مقالۀ کلیسا چیست؟


کلیسا
واژۀ «کلیسا» از واژۀ یونانی اِکلسیا (ekklesia) گرفته شده و به معنای جماعت یا گردهمایی است. این واژه برای جماعتی از مردم به کار می‌رود که به عیسی‌مسیح ایمان دارند و به او تعلق دارند. بنابراین، وقتی کتاب مقدس از «کلیسا» سخن می‌گوید، منظور لزوماً یک ساختمان نیست، بلکه در اصل جماعتی است که به عیسی‌مسیح تعلق دارند (اعمال ۲: ۴۲ -۴۷؛ اول قرنتیان ۱: ۲؛ رومیان ۱۶: ۵).
کلیسا در معنای کتاب‌مقدسی، جمع کسانی است که به کار نجات‌بخش عیسی‌مسیح ایمان آورده‌اند. این ایمانداران به‌وسیلهٔ روح‌القدس در یک جماعت روحانی واحد قرار گرفته‌اند و کتاب مقدس این جماعت را «بدن مسیح» می‌نامد (اول قرنتیان ۱۲: ۱۳، ۲۷). این تصویر نشان می‌دهد که ایمانداران، با وجود تفاوت در شخصیت، عطایا و مسئولیت‌ها، به یکدیگر تعلق دارند و باید برای خدمت و بنای یکدیگر با هم همکاری کنند. عیسی‌مسیح نیز سرِ کلیساست و کلیسا از او هدایت می‌یابد (افسسیان ۱: ۲۲ -۲۳؛ کولسیان ۱: ۱۸).
کلیسا همچنین قوم خداست؛ جماعتی که خدا برای پرستش، مشارکت، رشد روحانی، خدمت و اعلام مژدۀ نجات به جهان فراخوانده است (اول پطرس ۲: ۹ -۱۰؛ متی ۲۸: ۱۹ -۲۰). بنابراین، عضویت واقعی در کلیسا با ساختمان، نام یک فرقه یا صرفاً شرکت در جلسات کلیسایی تعریف نمی‌شود، بلکه اساس آن ایمان واقعی به عیسی‌مسیح و تعلق به اوست.

تفاوت میان کلیسای محلی و کلیسای جهانی چیست؟
کتاب‌مقدس واژۀ «کلیسا» را هم برای تمام ایمانداران به عیسی‌مسیح و هم برای جماعت ایمانداران در یک مکان مشخص به کار می‌برد. از یک سو، همهٔ کسانی که به مسیح تعلق دارند، در طول زمان و در سراسر جهان، در یک بدن روحانی واحد قرار دارند (اول قرنتیان ۱۲: ۲۷؛ افسسیان ۱: ۲۲ -۲۳). این مفهوم را معمولاً کلیسای جهانی می‌نامیم.
از سوی دیگر، عهد جدید از جماعت‌های ایمانداران در شهرها و مکان‌های مشخص نیز با عنوان «کلیسا» یاد می‌کند؛ مانند کلیسای خدا که در قرنتس بود (اول قرنتیان ۱: ۲). این جماعت‌های محلی برای پرستش خدا، تعلیم کلام، دعا، مشارکت، خدمت و بنای یکدیگر گرد هم می‌آمدند (اعمال ۲: ۴۲ -۴۷؛ اول تسالونیکیان ۱: ۱).
بنابراین، کلیسای جهانی به همهٔ ایمانداران به مسیح اشاره دارد، در حالی که کلیسای محلی جماعتی مشخص از ایمانداران است که در یک مکان با یکدیگر مشارکت دارند. کلیسای محلی شکل قابل مشاهدهٔ زندگی مشترک ایمانداران است؛ جایی که محبت، مشارکت، خدمت، تعلیم و مأموریت کلیسا در زندگی روزمرهٔ اعضا دیده می‌شود.
همین حقیقت توضیح می‌دهد که چرا در عهد جدید، ایمانداران گاهی در خانه‌ها نیز گرد هم می‌آمدند. کلیسای خانگی به معنای یک ساختمان یا سازمان جداگانه نیست، بلکه جماعتی از ایمانداران است که در یک خانه برای پرستش، تعلیم، دعا، مشارکت و خدمت گرد هم می‌آمدند (رومیان ۱۶: ۵؛ اول قرنتیان ۱۶: ۱۹).
در نتیجه، کلیسا را باید پیش از هر چیز جماعت اشخاصی دانست که به عیسی‌مسیح تعلق دارند؛ جماعتی که در سراسر جهان به یک مسیح و یک بدن تعلق دارد و در مکان‌های مختلف، در قالب جماعت‌های محلی، زندگی و خدمت خود را آشکار می‌کند.
از این رو، کلیسا متعلق به عیسی‌مسیح است. او کلیسا را بنا می‌کند، برای نجات انسان‌ها جان خود را می‌دهد و آن را با خون خود خریده است (متی ۱۶: ۱۸؛ اعمال ۲۰: ۲۸). بنابراین، کلیسا یک سازمان انسانی نیست که بعداً عیسی‌مسیح رهبر آن شده باشد؛ بلکه جماعتی است که به مسیح تعلق دارد و زندگی خود را از او دریافت می‌کنند.

کلیسا در عهد جدید با چه تصاویری معرفی شده است؟
عهد جدید برای توضیح بهتر ماهیت کلیسا، از تصاویر و تشبیه‌های مختلفی استفاده می‌کند. هر یک از این تصاویر، جنبه‌ای متفاوت از رابطهٔ کلیسا با مسیح، خدا و ایمانداران را نشان می‌دهد؛
بدن مسیح:
کلیسا «بدن مسیح» نامیده شده و ایمانداران اعضای آن هستند (اول قرنتیان ۱۲: ۲۷). این تصویر نشان می‌دهد که ایمانداران با وجود تفاوت در عطایا، مسئولیت‌ها و نقش‌هایشان، به یکدیگر وابسته‌اند و همه باید برای بنای بدن مسیح و انجام مأموریت او خدمت کنند. مسیح نیز سرِ این بدن است و کلیسا تحت هدایت او زندگی می‌کند (کولسیان ۱: ۱۸).
خانوادهٔ خدا:
ایمانداران اعضای «خانوادهٔ خدا» هستند (افسسیان ۲: ۱۹). این تصویر بر رابطهٔ نزدیک و مسئولیت متقابل میان ایمانداران تأکید می‌کند؛ آنان فقط افرادی نیستند که در یک جلسه کنار هم می‌نشینند، بلکه خواهران و برادرانی هستند که باید یکدیگر را محبت کنند، یاری دهند، ببخشند و در زندگی روحانی یکدیگر را بنا و تشویق کنند (غلاطیان ۶: ۱۰؛ اول تیموتائوس ۵: ۱ -۲).
معبد یا سکونت‌گاه روح‌القدس:
کتاب‌مقدس، کلیسا را «هیکل خدا» می‌خواند و می‌گوید روح‌القدس در میان و در درون قوم خدا ساکن است (اول قرنتیان ۳: ۱۶؛ افسسیان ۲: ۲۱ -۲۲). بنابراین، حضور خدا به یک ساختمان خاص محدود نیست؛ خودِ جماعت ایمانداران جایگاه حضور خدای زنده و حقیقی هستند و زندگی اعضای کلیسا باید با قدوسیت و احترام به خدا همراه باشد.
عروس مسیح:
کلیسا «عروس مسیح» معرفی شده است (دوم قرنتیان ۱۱: ۲؛ افسسیان ۵: ۲۵ -۲۷؛ مکاشفه ۱۹: ۷). این تصویر رابطهٔ محبت، وفاداری و تعهد میان مسیح و کلیسا را نشان می‌دهد. مسیح، کلیسا را دوست دارد و خود را برای آن قربانی کرد تا آن را پاک و مقدس سازد (افسسیان ۵: ۲۵ -۲۷).
این چهار تصویر در کنار یکدیگر، تصویر کامل‌تری از کلیسا به ما می‌دهند: کلیسا جماعتی است که به مسیح تعلق دارد، از او هدایت و رهبری می‌یابند، در محبت و رابطه مانند یک خانواده زندگی می‌کنند، حضور روح‌القدس در آن ساکن است و با مسیح رابطه‌ای عمیق و متعهدانه دارند.

مأموریت کلیسا در این جهان چیست؟
یکی از اساسی‌ترین ویژگی‌های کلیسا، پرستش خداست. کلیسا جماعتی است که به خدا تعلق دارد و برای شناخت، ستایش و جلال دادن او گرد هم می‌آید. پطرس‌رسول ایمانداران را «کهانت مقدس» می‌نامد و می‌گوید آنان باید «قربانی‌های روحانی» را به‌وسیلهٔ عیسی‌مسیح به خدا تقدیم کنند (اول پطرس ۲: ۵). بنابراین، پرستش در عهد جدید به یک مکان یا مراسم خاص محدود نیست، بلکه پاسخ قوم خدا به شناخت او و فیضی است که از طریق عیسی‌مسیح دریافت کرده‌اند.
پرستش واقعی فقط آن چیزی نیست که با لب‌های خود در جلسهٔ کلیسا می‌گوییم؛ بلکه شیوه‌ای است که با آن تمام زندگی خود را به خدا تقدیم می‌کنیم، ستایش و شکرگزاری، دعا، تسلیم زندگی به خدا و خدمت از روی محبت به دیگران همگی راه‌های پرستش هستند. پرستش خدا همچنین باید «به روح و راستی» انجام شود؛ یعنی هم از شناخت درست خدا سرچشمه بگیرد و هم از قلبی که به او تسلیم است (یوحنا ۴: ۲۳ -۲۴). بنابراین، زیبایی یا شکل ظاهری عبادت به‌تنهایی معیار پرستش حقیقی نیست. هدف این است که خدا در میان قوم خود شناخته شود، محبت ببیند و جلال یابد. در نتیجه، کلیسا بیش از آنکه صرفاً محل فعالیت و خدمت باشد، جماعتی است که برای خدا زندگی می‌کند و او را می‌پرستد. مأموریت‌ها و خدمات کلیسا از همین رابطه سرچشمه می‌گیرند؛ زیرا جماعتی که عظمت و فیض خدا را می‌شناسد، او را می‌ستاید، زندگی خود را به او تقدیم می‌کند و سپس آنچه را دربارهٔ او یافته است، در جهان منعکس می‌کند.
از سوی دیگر، کار کلیسا معرفی خدا به دیگران است. کلیسا جماعتی است که برای اعلام عظمت و نیکویی خدا فراخوانده شده است تا او را به جهان معرفی کند (اول پطرس ۲: ۹). کلیسا مأموریت دارد انجیل عیسی‌مسیح را به جهان اعلام کند و مردم را به شاگردی مسیح دعوت کند (متی ۲۸: ۱۹ -۲۰؛ اعمال ۱: ۸). این مأموریت شامل اعلام خبر خوش نجات، شهادت دربارهٔ مسیح و کمک به کسانی است که ایمان می‌آورند تا در پیروی از او رشد کنند. بنابراین ایمانداران باید عظمت، قدوسیت، رحمت و کار نجات‌بخش خدا را آشکار کنند.
کلیسا همچنین برای رشد و بنای ایمانداران به وجود آمده است. ایمانداران باید در تعلیم کلام خدا، دعا و مشارکت رشد کنند (اعمال ۲: ۴۲؛ افسسیان ۴: ۱۱ -۱۳). هدف این رشد آن است که ایمانداران از نظر روحانی بالغ شوند و زندگی‌شان بیشتر با شخصیت و ارادهٔ مسیح هماهنگ باشد.
یکی دیگر از مأموریت‌های کلیسا محبت و خدمت به یکدیگر است. در کلیسا، هر ایمانداری نقشی دارد و عطایای خود را برای منفعت دیگران به کار می‌گیرد (اول قرنتیان ۱۲: ۷، ۲۷؛ غلاطیان ۶: ۲). بنابراین، کلیسا فقط جماعتی نیست که از خدا دریافت می‌کند؛ بلکه جماعتی است که اعضای آن برای خدمت به یکدیگر و کمک به نیازمندان نیز فراخوانده شده‌اند.
در نتیجه، مأموریت کلیسا را می‌توان در چند محور اصلی خلاصه کرد؛ پرستش خدا، رشد و بنای ایمانداران، محبت و خدمت به یکدیگر، و اعلام انجیل و شاگردسازی در جهان. کلیسا این مأموریت را به‌عنوان جماعتی که به مسیح تعلق دارد و به وسیلهٔ روح‌القدس قوت می‌یابد، انجام می‌دهد.

رابطهٔ ایمانداران با یکدیگر در کلیسا چگونه باید باشد؟
از نگاه کلام خدا، ایمان مسیحی فقط یک رابطهٔ شخصی با خدا نیست؛ ایمانداران به یکدیگر نیز تعلق دارند و قرار است زندگی خود را در کنار هم پیش ببرند. آنان مانند اعضای یک بدن به یکدیگر وابسته‌اند و باید برای رشد و سلامت یکدیگر تلاش کنند (رومیان ۱۲: ۴ -۵؛ اول قرنتیان ۱۲: ۲۵ -۲۷).
اساس این رابطه محبت است. عیسی‌مسیح به شاگردان خود فرمان داد که یکدیگر را محبت کنند، همان‌گونه که او آنان را محبت کرده است (یوحنا ۱۳: ۳۴ -۳۵). این محبت فقط در احساس یا گفتار خلاصه نمی‌شود، بلکه در صبر، بخشش، فروتنی، تحمل یکدیگر و توجه به نیازهای دیگران دیده می‌شود (افسسیان ۴: ۲ -۳۲؛ کولسیان ۳: ۱۲ -۱۴).
ایمانداران همچنین باید یکدیگر را بنا و تقویت کنند. هر شخص عطیه و خدمتی دارد که باید برای منفعت دیگران به کار گرفته شود، نه برای برتری یافتن بر آنان (اول قرنتیان ۱۲: ۷؛ اول پطرس ۴: ۱۰). بنابراین، در کلیسا جایی برای خودمحوری و رقابت بر سر مقام و دیده شدن نیست؛ هر عضو برای خدمت به دیگران و بنای جماعت اهمیت دارد.
رابطهٔ سالم در کلیسا شامل حمایت در سختی‌ها نیز می‌شود. ایمانداران دعوت شده‌اند بارهای یکدیگر را حمل کنند، در شادی و رنج یکدیگر شریک باشند و در صورت نیاز به یکدیگر کمک کنند (غلاطیان ۶: ۲؛ رومیان ۱۲: ۱۵).
در کنار محبت و حمایت، کتاب‌مقدس بر راستی، اصلاح و بخشش نیز تأکید می‌کند. ایمانداران باید بتوانند با محبت یکدیگر را تشویق، نصیحت و در صورت خطا اصلاح کنند (کولسیان ۳: ۱۶؛ غلاطیان ۶: ۱). همچنین باید آمادهٔ بخشیدن یکدیگر باشند، همان‌گونه که خدا در مسیح آنان را بخشیده است (افسسیان ۴: ۳۲).
پس رابطهٔ ایمانداران در کلیسا باید رابطه‌ای باشد که در آن محبت، فروتنی، خدمت، حمایت، بخشش و رشد وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که جماعت کلیسا در رفتار خود، شخصیت و محبت عیسی‌مسیح را آشکار کند.

هر ایماندار چه نقشی در کلیسا دارد؟
خدا به هر ایماندار توانایی‌ها و عطایایی بخشیده است تا از آنها برای منفعت دیگران و بنای کلیسا استفاده کند (اول قرنتیان ۱۲: ۷؛ اول پطرس ۴: ۱۰). بنابراین، خدمت در کلیسا فقط وظیفهٔ کشیشان، شبانان، مشایخ یا شماسان نیست. هر ایماندار، متناسب با عطا و فرصتی که خدا به او داده، می‌تواند در تعلیم، تشویق، کمک، خدمت، دعا، بشارت، مراقبت از نیازمندان و بنای روحانی دیگران سهم داشته باشد (رومیان ۱۲: ۶ -۸؛ افسسیان ۴: ۱۱ -۱۲). گاهی یک ایماندار با دعا برای دیگری، تشویق و بنای شخصی که گرفتار چالش‌های روحانی است، کمک به یک خانواده، استفاده از توانایی حرفه‌ای خود برای خدمت به دیگران و یا درمیان گذاشتن پیامی بنا کننده از کلام خدا، نقشی مهم در کلیسا ایفا می‌کند. معیار ارزش خدمت، دیده شدن یا داشتن عنوان خاص نیست، بلکه وفاداری در استفاده از آنچه خدا به ما سپرده است، می‌باشد. (متی ۲۵: ۱۴- ۳۰).
در نتیجه، کلیسا زمانی سالم و فعال است که هر یک از اعضای کلیسا جایگاه خود را بشناسد و آنچه را خدا به او سپرده، برای خدمت به مسیح و بنای دیگران به کار بگیرد (اول قرنتیان ۱۲: ۲۷).

روح‌القدس چگونه کلیسا را هدایت می‌کند؟
روح‌القدس در زندگی کلیسا حضور دارد و آن را در مسیر ارادۀ خدا هدایت می‌کند. او ایمانداران را در فهم شناخت و حقیقت خدا، انجام مأموریت و تشخیص ارادۀ خدا هدایت می‌کند (یوحنا ۱۶: ۱۳؛ اعمال ۱۳: ۲ -۴). در کلیسای اولیه نیز می‌بینیم که تصمیم‌ها و حرکت‌های مهم خدمت با هدایت روح‌القدس و دعا انجام می‌شد (اعمال ۱۵: ۲۸؛ اعمال ۲۰: ۲۲ -۲۴).
روح‌القدس همچنین به هر ایماندار عطایایی می‌بخشد تا بتواند در خدمت به دیگران و بنای کلیسا نقش داشته باشد. پولس‌رسول می‌گوید: «به هر کس ظهور روح برای منفعت عطا می‌شود» (اول قرنتیان ۱۲: ۷). بنابراین عطایای روحانی برای برتری یافتن، خودنمایی یا کسب مقام نیستند، بلکه برای منفعت دیگران و ساختن کلیسا داده می‌شوند.
این عطایا متفاوت‌اند، زیرا نیازهای کلیسا و مسئولیت‌های اعضای آن متفاوت است (رومیان ۱۲: ۶- ۸؛ اول قرنتیان ۱۲: ۴- ۱۱). یک شخص ممکن است توانایی تعلیم داشته باشد، دیگری در خدمت، تشویق، کمک و یا رهبری قوی‌تر باشد. همهٔ این عطایا از یک روح سرچشمه می‌گیرند و برای یک هدف مشترک به کار می‌روند. کتاب مقدس تأکید می‌کند که استفاده از عطایا باید با محبت، نظم و برای بنای جماعت باشد (اول قرنتیان ۱۳: ۱- ۳؛ ۱۴: ۲۶ -۳۳).
پس روح‌القدس کلیسا را در مسیر حقیقت و مأموریت خدا هدایت می‌کند و به اعضای آن عطایا می‌دهد تا هر یک بتواند سهم خود را در این مأموریت انجام دهد. به این ترتیب، کلیسا نه به توانایی یک فرد، بلکه به کار روح‌القدس و همکاری همهٔ اعضای بدن مسیح وابسته است.

کتاب مقدس دربارهٔ رهبران و مسئولیت رهبران کلیسا چه تعلیمی می‌دهد؟
کتاب‌مقدس رهبران کلیسا را بیش از هر چیز «خادمان قوم خدا» معرفی می‌کند، نه افرادی که برای رسیدن به مقام یا اعمال قدرت بر دیگران گماشته شده باشند. عیسی‌مسیح به شاگردانش تعلیم داد که در میان پیروان او، بزرگی با خدمت کردن سنجیده می‌شود، نه با فرمانروایی بر دیگران (مرقس ۱۰: ۴۲ -۴۵).
رهبران کلیسا مسئول‌اند جماعت را در تعلیم درست کلام خدا، هدایت و محافظت زندگی روحانی یاری کنند. پولس‌رسول به مشایخ کلیسای افسس یادآوری کرد که مراقب خود و تمام اعضای کلیسا باشند و کلیسای خدا را شبانی کنند (اعمال ۲۰: ۲۸ -۳۱). پطرس رسول نیز از مشایخ می‌خواهد قوم خدا را با میل و از روی علاقه شبانی کنند، نه برای منفعت شخصی و نه با سلطه‌جویی بر ایمانداران، بلکه با الگو بودن برای آنان (اول پطرس ۵: ۱ -۳).
رهبران همچنین مسئول‌اند که در زندگی و شخصیت خود الگوی ایمانداران باشند. به همین دلیل، کلام خدا برای کسانی که مسئولیت رهبری را بر عهده می‌گیرند، معیارهای اخلاقی و روحانی مشخصی بیان می‌کند؛ از جمله درستکاری، خویشتنداری، نیک‌نامی، توانایی تعلیم و مدیریت درست خانواده (اول تیموتائوس ۳: ۱ -۷؛ تیطس ۱: ۵ -۹).
یکی دیگر از مسئولیت‌های مهم رهبران کلیسا، حفاظت از کلیسا در برابر تعالیم گمراه کننده و نادرست است. مشایخ باید قادر باشند تعالیم صحیح را حفظ کنند و با تعالیم گمراه کننده و نادرست مقابله نمایند (تیطس ۱: ۹). با این حال، خود رهبران نیز در برابر کلام خدا و در برابر جماعت پاسخگو هستند و نباید فراتر از آنچه خدا سپرده است، برای خود اقتدار ایجاد کنند. رهبری در کلیسا همچنین به معنای آماده کردن دیگر ایمانداران برای خدمت است. مسیح، رهبران را به کلیسا بخشید تا مقدسین را برای خدمت آماده کنند و بدن مسیح را بنا سازند (افسسیان ۴: ۱۱ -۱۲). بنابراین، رهبر سالم کسی نیست که همهٔ کارها را خودش انجام دهد، بلکه به دیگران کمک می‌کند تا عطایا و مسئولیت‌های خود را بشناسند و در خدمت خدا مشارکت کنند. از سوی دیگر، کلام خدا از اعضای کلیسا نیز می‌خواهد که نسبت به رهبران خود احترام داشته باشند و همکاری کنند (اول تسالونیکیان ۵: ۱۲ -۱۳؛ عبرانیان ۱۳: ۱۷). با این حال، این اطاعت مطلق و بدون سنجش نیست؛ تعلیم و رفتار هر رهبر باید با حقیقت کلام خدا سنجیده شود (اول یوحنا ۴: ۱؛ اعمال ۱۷: ۱۱).
در نتیجه، رهبری مطابق با معیارهای کتاب‌مقدس بر خدمت، فروتنی، مراقبت، تعلیم صحیح، الگو بودن، حفاظت از جماعت و تجهیز ایمانداران برای خدمت استوار است. رهبران کلیسا جای عیسی‌مسیح را نمی‌گیرند؛ آنان خود نیز تحت حاکمیت مسیح هستند و مسئول‌اند کلیسا را به او وفادار نگه دارند.



info@radiosedayeenjil.com


+۱ (۸۱۸) ۷۵۱ ۹۷۲۶


رادیو صدای انجیل در شبکه های اجتماعی



اپلیکیشن رادیو صدای انجیل


استفاده و به اشتراک گذاری مطالب وب سایت با درج نام منبع ( وب سایت و لینک وب سایت ) بلامانع است. و خوشحال می شویم لینک مطالب وب سایت را با دیگران به اشتراک بگذارید (( آنچه می کنیم برای جلال نام خداوند است))