پخش زنده رادیو
تشخیص پیامهای نبوتی
آیا هر سخنی از خداست؟
آیا کسی که میگوید:«خدا به من گفت»، واقعاً پیام خدا را منتقل میکند؟ «خدا به من گفت»؛ دقیقاً یعنی چه؟ ابتدا باید روشن کنیم که وقتی کسی میگوید «خدا به من گفت» یا «روحالقدس مرا هدایت کرد»، ممکن است آنچه تجربه کرده در واقع برداشت شخصی، تفکرات روحانی یا هدایت درونی او باشد برای زندگی روحانی خودش؛ اما لازم است توجه کنیم که اینها با ادعای دریافت یک پیام مستقیم از خدا یکسان نیستند. اگر شخصی ادعا کند که خدا مستقیماً پیامی به او داده و او مأمور است آن را به کلیسا اعلام کند، ادعای بسیار بزرگی مطرح کرده است و چنین ادعایی باید با معیارهای کلام خدا بهدقت سنجیده شود. از این رو در این مقاله نگاهی به موضوع نبوت میاندازیم.
نبوت در کتاب مقدس چیست و چه مفهومی دارد؟
وقتی واژه «نبوت» را میشنویم، معمولاً نخست به پیشگویی آینده فکر میکنیم؛ اما در کتاب مقدس، نبوت مفهومی گستردهتر دارد. نبی کسی بود که پیام خدا را به مردم میرساند و این پیام میتوانست درباره وضعیت موجود، گناه و توبه، هشدار، تشویق، تسلی، وعدههای خدا و یا رویدادهای آینده باشد. بنابراین، پیشگویی آینده یکی از جنبههای نبوت است، اما نبوت را نمیتوان فقط به پیشبینی آینده محدود کرد. برای مثال، در اول قرنتیان ۱۴: ۳ پولس رسول دربارۀ نبوت در کلیسا از بنا، نصیحت و تسلی سخن میگوید و در اول قرنتیان ۱۴: ۲۴ -۲۵ نشان میدهد که پیام نبوتی میتواند وضعیت درونی انسان و اسرار دل او را آشکار کند.
در عهد عتیق، انبیا سخنان خود را به خدا نسبت میدادند و پیام آنان بر حقیقت و ارادهای استوار بود که از جانب خدا دریافت کرده بودند. به همین دلیل، نبوت موضوعی بسیار جدی بود و کسی نمیتوانست صرفاً بر اساس نظر شخصی خود ادعا کند که از طرف خدا سخن میگوید. دوم پطرس ۱: ۲۰ -۲۱ توضیح میدهد که نبوت از ارادۀ انسان سرچشمه نمیگیرد، بلکه مردان خدا به وسیله روحالقدس سخن گفتند. در نتیجه، اگر سخنی واقعاً نبوت بود، مسئله فقط یک توصیۀ خوب یا دیدگاه شخصی دربارهٔ مسائل روحانی نبود، بلکه ادعای رساندن پیام خدا به مردم بود؛ ادعایی که با خود، اقتدار و مسئولیت بسیار بزرگی به همراه داشت.
از همینجا میتوان فهمید که چرا کتاب مقدس برای تشخیص پیامآوران حقیقی از دروغین اهمیت زیادی قائل است. نبی حقیقی نمیتوانست سخن شخصی خود را به خدا نسبت دهد؛ زیرا چنین کاری به معنای نسبتدادن سخن انسانی به خدا و استفاده از نام و اقتدار او بود. به همین دلیل، کتاب مقدس از همان ابتدا بر تشخیص و آزمایش پیام کسانی که ادعا میکردند از جانب خدا سخن میگویند تأکید بسیار داشت.
خداوند در کتاب مقدس چگونه از طریق انبیا سخن گفت؟
خداوند در طول تاریخ نجات، در زمانها و موقعیتهای مختلف از طریق انبیا با قوم خود سخن گفت. عبرانیان ۱: ۱ -۲ میگوید که خدا در گذشته به شیوههای گوناگون به وسیله انبیا با پدران سخن گفت و سپس در این ایام آخر به وسیله پسر خود سخن گفته است. بنابراین، سخنگفتن خدا از طریق انبیا بخش مهمی از مکاشفهٔ او در تاریخ کتاب مقدس بود؛ اما این آیات همچنین نشان میدهند که سخن نهایی و کامل خدا در عیسی مسیح آشکار شده است.
گاهی پیام خدا دربارهٔ آینده بود؛ مانند پیشگوییهای اشعیا، ارمیا، دانیال و دیگر انبیا دربارهٔ داوری، بازگشت قوم، آمدن مسیح و رویدادهای آینده. اما بخش مهمی از خدمت انبیا به زمان خود آنان مربوط میشد. آنان قوم را به توبه دعوت میکردند، بیعدالتی را محکوم میکردند، دربارهٔ پیامدهای گناه هشدار میدادند و مردم را به وفاداری به خدا دعوت میکردند. بنابراین، اگر نبوت را فقط «پیشبینی آینده» بدانیم، بخش مهمی از کار و پیام انبیا را نادیده گرفتهایم.
در عهد جدید نیز نبوت در کلیسای نخستین وجود داشت و در کنار خدمت رسولان و جمع ایمانداران انجام میشد. پولس رسول در اول قرنتیان ۱۴: ۱ -۵ ایمانداران را تشویق میکند که مشتاق دریافت و بیان پیام نبوتی باشند و در همان فصل تأکید میکند که پیامهای نبوتی که در جمع ایمانداران بیان میشوند، باید توسط دیگران بررسی و داوری شوند (اول قرنتیان ۱۴: ۲۹). بنابراین، حتی در کلیسای نخستین نیز ادعای اینکه سخنی از جانب خداست، به معنای مصونبودن گوینده از آزمون و بررسی نبود.
این موضوع ما را به پرسشی مهم میرساند: آیا همان نبوتی که در کلیسای نخستین وجود داشت، امروز نیز ادامه دارد؟
در این زمینه، میان کلیساها اختلاف نظر وجود دارد. یک دیدگاه معتقد است که عطیهٔ نبوت، به معنای دریافت و اعلام مکاشفۀ تازه و مستقیم از جانب خدا، همراه با دیگر عطایای نشانهای که با دورۀ رسولان ارتباط داشتند، با پایان یافتن دورۀ رسولان ادامه پیدا نکرده است. در این دیدگاه، افسسیان ۲: ۲۰ که رسولان و انبیا را بنیاد کلیسا قرار میدهد، اهمیت زیادی دارد. همچنین دوم تیموتائوس ۳: ۱۶ -۱۷ و یهودا ۱: ۳ نشان میدهند که کلام خدا و ایمان مسیحی برای تعلیم و هدایت کلیسا کافی هستد. از این رو، برخی مفسران کتابمقدس بر همین اساس معتقدند که نبوت به معنای دریافت مکاشفۀ تازه از جانب خدا، پس از پایان دورهٔ رسولان ادامه پیدا نکرده است.
در مقابل، کلیساهای پنطیکاستی و کاریزماتیک معمولاً معتقدند که عطیۀ نبوت همچنان میتواند در کلیسا وجود داشته باشد. آنها در عین حال تأکید میکنند که هیچ پیام نبوتی، امروزه همسطح کتاب مقدس نیست و هر پیام نبوتی باید با کتاب مقدس سنجیده و بررسی شود.
بنابراین، در دیدگاه اول «نبوت»، به معنای دریافت مکاشفۀ تازه از جانب خدا برای کلیسا، پایان یافته است. گرچه از نظر کایساهای پنطیکاستیها و کاریزماتیک این عطیه همچنان میتواند در کلیسا وجود داشته باشد، اما هیچ پیامی همسطح کتاب مقدس نیست. این تفاوت دیدگاه در ادامهٔ بحث دربارهٔ عبارت «خدا به من گفت» اهمیت زیادی دارد؛ زیرا باید میان یک برداشت روحانی یا هدایت شخصی و ادعای دریافت مکاشفۀ مستقیم از جانب خدا تفاوت بسیاری گذاشت.
آیا هر سخنی از طرف خداست؟
امروزه جملۀ «خدا به من گفت» را ممکن است در موقعیتهای مختلف بشنویم. یک نفر ممکن است بگوید: «وقتی دعا میکردم، احساس کردم خدا میخواهد این تصمیم را بگیرم.» شخص دیگری ممکن است بگوید: «خدا به من گفت که برای تو اتفاق خاصی خواهد افتاد.» شخص دیگری ممکن است به یک کلیسا بگوید: «خدا به من گفت این کلیسا باید چنین کاری انجام دهد یا ندهد.» این جملات در ظاهر شبیه یکدیگرند، اما در واقع ادعاهای کاملاً متفاوتی هستند.
گاهی شخص فقط میخواهد تجربه یا برداشت شخصی خود را بیان کند. در چنین حالتی بهتر است بگوید: «من چنین برداشتی دارم» یا «به نظرم خداوند از طریق کلامش مرا در این جهت هدایت میکند.» اما وقتی کسی میگوید: «خدا به من گفت»، و منظورش این است که خدا مستقیماً پیام خاصی را به او داده و او اکنون آن را با دیگران در میان میگذارد، ادعای بسیار جدیتری مطرح کرده است. چنین سخنی دیگر صرفاً نظر شخصی او نیست؛ بلکه او سخن خود را با اقتدار خداوند به دیگران ارائه میکند و به همین دلیل باید با دقت بسیار بیشتری بررسی شود.
در چنین شرایطی، نباید تحت تأثیر اعتمادبهنفس گوینده، احساسات قوی، عنوان او یا حتی نتیجهای که بعداً اتفاق میافتد، قرار بگیریم. کتاب مقدس بارها نشان میدهد که تحقق یافتن یک نشانه یا پیشگویی، بهتنهایی ثابت نمیکند که پیام از جانب خداست. در تثنیه ۱۳: ۱ -۳ حتی دربارۀ شخصی سخن گفته میشود که نشانه یا پیشگویی او تحقق مییابد، اما او مردم را از خدای حقیقی دور میکند. بنابراین، تحقق یک پیشگویی بهتنهایی معیار کافی برای تشخیص پیام الهی نیست.
همین اصل در مورد نتیجۀ خوب نیز صدق میکند. ممکن است شخصی سخنی بگوید، بر اساس آن تصمیمی گرفته شود و در نهایت نتیجهٔ مطلوبی به دست آید؛ اما موفقیت یک تصمیم، بهتنهایی ثابت نمیکند که آن تصمیم مستقیماً از طرف خداوند به شخص گفته شده است. کتاب مقدس ما را دعوت میکند که حقیقت را فقط بر اساس نتیجه نسنجیم، بلکه خودِ سخن، محتوای آن و منشأ آن را نیز بررسی کنیم. این مسئله زمانی جدیتر میشود که کسی از عبارت «خدا به من گفت» برای کنترل دیگران استفاده کند. چنین ادعایی میتواند وجدان انسان را زیر فشار قرار دهد و او را به اطاعت از یک فرد وادار کند، در حالی که خداوند ممکن است چنین فرمانی در کلام خود نداده باشد. بنابراین، نسبت دادن سخن یا خواستهٔ شخصی به خدا میتواند به نوعی سوءاستفادهٔ روحانی تبدیل شود.
از اینجا میتوان به یک اصل بسیار مهم رسید؛ اگر خدا دربارۀ موضوعی خاص در کتاب مقدس سخن نگفته باشد، سکوت او به ما اجازه نمیدهد سخن شخص دیگری را به خدا نسبت دهیم. ممکن است ما دربارۀ بسیاری از اتفاقات و حتی امور آینده پاسخ مشخصی نداشته باشیم، اما این به آن معنا نیست که برای پر کردن این خلأ، باید به دنبال پیامهایی باشیم که منشأ آنها برای ما روشن نیست و سپس برای تأیید، آنها را به خدا نسبت دهیم. در چنین شرایطی، به جای اینکه بگوییم «خدا به من گفت»، بهتر است در پرتو کتاب مقدس دعا کنیم، حکمت بخواهیم و با بررسی شرایط و مشورت درست، تصمیمی حکیمانه بگیریم (یعقوب ۱: ۵؛ امثال ۳: ۵ -۶).
معیار کتاب مقدس برای تشخیص پیام درست چیست؟
اگر کسی ادعا کند خدا از طریق او سخن گفته است، نخستین معیار باید هماهنگی پیام با کلام خدا باشد. خدا نمیتواند چیزی را بگوید که با آنچه خود در کتاب مقدس آشکار کرده است در تضاد باشد. اشعیا ۸: ۲۰ تأکید میکند که سخنان و ادعاهای مردم باید با کلام خدا سنجیده شود و غلاطیان ۱: ۸ نشان میدهد که حتی اگر فرشتهای پیامی خلاف انجیل بیاورد، نباید پذیرفته شود.
دومین معیار، حقیقت دربارۀ عیسیمسیح است. یوحنای رسول میگوید: «هر روح را باور مکنید، بلکه روحها را بیازمایید» و سپس حقیقت دربارۀ عیسیمسیح را یکی از معیارهای مهم تشخیص معرفی میکند (اول یوحنا ۴: ۱ -۳). از این رو، هر پیامی که دربارۀ عیسیمسیح، شخصیت او، انجیل یا تعلیم روشن کتاب مقدس تحریف یا انحرافی ایجاد کند، نمیتواند پیام خدا باشد.
سومین معیار، آزمودن خود پیام در میان ایمانداران است. پولس رسول دربارۀ نبوت در کلیسا میگوید که «دیگران» باید آن را بررسی و داوری کنند (اول قرنتیان ۱۴: ۲۹). همچنین میگوید: «نبوتها را خوار مشمارید؛ همهچیز را بیازمایید» (اول تسالونیکیان ۵: ۲۰ -۲۱). بنابراین، کسی که میگوید «خدا به من گفت» نباید انتظار داشته باشد که سخنش بدون بررسی و سنجش پذیرفته شود.
چهارمین معیار، تحقق یافتن پیشگویی است؛ البته زمانی که پیام واقعاً دربارهٔ آینده باشد. تثنیه ۱۸: ۲۰ -۲۲ دربارۀ کسی که به نام خدا سخن میگوید و سخنش تحقق نمییابد، معیار روشنی ارائه میدهد. البته همۀ نبوتها پیشگویی نیستند و دربارۀ آینده سخن نمیگویند، برخی پیامهای نبوتی در کتاب مقدس برای هشدار، توبه یا تشویق داده شدهاند. بنابراین، نباید هر پیام نبوتی را فقط با این معیار سنجید که آیا پیشگویی آن تحقق یافته است یا نه؛ اما وقتی کسی ادعای مشخصی دربارهٔ آینده میکند، تحقق یا عدم تحقق آن ادعا نیز در تشخیص درست یا نادرست بودن آن اهمیت دارد.
پنجمین معیار، شخصیت و ثمره زندگی پیامآور است. عیسیمسیح درباره انبیای دروغین هشدار داد و فرمود که آنها را میتوان از ثمرۀشان شناخت (متی ۷: ۱۵ -۲۰). این معیار بهتنهایی کافی نیست، اما اهمیت زیادی دارد. کسی که مرتب خود را مرکز توجه قرار میدهد، مردم را به خود وابسته میکند، از اقتدار خدا برای تحمیل خواستههای خود استفاده میکند و در برابر بررسی و اصلاح مقاومت نشان میدهد، دلیلی جدی برای احتیاط است.
در نهایت، باید هدف پیام را نیز بررسی کنیم. نبوت در کلیسای نخستین برای بنا، تشویق و تسلی ایمانداران بود (اول قرنتیان ۱۴: ۳). اگر پیامی به جای اینکه مردم را به خداوند و حقیقت کلام او نزدیک کند، آنها را به یک شخص وابسته کند یا تحت کنترل او درآورد، باید نسبت به آن بسیار محتاط بود. پیام خدا انسان را به وابستگی به یک شخص دعوت نمیکند و اقتدار کلام خدا را کنار نمیگذارد.
بنابراین، وقتی امروز کسی میگوید «خدا به من گفت»، پاسخ ایماندار نباید پذیرش فوری یا رد کردن عجولانه. نخست باید پرسید: این سخن دقیقاً چه ادعایی دارد؟ آیا با کتاب مقدس هماهنگ است؟ دربارۀ عیسیمسیح چه میگوید؟ آیا میتوان آن را با معیارهای کلام خدا همراستا دید و آیا باعث جلال نام خداوند میشود؟ اگر پیشگویی دربارۀ آینده است، آیا تحقق مییابد؟ و مهمتر از همه، آیا این پیام انسان را به خدا و کلام او نزدیک میکند یا او را به گوینده وابسته میسازد؟
خلاصه
نبوت در کتاب مقدس بسیار بیشتر از پیشگویی آینده است؛ نبوت رساندن پیام خدا برای هدایت، هشدار، توبیخ، تشویق، تسلی و گاهی اعلام امور آینده است. خداوند در عهد عتیق و در دوره کلیسای نخستین از طریق انبیا سخن گفت، اما پیامهای نبوتی حتی در کلیسای نخستین نیز باید مورد بررسی قرار میگرفتند. دربارۀ ادامۀ نبوت در کلیساهای امروزی میان مسیحیان اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن را ادامهدار میدانند و برخی معتقدند نبوت به معنای دریافت مکاشفۀ تازه از خدا با پایان دورۀ رسولان به پایان رسیده است.
با این حال، در هر دو دیدگاه، یک اصل اساسی اهمیت دارد؛ هیچ انسانی حق ندارد صرفاً با گفتن «خدا به من گفت» سخن خود را از بررسی و سنجش معاف کند. معیار نهایی برای مسیحی، حقیقتی است که خدا در کلام خود آشکار کرده است. هر سخنی که با کتاب مقدس در تضاد باشد، عیسیمسیح و انجیل را تحریف کند یا از نام خدا برای کنترل انسانها استفاده کند، نباید پذیرفته شود. از این رو، بلوغ روحانی به این نیست که هر صدای خارقالعادهای را بشنویم و آن را صدای خدا بدانیم؛ بلکه در این است که کلام خدا را بشناسیم، هر ادعایی را با آن بسنجیم و حتی در برابر سخنی که با اقتدار فراوان گفته میشود، وفاداری خود را به حقیقت خدا حفظ کنیم.
info@radiosedayeenjil.com
+۱ (۸۱۸) ۷۵۱ ۹۷۲۶
استفاده و به اشتراک گذاری مطالب وب سایت با درج نام منبع ( وب سایت و لینک وب سایت ) بلامانع است. و خوشحال می شویم لینک مطالب وب سایت را با دیگران به اشتراک بگذارید (( آنچه می کنیم برای جلال نام خداوند است))