در رفتار و گفتار خود کاملاً صادق هستم؟ آیا حقیقتی را پنهان می‌کنم؟ آیا می‌کوشم ضعف‌های خود را پنهان سازم یا تصویری غیرواقعی از خود به دیگران نشان دهم؟ آیا در سخنان خود اغراق می‌کنم یا ظاهر دینداری را جایگزین صداقت واقعی کرده‌ام؟ (متی ۲۳: ۲۷ -۲۸؛ یعقوب ۵: ۱۶)
آیا زندگی روحانی من فقط ظاهری شده است و نشاط و اشتیاق سابق را از دست داده‌ام؟ آیا نسبت به نجات و وضعیت روحانی کسانی که هنوز به عیسی‌مسیح ایمان نیاورده‌اند، بی‌تفاوت شده‌ایم؟ آیا در رابطه‌ام با خدا سرد و بی‌تفاوت شده‌ام؟ آیا دعوت به پیروی و شاگردی از عیسی‌مسیح را جدی می‌گیرم؟ (مرقس ۸: ۳۴؛ مکاشفه ۲: ۴ -۵؛ ۳: ۱۵ -۱۶)
آیا با دنیا همنوا شده‌ام؟ آیا طرز فکر، ارزش‌ها و خواسته‌های من بیش از آنکه از کلام خدا شکل بگیرد، از فرهنگ و معیارهای دنیا تأثیر می‌پذیرد؟ آیا محبت دنیا و لذت‌های آن جای محبت خدا را در قلبم گرفته است؟ (رومیان ۱۲: ۲؛ اول یوحنا ۲: ۱۵ -۱۷)
این پرسش‌ها برای محکوم کردن ما نیستند، بلکه برای کمک به خودآزمایی صادقانه در حضور خدا هستند. اگر روح‌القدس در هر یک از این زمینه‌ها ما را متوجه گناه یا کوتاهی می‌کند، نباید آن را توجیه یا پنهان کنیم، بلکه باید آن را نزد خدا اعتراف کنیم و از آن بازگردیم (اول یوحنا ۱: ۸ -۹). بازگشت به محبت نخستین از همین‌جا آغاز می‌شود: از صداقت در حضور خدا، پذیرش مسئولیت شخصی و آمادگی برای تغییر. هرچه بیشتر گناه خود را توجیه یا انکار کنیم، دل ما نسبت به خدا سخت‌تر و رابطه‌مان با او سردتر می‌شود؛ اما وقتی با فروتنی به خدا بازمی‌گردیم، او ما را می‌بخشد و پاک می‌سازد (اول یوحنا ۱: ۹).
گام دوم در بازگشت به محبت نخستین، توبه از گناهانی است که روح‌القدس آنها را به ما نشان می‌دهد. توبه فقط پشیمانی از گناه نیست، بلکه بازگشت از آن و تصمیم به ترک آن است. هنگامی که گناهان خود را اعتراف می‌کنیم، خداوند امین و عادل است تا گناهان ما را بیامرزد و ما را از هر ناپاکی پاک سازد (اول یوحنا ۱: ۹). بنابراین، وقتی گناهی را در زندگی خود می‌شناسیم، نباید آن را توجیه یا پنهان کنیم، بلکه باید با فروتنی نزد خدا اعتراف کرده و از آن بازگردیم.
گام سوم، جبران خطاهایی است که در حق دیگران مرتکب شده‌ایم. اگر کسی را آزرده یا به او ظلم کرده‌ایم، لازم است از او عذرخواهی کنیم؛ اگر مالی را نادرست گرفته‌ایم، باید آن را بازگردانیم؛ و اگر با بدگویی به آبروی کسی آسیب زده‌ایم، برای جبران آن تلاش کنیم (متی ۵: ۲۳ -۲۴؛ لوقا ۱۹: ۸). همچنین باید رنجش و تلخی را از دل خود کنار بگذاریم و دیگران را ببخشیم؛ زیرا عیسی‌مسیح ما را به بخشیدن کسانی که در حق ما خطا کرده‌اند فرا می‌خواند (متی ۶: ۱۲ و ۱۴ -۱۵).
گام چهارم، وقف دوبارهٔ زندگی به عیسی‌مسیح است. بازگشت به محبت نخستین فقط ترک گناه نیست؛ بلکه سپردن دوبارهٔ همهٔ بخش‌های زندگی به حاکمیت اوست. ما باید آماده باشیم که از عیسی‌مسیح اطاعت کنیم و خواست او را در زندگی خود به‌جا آوریم، زیرا او فرمود: «اگر مرا دوست دارید، احکام مرا نگاه دارید» (یوحنا ۱۴: ۱۵). ما متعلق به خود نیستیم، بلکه با بهای گران خریده شده‌ایم و به خدا تعلق داریم (اول قرنتیان ۶: ۱۹-۲۰).
گام پنجم، پُری روح‌القدس و زندگی تحت هدایت اوست. پولس رسول می‌نویسد: «از روح پُر شوید» (افسسیان ۵: ۱۸). بنابراین، باید خود را به خدا بسپاریم و مشتاق باشیم که روح‌القدس در زندگی ما کار کند (رومیان ۱۲: ۱). همچنین می‌توانیم با اطمینان از خدا بخواهیم که ما را با روح‌القدس پر سازد؛ زیرا عیسی‌مسیح فرمود که پدر آسمانی «روح‌القدس را به آنانی که از او سؤال کنند» می‌دهد (لوقا ۱۱: ۱۳).
گام ششم، ادامه دادن در اطاعت از روح‌القدس است. پُر شدن از روح‌القدس یک تجربهٔ لحظه‌ای نیست که بدون تغییری در شیوهٔ زندگی ادامه پیدا کند؛ بلکه باید هر روز در هدایت او زندگی کنیم. پولس رسول می‌گوید: «به روح رفتار کنید، پس شهوات جسم را به‌جا نخواهید آورد» (غلاطیان ۵: ۱۶). زندگی مسیحی یعنی دیگر خودِ ما مرکز زندگی نباشیم، بلکه مسیح در ما زندگی کند (غلاطیان ۲: ۲۰). هدف خدا برای ما نیز این است که به شباهت پسرش درآییم (رومیان ۸: ۲۹).
بنابراین، بازگشت به محبت نخستین شامل توبه از گناه، جبران خطاها، وقف دوبارهٔ زندگی به عیسی‌مسیح، پُر شدن از روح‌القدس و اطاعت روزانه از اوست. ما این گام‌ها را با مسئولیت و اطاعت برمی‌داریم، اما قدرت تغییر واقعی از خداست. این اصل را به‌خوبی در دعوت خدا به قوم اسرائیل می‌بینیم: «و قوم من که به اسم من نامیده شده‌اند متواضع شوند و دعا کرده، طالب حضور من باشند و از راه‌های بد خویش بازگشت نمایند، آنگاه من از آسمان اجابت خواهم فرمود و گناهان ایشان را خواهم آمرزید و زمین ایشان را شفا خواهم داد.» (دوم تواریخ ۷: ۱۴)
دعوت به فروتنی، دعا، بازگشت از گناه و طلب حضور خدا، حقیقتی است که ما نیز می‌توانیم از آن بیاموزیم چگونه به محبت نخستین بازگشت کنیم. خداوندا، ما را بیدار ساز و محبت نخستین ما را نسبت به عیسی‌مسیح تازه کن. آمین



info@radiosedayeenjil.com


+۱ (۸۱۸) ۷۵۱ ۹۷۲۶


رادیو صدای انجیل در شبکه های اجتماعی



اپلیکیشن رادیو صدای انجیل


استفاده و به اشتراک گذاری مطالب وب سایت با درج نام منبع ( وب سایت و لینک وب سایت ) بلامانع است. و خوشحال می شویم لینک مطالب وب سایت را با دیگران به اشتراک بگذارید (( آنچه می کنیم برای جلال نام خداوند است))