پخش زنده رادیو
معجزه چیست؟
وقتی از معجزه صحبت میکنیم، معمولاً اولین چیزی که به ذهنمان میرسد اتفاقی غیرعادی و شگفتانگیز است؛ چیزی که نمیتوانیم آن را با آنچه که هر روز در زندگی خود میبینیم توضیح دهیم. اما در کتاب مقدس، معجزه فقط یک اتفاق عجیب نیست. معجزه، کاری است که خداوند بهصورت ویژه و با قدرت خود انجام میدهد تا هدفی را محقق کند و حقیقتی را درباره خودش آشکار سازد.
از همان آغاز کتاب مقدس میبینیم که خداوند بر آفرینش خود حاکم است و هرگاه اراده کند، به شکلی ویژه در آن عمل میکند. برای مثال، هنگامی که خداوند موسی را برای نجات قوم اسرائیل فرستاد، نشانههایی به او داد تا مردم بدانند که او واقعاً از جانب خداوند مأمور شده است (خروج ۴: ۱ -۹). این نشانهها فقط برای شگفتزده کردن مردم نبودند؛ بلکه قرار بود به آنها نشان دهند که خداوند با قوم خود سخن گفته و برای نجات آنها عمل میکند.
در زندگی و خدمت عیسیمسیح نیز همین موضوع را میبینیم. عیسیمسیح بیماران را شفا داد، طوفان را آرام کرد، گرسنگان را سیر نمود و مردگان را زنده کرد. اما هدف این کارها فقط نشان دادن قدرت او نبود. پطرس رسول در سخنرانی خود در روز پنطیکاست گفت که عیسیمسیح مردی بود که خداوند او را «با معجزات و عجایب و آیات» تأیید کرد (اعمال رسولان ۲: ۲۲). معجزات عیسیمسیح به مردم نشان میدادند که او چه کسی است و خداوند از طریق او چه کاری انجام میدهد.
خود یوحنای رسول نیز هنگام پایان دادن به نوشتۀ خود درباره خدمت عیسیمسیح توضیح میدهد که بسیاری از نشانههای او را ثبت کرده است تا خوانندگان ایمان بیاورند که عیسیمسیح، همان مسیح موعود و پسر خداست (یوحنا ۲۰: ۳۰ -۳۱). بنابراین، معجزه در کتاب مقدس همیشه ما را به چیزی فراتر از خودِ آن اتفاق هدایت میکند. معجزه مانند نشانهای است که توجه ما را به خداوند، قدرت او، پیام او جلب میکند.
این موضوع دربارۀ خدمت رسولان نیز دیده میشود. نویسنده عبرانیان میگوید که خداوند پیام نجات را با «آیات و عجایب و انواع معجزات» و عطایای روحالقدس تأیید کرد (عبرانیان ۲: ۳ -۴). بنابراین، معجزه در کتاب مقدس را نباید فقط بهعنوان یک رویداد خارقالعاده تعریف کرد؛ بلکه باید آن را عملی دانست که خداوند با قدرت خود و برای هدفی مشخص انجام میدهد تا حضور، قدرت، پیام و اراده خود را آشکار سازد.
پس وقتی کتاب مقدس از معجزه سخن میگوید، بهتر است فقط از خود اتفاق شگفتانگیز سؤال نکنیم، بلکه بپرسیم: خداوند از طریق این معجزه چه چیزی را میخواست آشکار کند؟ این معجزه چه حقیقتی را دربارۀ عیسیمسیح یا دربارۀ پیام نجات نشان میداد؟ پاسخ به این پرسشها کمک میکند معجزات را همانگونه که کتاب مقدس معرفی میکند ببینیم؛ نه صرفاً بهعنوان اتفاقاتی خارقالعاده، بلکه بهعنوان نشانههایی از قدرت و کار خداوند در میان انسانها.
بنابراین، معجزه عمل خارقالعادۀ خدا برای آشکار کردن قدرت و حقیقت خود و تحقق هدفی مشخص در زندگی انسان و در تاریخ نجات است.
آیا معجزات قوانین طبیعت را میشکنند؟
وقتی دربارۀ معجزه فکر میکنیم، شاید این سؤال برایمان پیش بیاید که آیا معجزه به معنای شکسته شدن قوانین طبیعت است؟ کتاب مقدس بهروشنی نشان میدهد که خداوند جهان را آفریده و آن را با قدرت خود نگه میدارد. پیدایش ۱: ۱ میگوید: «در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آفرید.» همچنین درباره عیسیمسیح نوشته شده است که «همهچیز بهواسطه او آفریده شد» و «همهچیز بهوسیلۀ او قوام دارد» (کولسیان ۱: ۱۶ -۱۷). نویسنده عبرانیان نیز میگوید که عیسیمسیح «همهچیز را به کلمۀ قوت خویش نگاه میدارد» (عبرانیان ۱: ۳).
بنابراین، آنچه ما امروز به عنوان نظم و قوانین طبیعت میشناسیم، جدا از حاکمیت خدا نیست. خداوند جهانی منظم آفریده و معمولاً امور را مطابق همین نظم پیش میبرد. اما گاهی برای انجام هدفی خاص، بهصورت مستقیم و خارقالعاده در آفرینش خود عمل میکند. معجزه به این معناست که خداوند در زمانی خاص کاری انجام داده که با روند معمول طبیعت توضیح داده نمیشود. وقتی عیسیمسیح آب را به شراب تبدیل کرد (یوحنا ۲: ۱ -۱۱)، یا وقتی طوفان شدید را با فرمان خود آرام کرد (مرقس ۴: ۳۵ -۴۱)، اتفاقی فراتر از آنچه در شرایط عادی طبیعت انتظار داریم رخ داد. رستاخیز عیسیمسیح از مردگان نیز نمونهای روشنتر است؛ زیرا خداوند او را از مردگان برخیزانید (اعمال رسولان ۲: ۲۴). این رویدادها نشان میدهند که خداوند به روند معمول جهان محدود نیست و میتواند در آن به شکلی ویژه عمل کند.
از این رو، بهتر است معجزه را «شکستن قوانین طبیعت» ننامیم، بلکه آن را عمل ویژه و خارقالعادۀ خداوند در جهان خود بدانیم. قوانینی که ما در طبیعت مشاهده میکنیم، رفتار معمول آفرینش را توصیف میکنند؛ اما این قوانین قدرت خداوند را محدود نمیکنند. همان خدایی که نظم طبیعت را برقرار کرده است، قادر است هنگامی که اراده میکند، فراتر از روند معمول آن عمل کند. درک این موضوع به ما کمک میکند که معجزات را درست ببینیم. اگر خداوند خالق همهچیز است، عجیب نیست که بتواند در آفرینش خود کاری انجام دهد که انسان از توضیح طبیعی آن ناتوان باشد. در عین حال، خارقالعاده بودن یک رویداد بهتنهایی ثابت نمیکند که آن رویداد از جانب خداست؛ زیرا همانگونه که خواهیم دید، کتاب مقدس درباره نشانههای فریبنده نیز هشدار میدهد.
در نتیجه، معجزه را نباید جنگ خدا با قوانین طبیعت دانست. طبیعت تحت حاکمیت خداست و معجزه زمانی رخ میدهد که خداوند بهصورت ویژه در آن عمل میکند. به همین دلیل، وجود نظم در طبیعت نه مانعی برای ایمان به معجزات است و نه قدرت خداوند را محدود میکند؛ بلکه یادآور این حقیقت است که همان خدایی که جهان را با نظم آفرید، بر آن نیز اقتدار کامل دارد.
تفاوت معجزه با سحر و جادو
وقتی با اتفاقی خارقالعاده روبهرو میشویم، ممکن است بهسادگی تصور کنیم که هر چیزی که فراتر از توان عادی انسان باشد، حتماً یک معجزه از جانب خداست. اما کتاب مقدس چنین برداشتی را تأیید نمیکند. کتاب مقدس میان کار خدا و سحر و جادو تفاوتی اساسی قائل میشود و به ما هشدار میدهد که هر پدیدۀ خارقالعادهای را بدون بررسی نپذیریم.
خداوند در شریعت خود قوم اسرائیل را از جادوگری، فالگیری و احضار ارواح بهشدت برحذر داشت (تثنیه ۱۸: ۹ -۱۴). این اعمال جایگاهی در پرستش خدای حقیقی نداشتند و قوم خدا نباید برای کسب قدرت یا دانستن امور پنهان به آنها روی میآورد. بنابراین، سحر و جادو را نمیتوان شکل دیگری از معجزات الهی دانست.
در داستان رویارویی موسی و هارون با فرعون نیز تفاوت میان این دو کاملاً دیده میشود. هنگامی که هارون به فرمان خدا عصای خود را در برابر فرعون انداخت، جادوگران مصر نیز با افسونهای خود کارهایی انجام دادند که ظاهراً شبیه آن بود (خروج ۷: ۸ -۱۲). اما توانایی آنها در نهایت محدود بود و در برابر قدرت خدا شکست خوردند. حتی در ادامه، هنگامی که نتوانستند یکی از بلاها را تکرار کنند، خودشان به فرعون گفتند که این «انگشت خدا» است (خروج ۸: ۱۶ -۱۹). این روایت نشان میدهد که شباهت ظاهری یک عمل به معجزه، به معنای یکسان بودن منشأ آن نیست.
نمونه دیگری را در زمان رسولان میبینیم. لوقا درباره مردی به نام شمعون مینویسد که مردم سامره را با سحر و جادو شگفتزده کرده بود (اعمال رسولان ۸: ۹ -۱۳). اما وقتی قدرت روحالقدس را در کار رسولان دید، تلاش کرد آن قدرت را با پول به دست آورد و با پاسخ سخت پطرس رسول روبهرو شد (اعمال رسولان ۸: ۱۸ -۲۴). این قسمت از کلام خدا نشان میدهد که قدرت خدا چیزی نیست که انسان بتواند آن را مانند یک نیروی جادویی به دست آورد یا کنترل کند.
از سوی دیگر، کتاب مقدس هشدار میدهد که حتی دروغ و فریب میتواند با نشانهها و اعمال خارقالعاده همراه شود. عیسیمسیح درباره «مسیحان کاذب» و «پیامبران دروغین» هشدار داد که «آیات و عجایب عظیم» انجام خواهند داد و میکوشند مردم را گمراه کنند (متی ۲۴: ۲۴). پولس رسول نیز میگوید ظهور آن شخصی که در برابر خدا قرار میگیرد، خود را برتر از خدا میسازد و با قدرت شیطان نشانهها و عجایب دروغین انجام میدهد (دوم تسالونیکیان ۲: ۹). بنابراین، خارقالعاده بودن یک رویداد بهتنهایی نمیتواند ثابت کند که منشأ آن خداست.
تفاوت اساسی در اینجاست که معجزه الهی در کتاب مقدس برای جلب توجه صرف یا سرگرمی مردم انجام نمیشود. معجزاتی که از سوی خداوند هستند هدفی الهی دارند و به حقیقتی دربارۀ خدا، پیام او و بهویژه عیسیمسیح اشاره میکنند. یوحنای رسول مینویسد که بسیاری از معجزات عیسیمسیح را ثبت کرده است تا خوانندگان ایمان بیاورند که او مسیح و پسر خداست (یوحنا ۲۰: ۳۰ -۳۱). نویسندۀ عبرانیان نیز توضیح میدهد که خداوند پیام نجات را با «آیات و عجایب و انواع معجزات» تأیید کرد (عبرانیان ۲: ۳ -۴).
پس تفاوت در منشأ قدرت «آیات و عجایب» است. سحر و جادو در کتاب مقدس راهی نادرست برای دسترسی به قدرت یا امور پنهان است و خداوند قوم خود را از آن منع کرده است. معجزه، در مقابل، عملی است که خداوند برای انجام هدف خود و آشکار کردن حقیقت خود انجام میدهد. به همین دلیل، معیار تشخیص یک معجزه فقط شگفتانگیز بودن آن نیست؛ باید دید منشأ آن چیست، چه پیامی را تأیید میکند و آیا با کلام خدا هماهنگ است یا نه.
در نتیجه، کتاب مقدس به ما یادآوری میکند که هر رویداد خارقالعادهای را فوراً معجزۀ الهی ندانیم. برای ارزیابی آن باید به پیام و تعلیم همراه آن توجه کنیم، آن را با کلام خدا بسنجیم و ببینیم آیا با حقیقت درباره عیسیمسیح و پیام انجیل هماهنگ است یا نه. خارقالعاده بودن یک اتفاق بهتنهایی کافی نیست؛ معیار نهایی برای ایمانداران، حقیقت کلام خداست.
اهداف و دلایل معجزات خداوند
معجزات کتاب مقدس فقط برای شگفتزده کردن مردم انجام نشدند. خدا از طریق معجزات هدف مشخصی را دنبال میکرد و میخواست قدرت، جلال و حقیقت خود را آشکار سازد. گاهی خدا از طریق آنها نیازهای مردم را برطرف میکند، گاهی قوم خود را از خطر نجات میدهد، گاهی بیماران را شفا میبخشد و در مواردی نیز با داوری، عدالت خود را آشکار میسازد. به همین دلیل، برای درک درست معجزات باید به شرایط هر رویداد و کاری که خداوند از طریق آن انجام داد توجه کنیم.
یکی از مهمترین اهداف آنها تأیید فرستادگان و پیام آنها توسط خداوند بود. هنگامی که خداوند موسی را فرستاد، به او نشانههایی داد تا قوم اسرائیل بدانند که او از جانب خداوند مأمور شده است (خروج ۴: ۱ -۹). همین اصل درباره عیسیمسیح و رسولان نیز دیده میشود؛ پطرس رسول معجزات عیسیمسیح را گواهی بر عمل خداوند از طریق او معرفی کرد (اعمال رسولان ۲: ۲۲) و نویسنده عبرانیان میگوید خداوند پیام نجات را با آیات، عجایب و معجزات تأیید کرد (عبرانیان ۲: ۳ -۴).
معجزات همچنین جلال خدا و هویت عیسیمسیح را آشکار میکردند. در عهدعتیق، هنگامی که خداوند دریای سرخ را برای قومش شکافت، خود فرمود که این کار برای آن است که «جلال» او آشکار شود و مصریان بدانند که او خداوند است (خروج ۱۴: ۴، ۱۷ -۱۸). در عهدجدید نیز عیسیمسیح پیش از زنده کردن ایلعازر فرمود که این بیماری «برای جلال خداست، تا پسر خدا از آن جلال یابد» (یوحنا ۱۱: ۴، ۴۰).
در خدمت عیسیمسیح، معجزات همچنین نشانهای از حضور و قدرت ملکوت خداوند بودند. هنگامی که عیسیمسیح دیوها را بیرون میراند، این اعمال را نشانهای از آمدن ملکوت خدا دانست (متی ۱۲: ۲۸). شفای بیماران و آزاد کردن انسانها از قدرت ارواح پلید نشان میداد که قدرت خداوند در خدمت عیسیمسیح آشکار شده است و او بر نیروهایی که انسان را گرفتار میکنند اقتدار دارد (متی ۱۱: ۴ -۵).
در عین حال، معجزات بسیاری از روی محبت، شفقت و محافظت خداوند نسبت به انسانها انجام شد. خداوند در بیابان برای قوم خودش آب و غذا فراهم کرد (خروج ۱۶ -۱۷) و در مواردی آنان را از خطر نجات داد (خروج ۱۴: ۱۳ -۳۱). در زندگی ایلیا نیز خداوند در زمان قحطی برای او و برای بیوهزن صیدونی آذوقه فراهم کرد (اول پادشاهان ۱۷: ۲ -۱۶). در عهد جدید، عیسیمسیح بارها بیماران را از روی شفقت شفا داد (متی ۱۴: ۱۴؛ مرقس ۱: ۴۰ -۴۲). بنابراین، بسیاری از معجزات خداوند در پاسخ به رنج و نیاز انسان انجام شد.
نجات از خطر و مرگ نیز یکی دیگر از جلوههای معجزات خداوند بود. عبور قوم خدا از دریای سرخ (خروج ۱۴: ۱۳ -۳۱) و نجات دانیال در چاه شیران (دانیال ۶: ۱۹ -۲۳) نمونههایی از دخالت ویژه خداوند برای نجات از مرگ بودند. در برخی موارد نیز خداوند از طریق معجزات، داوری خود را بر شرارت آشکار کرد؛ مانند بلایای مصر (خروج ۷-۱۲) و داوری بر سپاه آشور که در یک شب ۱۸۵ هزار نفر از سپاه آشور کشته شدند. (دوم پادشاهان ۱۹: ۳۵-۳۶). بنابراین، معجزات گاهی هم برای برقراری عدالت و داوری خداوند آشکار میشد.
با این همه، معجزات را باید در تصویر بزرگترِ نقشۀ نجات خداوند دید. در مرکز این نقشه، عیسیمسیح قرار دارد. تولد او از باکره (متی ۱: ۱۸ -۲۵)، اعمال معجزهآسای او، مرگ او بر صلیب و بهویژه رستاخیزش، همگی در تحقق نقشۀ نجات خداوند جای دارند. پولس رسول رستاخیز عیسیمسیح را بخش اساسی پیام انجیل معرفی میکند (اول قرنتیان ۱۵: ۳ -۴). از این رو، معجزات جدا از کار نجاتبخش خداوند نیستند؛ آنها در نقاط مختلف تاریخ، بخشی از کاری بودند که خدا برای آشکار کردن خود و پیشبرد نقشۀ نجاتش انجام میداد. خداوند از طریق معجزات در طول تاریخ عمل کرد تا خود را آشکار سازد و نقشۀ نجات خود را به انجام برساند.
آیا خدا امروز نیز معجزه میکند؟
کتاب مقدس به روشنی بیان میکند که خداوند دیروز و امروز تا ابد همان است و تغییر نکرده و قدرت او محدود نشده است. از سوی دیگر، کتاب مقدس هیچ وعدهای نمیدهد که همۀ معجزاتی که در دورههای خاص تاریخ نجات رخ دادند، باید در تمام نسلهای کلیسا به همان شکل ادامه پیدا کنند.
برای همین، مسیحیان دربارۀ معجزات امروز دو برداشت اصلی دارند. یک دیدگاه معتقد است که عطایایی مانند شفا و عطایای روحانی دیگر همچنان میتوانند در کلیسا رخ دهند. از این رو به این گفتۀ پولس رسول دربارۀ «عطایای شفا» و «عمل قوات» در کلیسا اشاره میکنند (اول قرنتیان ۱۲: ۹ -۱۰) که از ایمانداران میخواهد تا عطایای روح را برای بنای کلیسا به کار ببرند (اول قرنتیان ۱۲: ۷؛ ۱۴: ۱۲). کلیساهای پنطیکاستی بر این اساس معتقدند که روحالقدس همچنان میتواند چنین عطایایی را برای خدمت به کلیسا و اعلام انجیل عطا کند و ایمانداران باید با ایمان برای بیماران دعا کنند، در حالی که نتیجه را به ارادۀ خداوند بسپارند.
در مقابل، دیدگاه دیگری که بهویژه در برخی کلیساهای اصلاحشده و پروتستان دیده میشود، میان قدرت همیشگی خدا برای انجام معجزات و عطایای ویژۀ دوران رسولان تفاوت میگذارد. بر اساس این دیدگاه، خداوند امروز هم میتواند بهطور خارقالعاده به دعا پاسخ دهد و شخصی را شفا دهد، اما این به آن معنا نیست که کلیسا باید انتظار داشته باشد افرادی دارای همان نوع عطایای نشانهای دوران رسولان باشند یا اینکه معجزات بخش عادی و همیشگی از خدمت کلیسا باشد.
در خود کتاب مقدس نیز میبینیم که دعا برای بیماران همچنان جایگاه مهمی دارد. یعقوب به ایمانداران میگوید: «آیا کسی از شما بیمار است؟ نزد خود بطلبد مشایخ کلیسا را» و آنان برای او دعا کنند (یعقوب ۵: ۱۴ -۱۵). این آیات روشن میکنند که کلیسا باید بیماری و رنج را فقط از جنبۀ مادی نگاه نکند، بلکه در دعا به خداوند روی آورد. با این حال، دعا برای شفا به این معنا نیست که خداوند در هر مورد الزاماً همان چیزی را که ما میخواهیم انجام خواهد داد. حتی در عهد جدید نیز همۀ بیماران بهصورت معجزهآسا شفا نیافتند (دوم تیموتائوس ۴: ۲۰؛ اول تیموتائوس ۵: ۲۳). از این رو، هرچند ایمان مسیحی به قدرت خدا کاملا اعتماد دارد، اما این بدان معنا نیست که انتظار داشته باشیم خداوند باید در هر شرایطی معجزهای خاص انجام دهد. میتوان با اطمینان گفت که خداوند امروز نیز قادر به انجام معجزات است و قدرت او محدود به گذشته نیست. کتاب مقدس به ما میآموزد با اطمینان به قدرت خدا تکیه کنیم و منتظر عمل او باشیم، اما همزمان به ما یادآوری میکند که ایمان خود را بر معجزه بنا نکنیم؛ بلکه بر خود خداوند و حقیقت کلام او استوار باشیم.
info@radiosedayeenjil.com
+۱ (۸۱۸) ۷۵۱ ۹۷۲۶
استفاده و به اشتراک گذاری مطالب وب سایت با درج نام منبع ( وب سایت و لینک وب سایت ) بلامانع است. و خوشحال می شویم لینک مطالب وب سایت را با دیگران به اشتراک بگذارید (( آنچه می کنیم برای جلال نام خداوند است))