مقالۀ ازدواج مسیحی


نقشهٔ خدا برای ازدواج
خدا انسان را مرد و زن آفرید و هر دو را به صورت خود خلق کرد (پیدایش ۱: ۲۷). از همان آغاز، رابطهٔ زن و مرد در طرح خدا برای زندگی مشترک، همکاری و همراهی متقابل با یکدیگر بود. خدا گفت «خوب نیست که آدم تنها باشد»، برای او یاریِ موافق آفرید (پیدایش ۲: ۱۸) این رابطه فقط برای رفع تنهایی نبود، بلکه زن و مرد در انجام مأموریتی که خدا به انسان سپرده بود نیز در کنار یکدیگر قرار داشتند و هر دو در حکمرانی بر زمین سهیم بودند (پیدایش ۱: ۲۸).
ازدواج همچنین زمینه‌ای برای تشکیل خانواده و فرزندآوری بود. خدا به زن و مرد فرمود: «بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید» (پیدایش ۱: ۲۸). در کنار این، رابطهٔ زناشویی نیز بخشی نیکو از طرح خدا برای ازدواج بود. پیدایش دربارهٔ پیوند زن و مرد می‌گوید: «مرد پدر و مادر خود را ترک کرده، به زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند بود» (پیدایش ۲: ۲۴). توصیف آدم و حوا که «هر دو برهنه بودند و خجلت نداشتند» نیز نشان می‌دهد که رابطهٔ زناشویی در چارچوب ازدواج، در طرح اولیهٔ خدا چیزی نیکو و بدون شرم بود (پیدایش ۲: ۲۵). کتاب امثال و غزل غزل‌ها نیز از صمیمیت و لذت رابطهٔ زناشویی در چارچوب ازدواج سخن می‌گویند (امثال ۵: ۱۵ -۱۹؛ غزل غزل‌ها ۱: ۱ -۸).
بنابراین، ازدواج در طرح اولیهٔ خدا بر همراهی، پیوند، تشکیل خانواده و رابطهٔ زناشویی استوار بود و زن و مرد در این زندگی مشترک برای انجام مأموریت خدا در کنار یکدیگر قرار داشتند. اما ورود گناه این رابطه را نیز عمیقاً تحت تأثیر قرار داد. آدم و حوا پس از گناه از یکدیگر شرمگین شدند و جدایی و پنهان‌کاری وارد رابطهٔ آنان شد (پیدایش ۳: ۷). سپس آدم تلاش کرد مسئولیت خود را با متهم کردن زن کنار بزند (پیدایش ۳: ۱۲)، و خدا اعلام کرد که رابطهٔ زن و مرد تحت تأثیر سلطه و کشمکش قرار خواهد گرفت (پیدایش ۳: ۱۶). گناه همچنین رابطهٔ انسان با آفرینش و شرایط زندگی را دشوار کرد (پیدایش ۳: ۱۷-۱۹).
پیامدهای گناه به خانواده نیز محدود نماند و به‌تدریج رفتارهایی مانند قتل، چندهمسری و انتقام‌جویی در نسل‌های بعدی دیده شد (پیدایش ۴: ۸، ۱۹، ۲۳). در شریعت موسی نیز احکامی دربارهٔ چندهمسری و طلاق وجود داشت، هرچند وجود این احکام به معنای آن نیست که این وضعیت‌ها بخشی از طرح اولیهٔ خدا برای ازدواج بودند. عیسی‌مسیح در تعلیم خود دربارهٔ طلاق، توجه شاگردانش را دوباره به آغاز آفرینش جلب کرد و گفت: «از ابتدا چنین نبود» (متی ۱۹: ۴ -۸). او سپس به پیدایش ۲: ۲۴ استناد کرد تا نشان دهد طرح اولیهٔ خدا برای ازدواج، پیوند یک مرد و یک زن در یک رابطهٔ یگانه و پایدار بود.

ازدواج مسیحی
ازدواج برای مسیحیان معنایی عمیق‌تر از یک قرارداد یا رابطهٔ اجتماعی دارد، زیرا پولس رسول آن را با رابطهٔ مسیح و کلیسا مرتبط می‌کند (افسسیان ۵: ۳۲). در عهد جدید، محبت و وفاداری میان زن و شوهر باید تصویری از رابطهٔ مسیح با کلیسا باشد؛ مسیح کلیسا را محبت کرد و خود را برای آن فدا نمود، و از همین رو است که شوهر به محبت فداکارانه نسبت به همسرش فراخوانده شده است (افسسیان ۵: ۲۵ -۲۸). عیسی‌مسیح نیز در نخستین معجزهٔ خود در قانای جلیل در یک جشن عروسی حضور یافت و آب را به شراب تبدیل کرد (یوحنا ۲: ۱ -۱۱)؛ حضوری که نشان می‌دهد ازدواج و شادی در طرح خدا امری بی‌ارزش یا نادیده‌گرفته‌شده نبوده و نیست.
در مسیح، زن و مرد از نظر ارزش، نجات و تعلق به خدا برابرند. پولس رسول می‌گوید: «دیگر نه یهود است و نه یونانی، نه غلام و نه آزاد، نه مرد و نه زن، زیرا جملگی شما در مسیح عیسی یک می‌باشید» (غلاطیان ۳: ۲۸). با این حال، این آیه به‌طور مستقیم نمی‌گوید که همهٔ مسئولیت‌های زن و شوهر در زندگی زناشویی یکسان است. منظور اصلی آن، برابری آنان از نگاه خدا و جایگاهشان در مسیح است. از این رو، برابری زن و مرد در مسیح نباید با یکسان بودن همهٔ نقش‌ها اشتباه گرفته شود.
این برابری را می‌توان به‌روشنی در تعلیم پولس رسول دربارهٔ رابطهٔ زناشویی دید. او به زن و شوهر می‌آموزد که هر یک نسبت به دیگری مسئولیت دارند و هیچ‌کدام نباید بدن خود را وسیله‌ای برای سلطه بر دیگری تبدیل کنند. پولس رسول می‌گوید: «زن بر بدن خود اختیار ندارد، بلکه شوهرش؛ و همچنین مرد نیز بر بدن خود اختیار ندارد، بلکه زنش» (اول قرنتیان ۷: ۴). این تعلیم در فرهنگ زمان پولس بسیار انقلابی بود، زیرا زن و مرد را در رابطهٔ زناشویی صرفاً به‌عنوان مالک و مملوک در نظر نمی‌گیرد، بلکه هر یک را نسبت به دیگری دارای مسئولیت و حق می‌داند. او همچنین تأکید می‌کند که زن و شوهر نباید بدون رضایت یکدیگر از رابطهٔ زناشویی دوری کنند، مگر برای مدتی محدود و با توافق دوطرفه تا وقت خود را به دعا اختصاص دهند (اول قرنتیان ۷: ۵)
بنابراین، ازدواج مسیحی بر مالکیت یک‌طرفه یا سلطهٔ یکی بر دیگری بنا نشده است، بلکه نوعی مشارکت متعهدانه است که در آن زن و شوهر باید نیازها، حقوق و مسئولیت‌های یکدیگر را جدی بگیرند. در عین حال، عهد جدید در کنار این برابری، برای زن و شوهر مسئولیت‌های متفاوتی نیز بیان می‌کند و هر دو را به محبت، احترام و فروتنی فرا می‌خواند (افسسیان ۵: ۲۱ -۳۳؛ اول پطرس ۳: ۱ -۷). درنتیجه، ازدواج مسیحی مشارکتی است که در آن زن و مرد از ارزش و کرامت یکسان برخوردارند و در محبت و وفاداری، همدیگر را در مسیر رشد و ارتقاع رابطه‌شان، حمایت می‌کنند.

آیا زن و شوهر در دیگر جنبه‌های رابطهٔ خود نیز با یکدیگر برابرند؟
زن و شوهر در ازدواج مسیحی از نظر ارزش و کرامت انسانی برابرند، اما دربارهٔ اینکه آیا در مسئولیت‌ها و نقش‌های خانوادگی نیز تفاوتی میان آنان وجود دارد، میان مسیحیان دیدگاه‌های متفاوتی دیده می‌شود. هر دو دیدگاه تلاش می‌کنند تعلیم کتاب مقدس را دربارهٔ رابطهٔ زن و شوهر توضیح دهند، اما در تفسیر برخی آیات با یکدیگر اختلاف دارند.
دیدگاه نخست که در میان بسیاری از مسیحیان رواج دارد، معتقد است که زن و مرد از نظر ارزش برابرند، اما خدا برای آنان در خانواده مسئولیت‌های متفاوتی قرار داده است. پیروان این دیدگاه به سخن پولس رسول در اول قرنتیان ۱۱: ۳ استناد می‌کنند: «سر هر مرد مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح، خدا». آنان همچنین به این بخش از سخنان پولس رسول توجه می‌کنند که زن را از مرد و برای مرد معرفی می‌کند (اول قرنتیان ۱۱: ۸ -۹)، هرچند خود پولس رسول بلافاصله تأکید می‌کند که «در خداوند نه مرد از زن جداست و نه زن از مرد» و زن و مرد به یکدیگر نیاز دارند (اول قرنتیان ۱۱: ۱۱ -۱۲).
بر اساس این دیدگاه، «سر بودن» شوهر به معنای ارزش بیشتر یا مالکیت بر زن نیست، بلکه به معنای پذیرفتن مسئولیت رهبری و مراقبت از خانواده است و به شوهران فرمان داده شده که همسران خود را محبت کنند، همان‌گونه که مسیح کلیسا را محبت کرد و جان خود را برای آن فدا نمود (افسسیان ۵: ۲۵)، و آنان را همچون بدن خود محبت کنند و از ایشان مراقبت نمایند (افسسیان ۵: ۲۸ -۲۹). همچنین مسئولیت تربیت فرزندان در خانواده به‌طور ویژه بر عهدهٔ پدران قرار داده شده است (افسسیان ۶: ۴؛ اول تیموتائوس ۳: ۴ -۵).
در همین چارچوب، پولس رسول از زنان می‌خواهد که نسبت به شوهران خود احترام و پذیرش نشان دهند و رابطهٔ آنان را با رابطهٔ کلیسا نسبت به مسیح مقایسه می‌کند (افسسیان ۵: ۲۲ -۲۴). با این حال، این دیدگاه تأکید می‌کند که این اطاعت به معنای سلطهٔ یک‌طرفه نیست. همان بخش از افسسیان با دعوت به «مطیع یکدیگر بودن در ترس خدا» آغاز می‌شود (افسسیان ۵: ۲۱)، و محبت فداکارانهٔ شوهر نیز نوعی ازخودگذشتگی و خدمت به همسر است. در این برداشت، زن و مرد از نظر طبیعت انسانی و ارزش نزد خدا برابرند، اما در برخی مسئولیت‌های خانوادگی نقش‌های متفاوتی دارند.
دیدگاه دوم معتقد است که زن و شوهر در اصلِ رابطهٔ زناشویی و مسئولیت‌های مشترک، نقش‌های مشابه و برابر دارند و نباید ازدواج را به رابطه‌ای تقسیم کرد که در آن یکی فرمان می‌راند و دیگری صرفاً اطاعت می‌کند. پیروان این دیدگاه بر این نکته تأکید می‌کنند که در افسسیان ۵: ۲۱، دعوت به فروتنی و تسلیم متقابل شامل همهٔ ایمانداران است و در گفتار پولس رسول دربارهٔ زن و شوهر نیز بر مسئولیت دوطرفه تأکید شده است. آنان همچنین به اول قرنتیان ۷: ۴ استناد می‌کنند که در آن زن و مرد هر دو نسبت به بدن یکدیگر مسئول و متعهد معرفی می‌شوند.
یکی از تفاوت‌های مهم این دو دیدگاه به معنای واژهٔ «سر» در اول قرنتیان ۱۱: ۳ مربوط می‌شود. برخی از مفسران معتقدند این واژه لزوماً به معنای فرمانروا یا صاحب اختیار نیست و می‌تواند در بافت این آیات معنای دیگری، مانند منشأ حیات یا سرچشمه، داشته باشد. آنان برای این برداشت به ادامهٔ همان بخش در اول قرنتیان ۱۱: ۸، ۱۱-۱۲ اشاره می‌کنند که دربارهٔ رابطهٔ زن و مرد و منشأ آنان سخن می‌گوید. بر اساس این دیدگاه، تفاوت مسئولیت‌های زن و مرد را نباید به شکل سلسله‌مراتبی و بر پایهٔ برتری یکی بر دیگری تفسیر کرد. آنان معتقدند که طرح اولیهٔ خدا در آفرینش بر پیوند و یگانگی زن و مرد استوار بود و ازدواج مسیحی باید این یگانگی را به‌گونه‌ای آشکار کند که زن و شوهر در تصمیم‌گیری، محبت و مسئولیت، شریک یکدیگر باشند.
با وجود این اختلاف، هر دو دیدگاه بر یک اصل اساسی تأکید دارند: ازدواج مسیحی باید رابطه‌ای باشد که در آن زن و شوهر خود را وقف یکدیگر کنند.عیسی‌مسیح هنگام تعلیم دربارهٔ ازدواج به پیدایش ۲: ۲۴ استناد کرد و گفت: «مرد پدر و مادر خود را ترک کرده، به زن خویش خواهد پیوست» (مرقس ۱۰: ۷). منظور این است که پیوند زناشویی باید به رابطه‌ای عمیق منجر شود که در آن زن و شوهر اولویت و تعهد اصلی خود را نسبت به یکدیگر می‌دانند. عیسی‌مسیح بلافاصله اضافه می‌کند: «پس بعد از آن دو نیستند، بلکه یک تن می‌باشند» (مرقس ۱۰: ۸). این یگانگی به معنای از بین رفتن هویت فردی زن و مرد نیست، بلکه نشان‌دهندهٔ پیوند عمیق و تعهدی است که آنان را در زندگی مشترک نسبت به یکدیگر دارند.
در این میان، خدا باید در بالاترین جایگاه زندگی زن و شوهر قرار داشته باشد. نزدیک شدن مشترک زن و شوهر به خدا می‌تواند آنان را نیز به یکدیگر نزدیک‌تر کند، زیرا رابطهٔ آنان زیر هدایت و حاکمیت خدا شکل می‌گیرد. جامعه ۴: ۹- ۱۲ نیز ارزش همراهی و یاری متقابل را یادآوری می‌کند و می‌گوید: «دو از یک بهترند» و «ریسمان سه‌لا به زودی گسیخته نمی‌شود». در ازدواج مسیحی، زن و شوهر دعوت شده‌اند که در محبت، وفاداری و خدمت، یکدیگر را یاری کنند و زندگی مشترک خود را در رابطه با خدا بنا سازند.

طلاق و ازدواج مجدد
ازدواج در طرح خدا برای پیوندی پایدار و وفادارانه میان زن و مرد قرار داده شده است. در مراسم ازدواج مسیحی، زن و شوهر در حضور خدا و جماعت ایمانداران به یکدیگر وعدهٔ وفاداری می‌دهند و این تعهد، برخلاف بسیاری از قراردادهای موقت، برای یک زندگی مشترک دائمی شکل می‌گیرد. کتاب مقدس نیز بر پایدار بودن این پیوند تأکید دارد و از بی‌وفایی در ازدواج به‌شدت انتقاد می‌کند (ملاکی ۲: ۱۴ -۱۶).
با این حال، وجود طلاق در میان انسان‌ها واقعیتی است که موسی نیز با آن روبه‌رو شد. در تثنیه ۲۴: ۱ -۴، خدا توسط موسی شرایطی را برای طلاق و دادن طلاق‌نامه بیان می‌کند. این حکم به این معنا نیست که طلاق بخشی از طرح اولیهٔ خدا برای ازدواج بود، بلکه چارچوبی برای برخورد با شرایطی بود که در جامعهٔ گناه‌آلود وجود داشت و از حقوق زن نیز تا حدی حمایت می‌کرد. عیسی‌مسیح هنگام پاسخ به پرسش فریسیان دربارهٔ طلاق، آنان را به طرح اولیهٔ خدا در آفرینش بازگرداند و گفت: «از ابتدا چنین نبود» (متی ۱۹: ۴ -۸). به این ترتیب، او نشان داد که باید میان آنچه خدا در ابتدا برای ازدواج در نظر داشت و احکامی که در شرایط گناه و سخت‌دلی انسان داده شد، تفاوت گذاشت.
عیسی‌مسیح سپس دربارهٔ ازدواج مجدد پس از طلاق تعلیم می‌دهد و می‌گوید: «هرکه زن خود را بغیر علّت زنا طلاق دهد و دیگری را نکاح کند، زانی است» (متی ۱۹: ۹). او در موعظهٔ بالای کوه نیز دربارهٔ طلاق و ازدواج مجدد سخن گفت و نشان داد که گسستن عهد زناشویی مسئله‌ای صرفاً حقوقی نیست، بلکه با وفاداری و پاکی رابطهٔ زن و مرد ارتباط دارد (متی ۵: ۳۱ -۳۲). بنابراین، کتاب مقدس طلاق را موضوعی ساده یا بی‌اهمیت نمی‌داند و آن را نباید راه‌حلی عادی برای مشکلات ازدواج تلقی کرد.
در عین حال، دربارهٔ معنای دقیق «علت زنا» در سخنان عیسی‌مسیح و اینکه در چه شرایطی طلاق و ازدواج مجدد می‌تواند مجاز باشد، میان مسیحیان دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. برخی معتقدند خیانت زناشویی می‌تواند زمینه‌ای برای پایان ازدواج و ازدواج مجدد فراهم کند. از این رو، طلاق در برخی شرایط یعنی هنگامی که زندگی زناشویی عملاً از هم پاشیده است، مجاز دانسته می‌شود. برخی نیز شرایط خاصی را با زنا مساوی می‌دانند؛ از نظر ماهیت، نوعی خیانت به عهد زناشویی می‌دانند؛ برای مثال، هنگامی که مرد بدون طی مراحل قانونی طلاق، همسر خود را ترک کند، یا با او رفتار خشونت‌آمیز داشته باشد و او را مورد ضرب‌وشتم قرار دهد، یا دچار اعتیاد به مواد مخدر و یا رفتارهای غیراخلاقی باشد زیرا که چنین رفتارهایی به نوعی خیانت به تعهد و وفارای اولیه در رابطۀ ازدواج است.
در حالی که برخی دیگر تأکید بیشتری بر امکان بخشش، آشتی و حفظ ازدواج دارند و برای ازدواج مجدد پس از طلاق محدودیت بیشتری قائل‌اند. همچنین پولس رسول در اول قرنتیان ۷: ۱۰ -۱۵ دربارهٔ جدایی و وضعیتی که یکی از همسران بی‌ایمان، رابطۀ ازدواج را ترک می‌کند، تعلیم‌هایی ارائه می‌دهد که در بحث ازدواج مجدد اهمیت دارند.
بنابراین، کتاب مقدس از یک سو بر وفاداری، پایداری و حفظ پیوند ازدواج تأکید می‌کند و از سوی دیگر، واقعیت گناه، خیانت و فروپاشی برخی ازدواج‌ها را نیز نادیده نمی‌گیرد. هدف تعلیم کتاب مقدس این نیست که زن یا مرد آسیب‌دیده را بدون توجه به شرایط در یک رابطهٔ مخرب رها کند، بلکه می‌خواهد قدوسیت ازدواج، ارزش عهد زناشویی و ضرورت رفتار عادلانه و مسئولانه نسبت به یکدیگر حفظ شود. به همین دلیل، مسئلهٔ طلاق و ازدواج مجدد باید با توجه به تمام تعلیم کتاب مقدس و با در نظر گرفتن شرایط واقعی هر موقعیت بررسی می‌شود.
مسئلهٔ طلاق و ازدواج مجدد پیچیده است و پیش از هر نتیجه‌گیری باید تمام آیات مربوط به این موضوع با دقت و در دعا بررسی شوند. همچنین اگر کسی با مسئلهٔ طلاق یا ازدواج مجدد روبه‌روست، شایسته است با شبان یا مشایخ کلیسای خود مشورت کند تا تصمیم او فقط بر اساس احساسات یا شرایط لحظه‌ای نباشد. کلیساهای مختلف نیز در تفسیر و کاربرد تعلیم کتاب مقدس دربارهٔ طلاق و ازدواج مجدد دیدگاه‌های متفاوتی دارند، بنابراین لازم است میان آنچه کتاب مقدس به‌روشنی تعلیم می‌دهد و مواردی که در تفسیر آنها اختلاف وجود دارد، تفاوت گذاشته شود.
در ارتباط با این بحث، موضوع دیگری که باید در پرتو طرح اولیهٔ خدا برای ازدواج بررسی شود، چندهمسری است. اگرچه در عهد عتیق شخصیت‌هایی مانند ابراهیم، یعقوب، داوود و سلیمان بیش از یک همسر داشتند، چندهمسری را نباید به‌عنوان الگوی اولیهٔ خدا برای ازدواج در نظر گرفت. در پیدایش، خدا زن را برای یک مرد آفرید و دربارهٔ زن و مرد می‌گوید: «دو تن یک تن خواهند بود» (پیدایش ۲: ۲۴). عیسی‌مسیح نیز هنگام تعلیم دربارهٔ ازدواج، دوباره به همین الگوی آفرینش بازمی‌گردد و بر یگانگی زن و مرد در ازدواج تأکید می‌کند (متی ۱۹: ۴ -۶). بنابراین، وجود چندهمسری در تاریخ کتاب مقدس به معنای تأیید آن به‌عنوان معیار مطلوب ازدواج نیست.
در عهد جدید نیز پولس رسول در توضیح ازدواج عادی از رابطهٔ یک مرد با همسر خود و یک زن با شوهر خود سخن می‌گوید (اول قرنتیان ۷: ۲). افزون بر این، هنگامی که شرایط رهبران کلیسا را بیان می‌کند، از آنان می‌خواهد «شوهرِ یک زن» باشند (اول تیموتائوس ۳: ۲، ۱۲؛ تیطس ۱: ۶). این متن‌ها نشان می‌دهند که الگوی ازدواج مسیحی در کلیسا بر وفاداری یک مرد به یک زن استوار است.
اگر شخصی پیش از ایمان به مسیح وارد یک ازدواج چندهمسری شده باشد، برخورد با وضعیت او باید با توجه به تعهدات موجود، مسئولیت‌های خانوادگی و تعلیم کامل کتاب مقدس بررسی شود. شریعت موسی نیز در شرایطی که چندهمسری وجود داشت، برای حمایت از حقوق همسران مقرراتی تعیین کرده بود و مرد را موظف می‌کرد نیازهای همسر خود را نادیده نگیرد (خروج ۲۱: ۱۰). با این حال، این احکام را نباید به‌عنوان تأیید چندهمسری یا دستور مستقیمی برای وضعیت خاص یک فرد پس از ایمان به مسیح تلقی کرد. معیار اصلی برای ایماندار، وفاداری، مسئولیت‌پذیری، عدالت و اطاعت از تعلیم مسیح است.
کتاب‌مقدس دربارهٔ هر نوع رابطهٔ جنسی خارج از پیمان ازدواج نیز هشدار روشنی می‌دهد. پولس در اول قرنتیان ۶: ۱۵ -۱۸ نشان می‌دهد که بدن ایماندار به مسیح تعلق دارد و رابطهٔ جنسی خارج از ازدواج با هویت تازهٔ او سازگار نیست. در رساله به عبرانیان نیز می‌خوانیم که: «نکاح به هر وجه محترم باشد و بسترش غیرنجس» (عبرانیان ۱۳: ۴). بنابراین، از دید کتاب مقدس، رابطهٔ زناشویی باید در چارچوب ازدواج و همراه با وفاداری و پاکی باشد و خیانت با قداست این پیمان در تضاد است.



info@radiosedayeenjil.com


+۱ (۸۱۸) ۷۵۱ ۹۷۲۶


رادیو صدای انجیل در شبکه های اجتماعی



اپلیکیشن رادیو صدای انجیل


استفاده و به اشتراک گذاری مطالب وب سایت با درج نام منبع ( وب سایت و لینک وب سایت ) بلامانع است. و خوشحال می شویم لینک مطالب وب سایت را با دیگران به اشتراک بگذارید (( آنچه می کنیم برای جلال نام خداوند است))